Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (47 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
wet down
U
بوسیله اب پاشی خیس کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
perfusion
U
غسل تعمید بوسیله اب پاشی
wet down
U
اب پاشی کردن
sprinkle
U
گلنم زدن اب پاشی کردن
sprinkled
U
گلنم زدن اب پاشی کردن
sprinkles
U
گلنم زدن اب پاشی کردن
osmose
U
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
sprinkling
U
آب پاشی
spray
U
سم پاشی
spraying
U
سم پاشی
sprays
U
سم پاشی
sprayed
U
سم پاشی
sand blasting
U
شن پاشی
mulching
U
مالچ پاشی
sand dressing
U
ماسه پاشی
aspersion
U
اب پاشی و اب افشانی
sand blasting
U
ماسه پاشی
foam sprinkler system
U
شبکه کف پاشی
baiting
U
دانه پاشی
sand blast nozzle
U
شیپوره ماسه پاشی
sand blasting practice
U
عملیات ماسه پاشی
paint spraying equipment
U
تجهیزات رنگ پاشی
sand blast unit
U
واحد ماسه پاشی
libations
U
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
libation
U
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
lyophilization
U
خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down
U
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
ratten
U
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count
U
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wipes
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
stirrup pump
U
تلمبه قابل حمل اب پاشی برای اتش نشانی
baptised
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
hyphenate
U
بوسیله خط دارای فاصله کردن
latches
U
بوسیله کلون محکم کردن
latch
U
بوسیله کلون محکم کردن
shields
U
بوسیله سپر حفظ کردن
chafing
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
instantiate
U
معرفی کردن بوسیله کنسرت
chafes
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
shield
U
بوسیله سپر حفظ کردن
semaphore
U
بوسیله پرچم مخابره کردن
chafe
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
step down
U
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
electrotype
U
بوسیله برق چاپ کردن
electrolyze
U
تجزیه کردن بوسیله جریان برق
gravitates
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
vector
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
to proclaim meetings
U
بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
thermostats
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
gravitated
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
thermostat
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
gravitate
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
policed
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
latensify
U
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
vectorial
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
roentgenize
U
بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
vectors
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitating
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
faradize
U
بوسیله القای برق معالجه کردن
polices
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
police
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
whet
U
عمل تیز کردن بوسیله مالش
postcards
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
to file a petition
U
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to shield
U
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
photoengrave
U
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
postcard
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
scalded cream
U
سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
percutaneous perspiration
U
عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
talk out
U
بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
psychanalyze
U
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
labiovelar
U
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
to file an application to somebody
U
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
lixiviate
U
تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
pyrogravure
U
نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
seams
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seam
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
barff's precess
U
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
maieutics
U
فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
manual
U
عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
lifemanship
U
متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
sifting
U
روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
to walk the chalk
U
بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
hosing
U
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hose
U
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hosed
U
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
hoses
U
لوله لاستیکی مخصوص اب پاشی وابیاری لوله اب اتش نشانی
bouse
U
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
garrote
U
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte
U
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
phototostat
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
plenum method
U
طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
horizon
U
افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizons
U
افق فکری بوسیله افق محدود کردن
ambulances
U
بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulance
U
بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
croquet
U
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
via
U
بوسیله
per
U
بوسیله
wherewithal
U
که بوسیله ان
with
U
بوسیله
by the instrumentality of
U
بوسیله
thruogh the a of
U
بوسیله
by
U
بوسیله
perprep
U
بوسیله
by dint of
U
بوسیله
whereby
U
که بوسیله ان
at the hand of
U
بوسیله
of
U
بوسیله
per pais
U
بوسیله مملکت
hydromancy
U
تفال بوسیله اب
by depty
U
بوسیله نماینده
electrically
U
بوسیله برق
by wire
U
بوسیله تلگراف
per pais
U
بوسیله کشور
by the f.
U
بوسیله لمس
municipally
U
بوسیله شهرداری
hydrolysis
U
تجزیه بوسیله اب
infiltration
U
پالایش بوسیله تراوش
to scent out
U
بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
in propria persona
U
بوسیله خود شخص
churns
U
بوسیله اسباب گردنده
leaching
U
تصفیه بوسیله شستشو
sent via e-mail
U
بوسیله ایمیل فرستاده شد
aeromancy
U
تفال بوسیله هوا
diathermy
U
معالجه بوسیله حرارت
lapped joint
U
اتصال بوسیله پوشش
to pick thanks
U
بوسیله سخن چینی
electromotive
U
متحرک بوسیله برق
eluviation
U
انتقال بوسیله بادوباران
intuitively
U
بوسیله درک مستقیم
aerotherapeutics
U
معالجه بوسیله هوا
churn
U
بوسیله اسباب گردنده
churned
U
بوسیله اسباب گردنده
dragonnades
U
بوسیله سواره نظام
poured
U
تراوش بوسیله ریزش
phototypography
U
چاپ بوسیله عکسبرداری
patent
U
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
radar scan
U
مراقبت بوسیله رادار
patented
U
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
pipeage
U
ترابری بوسیله لوله
pipe down
U
بوسیله شیپور یا نای
pipage
U
ترابری بوسیله لوله
hydrolyze
U
بوسیله اب تجزیه شدن
electric chair
U
اعدام بوسیله برق
windblown
U
در حرکت بوسیله باد
traingulation
U
پیمایش بوسیله مثلثات
pour
U
تراوش بوسیله ریزش
pouring
U
تراوش بوسیله ریزش
pours
U
تراوش بوسیله ریزش
seagirt
U
محصور بوسیله دریا
semaphore
U
مخابره بوسیله پرچم
galvanography
U
روی مس بوسیله اندودکهربایی
postage
U
حمل بوسیله پست
hydromancer
U
تفال زننده بوسیله اب
brew
U
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
patents
U
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
photogelatin process
U
چاپ بوسیله ژلاتین
brews
U
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
patenting
U
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
windswept
U
بوسیله باد جاروشده
brewed
U
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
photocopying
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
rocket propulsion
U
حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
radiograms
U
عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
radiogram
U
عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
mail order
U
سفارش کالا بوسیله پست
massotherapy
U
معالجه بوسیله مشت و مال
rainwash
U
شسته شده بوسیله باران
wirephoto
U
بوسیله بی سیم عکس فرستادن
photocopy
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
roentgenoscopy
U
معاینه بوسیله اشعه مجهول
lyophiled
U
خشک شده بوسیله انجمادسخت
phonendoscope
U
اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
seaborne
U
بوسیله کشتی حمل شده
nettles
U
بوسیله گزنه گزیده شدن
self administered
U
اداره شونده بوسیله خویشتن
nettle
U
بوسیله گزنه گزیده شدن
soaks
U
بوسیله مایع اشباع شدن
photocopied
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopies
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
radiophotograph
U
انتقال عکس بوسیله رادیو
by no one else
U
از
[بوسیله]
هیچ کسی دیگر
platinotype
U
عکاسی بوسیله املاح پلاتین
telekinesis
U
حرکت اجسام بوسیله ارواح
stethoscopy
U
معاینه بوسیله گوشی طبی
rainwash
U
شستشوی چیزی بوسیله باران
photoengraving
U
گراور سازی بوسیله عکاسی
photomap
U
نقشه برداری بوسیله عکاسی
suicide bombing
U
قصد کشت بوسیله خودکشی
suicide attack
U
قصد کشت بوسیله خودکشی
to buy something at an auction
U
چیزی را در
[بوسیله]
حراجی خریدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com