English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
crab U به پهلو حرکت کردن
crabs U به پهلو حرکت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
slide U حرکت از پهلو
slides U حرکت از پهلو
yaw U پهلو بپهلو حرکت دادن هواپیما
yawed U پهلو بپهلو حرکت دادن هواپیما
stockli U حرکت روی خرک ازانتها به وسط یا بعکس بادایره زدن ژیمناست از پهلو
They were walking three abreast. سه نفری پهلو به پهلو قدم می زدند
line abreast کشتی هایی که پهلو به پهلو می روند
To toss and turn. To roll over. U از پهلو به پهلو غلتیدن (درخواب وغیره )
collateral U پهلو به پهلو متوازی
galncing collision U برخورد پهلو به پهلو
side by side columns U ستونهای پهلو به پهلو
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sides U پهلو
sexangle U شش پهلو
sideling U از پهلو
flanked U پهلو
two edged U دو پهلو
sidewards U از پهلو
flanking U پهلو
triangle U سه پهلو سه بر
one-sided U یک پهلو
sideways U از پهلو
sideward U از پهلو
one sided U یک پهلو
side view U از پهلو
flank U پهلو
sidling U از پهلو
by U از پهلو
three sided U سه پهلو
two-edged U دو پهلو
broadsides U به پهلو
ship side U پهلو
triangles U سه پهلو سه بر
side arm U از پهلو
hexagon U شش پهلو
hexagons U شش پهلو
nip and tuck U پهلو به پهلو
along side U در پهلو
abreast U پهلو به پهلو
side U پهلو
side by side U پهلو به پهلو
yoko U پهلو
decagon U ده پهلو
broadside U به پهلو
handing U پهلو
laterally U از پهلو
hand U پهلو
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
many sided U چند پهلو
heptagonal U هفت پهلو
list U یک پهلو شدن
yoko geri U ضربه به پهلو
quinquelat eral U پنج پهلو
quindec agon U پانزده پهلو
pitch diameter U قطر پهلو
multivocal U چند پهلو
octangular U هشت پهلو
side U پهلو کناره
skids U به پهلو سریدن
pulmonitis U سینه پهلو
double talk U جمله دو پهلو
skid U به پهلو سریدن
double entendre U حرف دو پهلو
double entendres U حرف دو پهلو
double-entendres U حرف دو پهلو
septilateral U هفت پهلو
many-sided U چند پهلو
sides U پهلو کناره
skidded U به پهلو سریدن
skidding U به پهلو سریدن
polygon U بسیار پهلو
polygonal U بسیار پهلو
sidestroke U شنای پهلو
transfers U پهلو- رفت
lateral flexion U خم شدن به پهلو
goosewing U دو پهلو بادبان
polygons U بسیار پهلو
sideway U فرعی از پهلو
pneumonia U سینه پهلو
peripeneumony U سینه پهلو
along side U پهلو به پهلوی
slab sided U پهن پهلو
pentangular U پنج پهلو
sideswipe U پهلو زدن به
sideswipes U پهلو زدن به
equilateral U دو پهلو برابر
prevarication U حرف دو پهلو
it has sides U سه پهلو دارد
pentagon U پنج پهلو
multilateral U چند پهلو
octagons U هشت پهلو
pentagons U پنج پهلو
octagon U هشت پهلو
broadside U ناو به پهلو
transfer U پهلو- رفت
broadsides U ناو به پهلو
scalene U نابرابر پهلو
side blown converter U مبدل پهلو دم
transferring U پهلو- رفت
lumbering U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbers U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braided U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braid U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumber U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
move on U ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball U وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball U حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing U حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
harbourage U پهلو گرفتن در بندر
equivocal U دارای ابهام دو پهلو
sidewinder U ضربت سنگین از پهلو
pneumococcus U میکرب سینه پهلو
companionship U مصاحبت پهلو نشینی
yoma tsuki U ضربه با دو دست به پهلو
sidesteps U صعود پلهای از پهلو
sidestepping U صعود پلهای از پهلو
sidestepped U صعود پلهای از پهلو
palter U دو پهلو سخن گفتن
pinwheel U چرخش از پهلو بدوربارفیکس
quadrilaterals U چهار پهلو چهارضلعی
lateralrelationship U نسبت در خط افقی از پهلو
quadrilateral U چهار پهلو چهارضلعی
equilateral triangle U سه پهلو برابر [ریاضی]
sidestep U صعود پلهای از پهلو
equiangular triangle U سه پهلو برابر [ریاضی]
To sleep on ones side. U روی پهلو خوابیدن
loitering U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiters U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
emulated U برابری جستن با پهلو زدن
chinese landing U پهلو گرفتن به سبک چینی
emulating U برابری جستن با پهلو زدن
scotch verdict U حکم غیرقطعی ودو پهلو
scissor kick U پای قیچی در شنای پهلو
emulates U برابری جستن با پهلو زدن
lateral pass U پاس توپ فوتبال از پهلو
emulate U برابری جستن با پهلو زدن
To dock . To berth. U پهلو گرفتن (کشتی در اسکله )
waggling U حرکت کردن
have way on U حرکت کردن
get under way U حرکت کردن
to bear oneself U حرکت کردن
whir U حرکت کردن
skew U کج حرکت کردن
waggled U حرکت کردن
moved U حرکت کردن
moves U حرکت کردن
sailings U حرکت کردن
to weigh anchor U حرکت کردن
departures U حرکت کردن
move U حرکت کردن
sail U حرکت کردن
waggle U حرکت کردن
sailed U حرکت کردن
skewing U کج حرکت کردن
skews U کج حرکت کردن
departure U حرکت کردن
inch U حرکت کردن
waggles U حرکت کردن
compound motion U حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfers U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise U حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfer U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
pleuropneumonia U ذات الجنب توام با سینه پهلو
submarines U زیردریا حرکت کردن
skeet U باسرعت حرکت کردن
larrup U سنگین حرکت کردن
spiraling U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraled U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiral U بطورمارپیچ حرکت کردن
make leeway U حرکت پهلویی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com