English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
ambulance U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulances U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ambulance U امبولانس
motor ambulance U امبولانس
ambulance car U امبولانس
ambulances U امبولانس
ambulance station U ایستگاه امبولانس
air ambulance U امبولانس هوایی
air ambulance U هواپیمای امبولانس
osmose U نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
to scrape down U تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lyophilization U خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
ratten U بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wiped U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptizing U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
semaphore U بوسیله پرچم مخابره کردن
wet down U بوسیله اب پاشی خیس کردن
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
instantiate U معرفی کردن بوسیله کنسرت
step down U کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
shields U بوسیله سپر حفظ کردن
latches U بوسیله کلون محکم کردن
chafing U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafes U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafe U بوسیله اصطکاک گرم کردن
latch U بوسیله کلون محکم کردن
electrotype U بوسیله برق چاپ کردن
shield U بوسیله سپر حفظ کردن
gravitates U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitated U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
postcards U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
postcard U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
thermostats U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
whet U عمل تیز کردن بوسیله مالش
vector U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
electrolyze U تجزیه کردن بوسیله جریان برق
gravitating U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
to proclaim meetings U بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
thermostat U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
vectors U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
polices U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
policed U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
police U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
vectorial U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
to shield U بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
roentgenize U بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
latensify U بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
faradize U بوسیله القای برق معالجه کردن
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
gravitate U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
scalded cream U سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
psychanalyze U بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
percutaneous perspiration U عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
talk out U بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
labiovelar U تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
lixiviate U تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
seams U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seam U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
pyrogravure U نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
maieutics U فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
barff's precess U حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
manual U عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
to walk the chalk U بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
sifting U روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
bouse U بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
garrote U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
plenum method U طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
horizons U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizon U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
croquet U بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
whereby U که بوسیله ان
with U بوسیله
wherewithal U که بوسیله ان
thruogh the a of U بوسیله
of U بوسیله
by U بوسیله
at the hand of U بوسیله
per U بوسیله
by dint of U بوسیله
by the instrumentality of U بوسیله
perprep U بوسیله
via U بوسیله
by wire U بوسیله تلگراف
municipally U بوسیله شهرداری
hydrolysis U تجزیه بوسیله اب
by the f. U بوسیله لمس
hydromancy U تفال بوسیله اب
electrically U بوسیله برق
per pais U بوسیله کشور
per pais U بوسیله مملکت
by depty U بوسیله نماینده
patented U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patenting U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
diathermy U معالجه بوسیله حرارت
churn U بوسیله اسباب گردنده
churned U بوسیله اسباب گردنده
patent U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
churns U بوسیله اسباب گردنده
photogelatin process U چاپ بوسیله ژلاتین
hydromancer U تفال زننده بوسیله اب
aerotherapeutics U معالجه بوسیله هوا
lapped joint U اتصال بوسیله پوشش
postage U حمل بوسیله پست
patents U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
sent via e-mail U بوسیله ایمیل فرستاده شد
dragonnades U بوسیله سواره نظام
electromotive U متحرک بوسیله برق
to scent out U بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
eluviation U انتقال بوسیله بادوباران
to pick thanks U بوسیله سخن چینی
aeromancy U تفال بوسیله هوا
leaching U تصفیه بوسیله شستشو
intuitively U بوسیله درک مستقیم
pipe down U بوسیله شیپور یا نای
pipeage U ترابری بوسیله لوله
galvanography U روی مس بوسیله اندودکهربایی
traingulation U پیمایش بوسیله مثلثات
radar scan U مراقبت بوسیله رادار
phototypography U چاپ بوسیله عکسبرداری
pipage U ترابری بوسیله لوله
infiltration U پالایش بوسیله تراوش
brews U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
windswept U بوسیله باد جاروشده
semaphore U مخابره بوسیله پرچم
electric chair U اعدام بوسیله برق
brew U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
windblown U در حرکت بوسیله باد
pours U تراوش بوسیله ریزش
brewed U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
hydrolyze U بوسیله اب تجزیه شدن
seagirt U محصور بوسیله دریا
in propria persona U بوسیله خود شخص
poured U تراوش بوسیله ریزش
pouring U تراوش بوسیله ریزش
pour U تراوش بوسیله ریزش
embolic U مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
soaks U بوسیله مایع اشباع شدن
soak U بوسیله مایع اشباع شدن
telekinesis U حرکت اجسام بوسیله ارواح
massotherapy U معالجه بوسیله مشت و مال
electrometallurgy U ذوب فلزات بوسیله برق
radiophotograph U انتقال عکس بوسیله رادیو
self-service U کمک بوسیله خود شخص
memoria technica U فن یا شیوهای که بوسیله ان یادوهوش رانیرومندمیسازند
the block U مردن بوسیله گردن زنی
in law U خویشاوند و منسوب بوسیله ازدواج
pyretotherapy U معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
argon arc welding U جوش قوسی بوسیله گازارگون
electro magnetism U تولید خواص مغناطیسی بوسیله
container transport U حمل و نقل بوسیله کانتینر
photocopy U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
seaborne U بوسیله کشتی حمل شده
by no one else U از [بوسیله] هیچ کسی دیگر
incuse U نقش شده بوسیله چکش
self administered U اداره شونده بوسیله خویشتن
suicide attack U قصد کشت بوسیله خودکشی
chemical warfare U جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
cathodogeaph U بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
photomap U نقشه برداری بوسیله عکاسی
photolighograph U عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
carbon arcwelding U جوش قوسی بوسیله کربن
phonendoscope U اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
photoengraving U گراور سازی بوسیله عکاسی
intercommunication system U ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
photocopied U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
suicide bombing U قصد کشت بوسیله خودکشی
grout stop U اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
nettle U بوسیله گزنه گزیده شدن
nettles U بوسیله گزنه گزیده شدن
mail order U سفارش کالا بوسیله پست
lyophiled U خشک شده بوسیله انجمادسخت
platinotype U عکاسی بوسیله املاح پلاتین
lyophil U خشک شده بوسیله انجمادسخت
photocopying U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
string U یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
perfusion U غسل تعمید بوسیله اب پاشی
photocopies U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
self appointed U منصوب شده بوسیله خویشتن
wigwag U ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
lures U بوسیله تطمیع بدام انداختن
luring U بوسیله تطمیع بدام انداختن
waterborne U حمل شده بوسیله اب اب برد
rainwash U شستشوی چیزی بوسیله باران
rainwash U شسته شده بوسیله باران
hydropathy U معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
lightproof U غیرقابل نفوذ بوسیله نور
wirephoto U بوسیله بی سیم عکس فرستادن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com