English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
collate U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collated U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collates U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collating U به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
supervisory U مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
relational database U نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
relational database management system U نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
financial affairs U امور مربوط به مالیه
testamentary causes U امور مربوط به وصایا
civil appropriation U اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
financial data U اطلاعات مربوط به امور مالی
strategic U مربوط به امور سوق الجیشی
surgical U مربوط به امور پزشکی جراحی
general U شرکت مربوط به امور اداری اصلی
generals U شرکت مربوط به امور اداری اصلی
cryptologistics U امور لجستیکی مربوط به عملیات رمز
parochialism U امور مربوط بناحیه یابخش کلیسایی
selenodetic U امور مربوط به تهیه نقشه یانقشه برداری از کره ماه
to contrast [with] U مقایسه کردن با [برابرکردن برای مقایسه]
back end server U کامپیوتر متصل به شبکه که امور مربوط به ایستگاههای کاری مشتری را انجام میدهد
It's all about ... U همه اش [تمام موضوع] مربوط می شود به ...
Does this concern me ? U آیا این موضوع به من مربوط است ( می شود ) ؟
Where the adults are concerned … U تا آنجائیکه موضوع به بزر گسا لان مربوط می شود ...
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread U این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
unites U مرتبط کردن
uniting U مرتبط کردن
unite U مرتبط کردن
correlating U مرتبط کردن
correlates U مرتبط کردن
correlate U مرتبط کردن
civil works U امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
network data management system U مجموعهای از برنامههای مرتبط برای بار کردن دستیابی و کنترل یک پایگاه داده
economic and social council U شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
to make comparisons U مقایسه کردن
compared U مقایسه کردن
compare U مقایسه کردن
compares U مقایسه کردن
comparing U مقایسه کردن
contrasted U مقایسه کردن
contrasting U مقایسه کردن
contrasts U مقایسه کردن
to draw comparisons U مقایسه کردن
contrast U مقایسه کردن
queued U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queueing U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queues U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access U فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
queue U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
red herrings U شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herring U شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition U موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
to compare oppsites U چیزهای ضد را با هم مقایسه کردن
measure U مقایسه کردن سنجش
medical regulator U تنظیم کننده امور بهداشتی مدیر امور بهداشتی
militarization U نظامی کردن امور
to drow a p between two U دوچیزراباهم مقایسه یاتشبیه کردن
to go into hiding U خود را پنهان کردن [از اولیاء امور]
to go underground U خود را پنهان کردن [از اولیاء امور]
correlating U مرتبط
correlate U مرتبط
correlates U مرتبط
corresponsive U مرتبط
collate U مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collated U مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collates U مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collating U مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
integrated program U برنامه مرتبط
intercommunicate U مرتبط بودن با
related markets U بازارهای مرتبط
sonnet sequence U غزلیات مرتبط
communicationg vessels U فروف مرتبط
related industries U صنایع مرتبط
gimmal U متشکل ازقطعات مرتبط
one to one U عینامساوی و مرتبط با یکدیگر
one-to-one U عینامساوی و مرتبط با یکدیگر
summation check U بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
reversing U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverses U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
pair exchange sorting algorithm U نوعی الگوریتم مرتب کردن مستلزم مقایسه دادههای زوج بندی شده
structures U تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
structuring U تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
deme U دستهای از موجودات زنده مرتبط با یکدیگر
structure U تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
subduce U موضوع کردن
academia U حیطه ای از فعالیت ها و کار مرتبط با تحصیل در دانشگاه
to expatiate on a subject U راجع یک موضوع زیادگویی کردن
circulars U فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circular U فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
program loans U قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
to harp on one string U پیوسته روی یک موضوع بحث کردن
inferences U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual U مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
elevation guidance U دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic U مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
question U موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
questioned U موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
questions U موضوع قضیه شکنجه کردن به منظوراقرار گرفتن
auditory U مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
genital U مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
housekeeping U در آغاز برنامه جدید برای انجام امور سیستم مثل پاک کردن حافظه تشخیص کلیدهای تابع یا تغییر حالت صفحه تصویر
hold court <idiom> U همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
connects U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connect U اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
wild card U روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
connects U مربوط کردن
connect U مربوط کردن
helmzhold resonator U محفظه توخالی که تنها با یک سوراخ کوچک به محیط خارج مرتبط است و در ازای فرکانس معینی به تشدید درمی اید
precipitative U مربوط به تعجیل کردن
relative U که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic U مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical U مربوط به صدا مربوط به سامعه
relayed U ربط دادن مربوط کردن
alluded U افهار کردن مربوط بودن به
identifying U مربوط کردن تشخیص دادن
relay U ربط دادن مربوط کردن
identified U مربوط کردن تشخیص دادن
alludes U افهار کردن مربوط بودن به
allude U افهار کردن مربوط بودن به
identifies U مربوط کردن تشخیص دادن
relays U ربط دادن مربوط کردن
identify U مربوط کردن تشخیص دادن
alluding U افهار کردن مربوط بودن به
gun pointing data U عناصر مربوط به روانه کردن توپ
preparative U تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
tailors U برش دادن ازنظر رزمی به هم مربوط کردن
orthopaedic U مربوط بفن درست کردن اندامهای ناقص
batches U با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
batch U با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
tailor U برش دادن ازنظر رزمی به هم مربوط کردن
distance angle U زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
range component U عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
xenial U مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
access procedures U روشهای مربوط به کشف وخنثی کردن و تخریب موادمنفجره یا بی اثر کردن موادمنفجره
to shoot oneself in the foot <idiom> U بد اداره کردن [چیزی مربوط به خود شخص] [اصطلاح]
comparisons U مقایسه
collations U مقایسه
analogy U مقایسه
comparison U مقایسه
analogies U مقایسه
resemblance U مقایسه
datum line U خط مقایسه
collation U مقایسه
fitcall finding U پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
group U کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
groups U کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
emunctory U مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
armstrong U سیستم اجرای فرامین مربوط به مسلح کردن ماسوره موشکها
amor U امور
decollate U جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
cf U مقایسه شود
comparison operator U عملگر مقایسه
datum U سطح مقایسه
frequency comparison U مقایسه فرکانس
odd parity U مقایسه فرد
analogous U قابل مقایسه
even parity U مقایسه زوج
comparatively U بطور مقایسه
comparison U روش مقایسه
comparisons U روش مقایسه
incomparability U مقایسه ناپذیری
incommensurable U مقایسه ناپذیر
comparator U مقایسه کننده
comparableness U قابلیت مقایسه
refrence U مبنای مقایسه
assimilatc U مقایسه نمودن
incomparable U غیرقابل مقایسه
incomparable U مقایسه ناپذیر
parity error U خطای مقایسه
parity error U غلط مقایسه
parity checking U بازبینی مقایسه
parity bit U بیت مقایسه
logical comparison U مقایسه منطقی
no parity U عدم مقایسه
interior U امور داخله
authority U اولیاء امور
authority ties of the state U اولیا امور
interior affairs U امور داخلی
authorities U اولیای امور
non litigious matters U امور حسبی
personal affairs U امور شخصی
financial affairs U امور مالی
money matters U امور پولی
interiors U امور داخله
miscellaneous U امور متفرقه
authority ties of the state U مصادر امور
the high functionery ries of the state U مصادر امور
aviation authority U امور هواپیمایی
combat duty U امور رزمی
state affairs U امور مملکتی
civil affairs U امور غیرنظامیان
religious matters U امور دینی
applied U هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
privacy U حق یک شخص برای کسترش دادن یا محدود کردن دستیابی به داده مربوط به خودش
comparative gage U دستگاه مقایسه کننده
incomparability U غیر قابل مقایسه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com