English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (24 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
gravitate U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitated U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitates U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitating U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
windblown U در حرکت بوسیله باد
telekinesis U حرکت اجسام بوسیله ارواح
rocket propulsion U حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
locomotion U نقل وانقال نیرو بوسیله حرکت
electrophoresis U حرکت ذرات معلق مایع بوسیله نیروی برق
handcar U چهارچرخه کوچکی که بوسیله دست یا موتورکوچکی روی خط اهن حرکت میکند
set forward U جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
strike U فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strikes U فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
free air anomaly U اختلاف نیروی جاذبه زمین اختلاف جاذبه ازاد
turbopump U پمشی که توسط توربینی که بوسیله گازهای حاصل ازسوختن سوختهای راکت به چرخش درامده به حرکت درمی اید
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
earth's attraction U جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
osmose U نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
to scrape down U تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lyophilization U خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
ratten U بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wiping U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
baptises U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
semaphore U بوسیله پرچم مخابره کردن
shields U بوسیله سپر حفظ کردن
electrotype U بوسیله برق چاپ کردن
latch U بوسیله کلون محکم کردن
shield U بوسیله سپر حفظ کردن
chafing U بوسیله اصطکاک گرم کردن
wet down U بوسیله اب پاشی خیس کردن
latches U بوسیله کلون محکم کردن
chafes U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafe U بوسیله اصطکاک گرم کردن
step down U کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
instantiate U معرفی کردن بوسیله کنسرت
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
policed U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
polices U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
vector U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vectorial U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vectors U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
police U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
thermostats U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
roentgenize U بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
to shield U بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
thermostat U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
latensify U بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
postcard U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
to proclaim meetings U بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
whet U عمل تیز کردن بوسیله مالش
electrolyze U تجزیه کردن بوسیله جریان برق
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
faradize U بوسیله القای برق معالجه کردن
postcards U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
talk out U بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
scalded cream U سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
psychanalyze U بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
labiovelar U تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
percutaneous perspiration U عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
appeals U جاذبه
appealed U جاذبه
appeal U جاذبه
gravitation U جاذبه
law of gravity U جاذبه
valence U جاذبه
attractions U جاذبه
attraction U جاذبه
gravity U جاذبه
seam U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
pyrogravure U نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
lixiviate U تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
cohesion U جاذبه مولکولی
electric attraction U جاذبه الکتریکی
magnetic attraction U جاذبه مغناطیسی
sex appeal U جاذبه جنسی
electron capture U جاذبه الکترونی
coulomb attraction U جاذبه کولنی
counter attraction U جاذبه متقابله
attraction force U نیروی جاذبه
absorpthiveness U قوه جاذبه
electromagnetic attraction U جاذبه الکترومغناطیسی
capillary attraction U جاذبه شعریه
sexiness U جاذبه جنسی
attraction of current U جاذبه میدان
gravitational waves U امواج جاذبه
gravitation U جاذبه گرانشی
gravitation U قوه جاذبه
attration U جاذبه کشندگی
gravitation U کشش جاذبه
gravitation U جاذبه ثقلی
electrostatic attraction U جاذبه الکترواستاتیکی
attractive field U میدان جاذبه
gravitational attraction U جاذبه گرانشی
gravitational constant U ثابت جاذبه
gravitational force U نیروی جاذبه
attractive force U نیروی جاذبه
adhesion U جاذبه سطحی
maieutics U فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
barff's precess U حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
magnetic dip U میدان جاذبه مغناطیسی
law of electrostatic attraction U قانون جاذبه الکترواستاتیکی
ablatitious U کاهنده قوه جاذبه
magnetic dip U قوه جاذبه مغناطیسی
geomagnetic U وابسته به جاذبه زمین
law of universal gravitation U قانون جاذبه عمومی
scenic attractions U جاذبه های دیدنی
interionic attraction U جاذبه بین یونی
intensity of gravity U گرانی یا جاذبه زیاد
intensity of gravity U شدت با زیادی جاذبه
intermolecular attraction U جاذبه بین مولکولی
centripetal force U قوه جاذبه مرکز
manual U عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
intermolecular attractive force U نیروی جاذبه بین مولکولی
gravity U جاذبه زمین کشش انحراف
gravity U جاذبه زمین درجه کشش
cohesion U التصاق یا قوه جاذبه ذرات
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
to walk the chalk U بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
sifting U روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
cohesion U نیروی جاذبه بین ذرات همگن
affinity U نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
gravitating U بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitated U بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitate U بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
affinities U نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
gravitates U بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
centriole U ذره کوچکی در مرکز جاذبه میان دانه
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
braid U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumber U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbering U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbers U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braids U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
geotropism U رشدو نمو گیاه تحت تاثیر قوه جاذبه زمین
move on U ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball U وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing U حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball U حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
neap tide U دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
loitered U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiters U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
garotte U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garrote U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
bouse U بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
moved U حرکت کردن
sailings U حرکت کردن
moves U حرکت کردن
have way on U حرکت کردن
move U حرکت کردن
sailed U حرکت کردن
to bear oneself U حرکت کردن
to weigh anchor U حرکت کردن
departure U حرکت کردن
skew U کج حرکت کردن
skewing U کج حرکت کردن
get under way U حرکت کردن
waggle U حرکت کردن
waggled U حرکت کردن
waggles U حرکت کردن
inch U حرکت کردن
skews U کج حرکت کردن
whir U حرکت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com