English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
postcard U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
postcards U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
post card U کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
postcards U کارت پستال
postcard U کارت پستال
picture postcard U کارت پستال
post card U کارت پستال
picture postcard U کارت پستال عکس دار
first-day cover U پاکت یا کارت پستال که در روز اول فروش تمبر جدید ارسال شده و تاریخ آن روز را روی تمبر مهر زدهاند
first-day covers U پاکت یا کارت پستال که در روز اول فروش تمبر جدید ارسال شده و تاریخ آن روز را روی تمبر مهر زدهاند
communicates U مکاتبه کردن
communicated U مکاتبه کردن
corresponds U مکاتبه کردن
corresponded U مکاتبه کردن
correspond U مکاتبه کردن
communicate U مکاتبه کردن
card U کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
cards U کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
correspound U مناسب بودن مکاتبه کردن
calibration card U کارت خصلت یابی توپخانه کارت تنظیم بی سیم یا وسایل دیگر
card U وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
cards U وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
leading edge U اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
name tag U کارت معرفی کارت اسم
cards U کارت تبریک کارت عضویت
card U کارت تبریک کارت عضویت
correspondence U مکاتبه
correspoundence U مکاتبه
communication U مکاتبه
correspondences U مکاتبه
osmose U نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
correspounding U مکاتبه کننده
correspoundent U طرف مکاتبه
cryptocorrespondence U مکاتبه به رمز
corresponding U مکاتبه کننده
correspondence U مکاتبه مکاتبات
correspondences U مکاتبه مکاتبات
correspondent U مکاتبه کننده طرف معامله
correspondents U مکاتبه کننده طرف معامله
card jam U گیر کردن کارت
interoffice U مکاتبه و مراسله بین ادارات یک موسسه
adapter U کارت جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. این کارت داده کامپیوتری را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند تا قابل ارسال در کابل شبکه باشد
to scrape down U تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lyophilization U خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
ratten U بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
qualification card U کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wiped U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptizing U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
latch U بوسیله کلون محکم کردن
wet down U بوسیله اب پاشی خیس کردن
latches U بوسیله کلون محکم کردن
semaphore U بوسیله پرچم مخابره کردن
chafing U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafes U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafe U بوسیله اصطکاک گرم کردن
instantiate U معرفی کردن بوسیله کنسرت
shield U بوسیله سپر حفظ کردن
step down U کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
shields U بوسیله سپر حفظ کردن
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
electrotype U بوسیله برق چاپ کردن
vector U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
policed U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
vectors U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
police U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
thermostat U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
thermostats U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
faradize U بوسیله القای برق معالجه کردن
latensify U بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
roentgenize U بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
to shield U بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
gravitating U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitate U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitated U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
vectorial U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitates U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
whet U عمل تیز کردن بوسیله مالش
polices U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
electrolyze U تجزیه کردن بوسیله جریان برق
to proclaim meetings U بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
emergency medical tag U کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
scalded cream U سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
psychanalyze U بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
labiovelar U تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
talk out U بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
percutaneous perspiration U عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
atm U ماشین الکترونیکی در بانک با وارد کردن کارت مغناطیسی پول را خرد میکند
seams U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seam U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
lixiviate U تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
pyrogravure U نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
maieutics U فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
barff's precess U حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
manual U عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
to walk the chalk U بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
sifting U روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
to make a trick U با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
card U کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
cards U کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
garotte U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garrote U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
bouse U بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
plenum method U طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
horizon U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizons U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
ambulances U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulance U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
DIMM U سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
stub card U ته کارت
card code U کد کارت
cards U کارت
card U کارت
paste board U کارت
card image U تصویر کارت
card deck U دسته کارت
green card U کارت سبز
card feed U خورد کارت
card column U ستون کارت
identification card U کارت شناسایی
binary card U کارت دودویی
carte blanche U کارت سفید
visiting card U کارت ویزیت
green cards U کارت سبز
ledger card U کارت معین
ibm card U کارت 08 ستونی
card punch U کارت منگنه کن
card loader U کارت بارکن
calling card U کارت ویزیت
visting card U کارت ویزیت
hollerith card U کارت هالریت
paper card U کارت کاغذی
card deck U دستینه کارت
input card U کارت ورودی
job card U کارت کار
card hopper U ناودان کارت
magnacard U کارت مغناطیسی
magnetic card U کارت مغناطیسی
card guide U راهنمای کارت
get a long with you U بروپی کارت
job card U کارت برنامه
interface card U کارت رابط
card cage U محفظه کارت
yello card U کارت زرد
credit cards U کارت اعتباری
card code U رمز کارت
card field U میدان کارت
I want to have a word with you . I want you . U کارت دارم
card face U رویه کارت
card field U فیلد کارت
logic card U کارت منطقی
credit card U کارت اعتباری
punch card U کارت منگنه
card verifier U بازبین کارت
coulmn card U کارت 69 ستونه
cards U یک کارت پانچ
card verification U بازبینی کارت
smart card U کارت هوشمند
card stacker U مخزن کارت
card stacker U کارت پشته کن
control card U کارت کنترل
carte U کارت ویزیت
cartle blanche U کارت بلانش
debit card U کارت بدهی
summary card U کارت خلاصه
tape to card U از نوار به کارت
identification document U کارت شناسایی
ID card U کارت شناسایی
badge U کارت شناسایی
continuation card U کارت ادامه
punched card U کارت منگنه
circuit card U کارت مدار
card format U قالب کارت
card reader U کارت خوان
red card U کارت قرمز
account card U کارت حساب
card rack U جای کارت
range card U کارت برد
comment card U کارت توضیحی
card rack U طاقچه کارت
card U یک کارت پانچ
card row U سطر کارت
data card U کارت اطلاعات کامپیوتری
card loader U بار کننده کارت
data card U کارت ثبت اطلاعات
punched card control U کنترل کارت پانچ
magnetic strip card U کارت نوار مغناطیسی
magnetic ledger card U کارت معین مغناطیسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com