English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
criss-cross U بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crossed U بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crosses U بهطور متقاطع حرکت کردن
criss-crossing U بهطور متقاطع حرکت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ad nauseam U بهطور تهوعآور
inweave U درهم متقاطع کردن
crossover U متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
cross U قطع کردن متقاطع کردن
crosser U قطع کردن متقاطع کردن
crosses U قطع کردن متقاطع کردن
crossest U قطع کردن متقاطع کردن
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
traversing U خط متقاطع
crosser U متقاطع
traversing U متقاطع
traverse U خط متقاطع
traversed U متقاطع
traverse U متقاطع
crossest U متقاطع
traverses U متقاطع
traverses U خط متقاطع
crossover U متقاطع
traversed U خط متقاطع
intercepter U متقاطع
crisscross U متقاطع
intersecting U متقاطع
crosses U متقاطع
transverse U متقاطع
cross U متقاطع
thwartwise U متقاطع
cross hatch U هاشور متقاطع
cross wires U سیمهای متقاطع
cross fire U اتش متقاطع
crosscurrent U جریان متقاطع
cross bearings U سمتهای متقاطع
closed traverse U خطوط متقاطع
cross-sections U سطح متقاطع
crosshatching U هاشورزنی متقاطع
intersecting U قوسی متقاطع
secant U خط قاطع متقاطع
crossrail U ریل متقاطع
secant line U خط متقاطع [ریاضی]
unresolved corners U حاشیه متقاطع
cross fire U اتشبار متقاطع
groined vault U طاق متقاطع
interconversion U تبدیل متقاطع
interlacing arches U طاقهای متقاطع
transversely U بطوراریب یا متقاطع
cross-section U سطح متقاطع
diagonal U سیم بر متقاطع
transverse section U برش متقاطع
word square U جدول کلمات متقاطع
thwartwise U بطور متقاطع اریب
coefficient of cross elasticity U ضریب کشش متقاطع
crossword puzzle U جدول کلمات متقاطع
charade U جدول کلمات متقاطع
built up crossing U قطعه ریل متقاطع
cross elasticity of demand U کشش متقاطع تقاضا
interlacing arch U طاق های متقاطع
to an overthwart U بطور متقاطع ازاین سو بان سو
at an overthwart U بطور متقاطع ازاین سو بان سو
cross buck U حمله دو مهاجم بصورت متقاطع
cross section U برش متقاطع نمونه یا حد وسط
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
interlacing arches U طاقهایی که نقشه ساختمانی انهابه پرگارهای متقاطع میماند
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
lumbers U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braided U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbering U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braids U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braid U ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbered U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumber U چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
crossbones U تصویر دو استخوان متقاطع درزیر جمجمه که نشان پرچم دزدان دریایی است
move on U ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball U وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
move off the ball U حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing U حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
loiters U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter U معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
waggling U حرکت کردن
waggled U حرکت کردن
waggles U حرکت کردن
waggle U حرکت کردن
to weigh anchor U حرکت کردن
move U حرکت کردن
departure U حرکت کردن
get under way U حرکت کردن
moves U حرکت کردن
have way on U حرکت کردن
sailings U حرکت کردن
whir U حرکت کردن
moved U حرکت کردن
sailed U حرکت کردن
departures U حرکت کردن
skew U کج حرکت کردن
skews U کج حرکت کردن
to bear oneself U حرکت کردن
inch U حرکت کردن
sail U حرکت کردن
skewing U کج حرکت کردن
compound motion U حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise U حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfer U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
make leeway U حرکت پهلویی کردن
crab U به پهلو حرکت کردن
skeet U باسرعت حرکت کردن
zigzags U حرکت زیگزاگی کردن
underway U در حال حرکت کردن
jink U بسرعت حرکت کردن
crabs U به پهلو حرکت کردن
larrup U سنگین حرکت کردن
to bolt U ناگهانی حرکت کردن
spanks U با سرعت حرکت کردن
spanked U با سرعت حرکت کردن
to move on U واداربه حرکت کردن
zigzagging U حرکت زیگزاگی کردن
to tail to the tide U باجزرومد حرکت کردن
spiraling U بطورمارپیچ حرکت کردن
lazy U باکندی حرکت کردن
sail U با نازوعشوه حرکت کردن
zigzag U حرکت زیگزاگی کردن
spiraled U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiral U بطورمارپیچ حرکت کردن
pule U باصدا حرکت کردن
zigzagged U حرکت زیگزاگی کردن
laziest U باکندی حرکت کردن
lazier U باکندی حرکت کردن
sailings U با نازوعشوه حرکت کردن
spirals U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiralling U بطورمارپیچ حرکت کردن
spiralled U بطورمارپیچ حرکت کردن
to make an early start U زود حرکت کردن
range U سیر و حرکت کردن
ranges U سیر و حرکت کردن
spank U با سرعت حرکت کردن
sailed U با نازوعشوه حرکت کردن
trail U بدنبال حرکت کردن
streaks U بسرعت حرکت کردن
lugs U سنگین حرکت کردن
whirry U بعجله حرکت کردن
darting U بسرعت حرکت کردن
dart U بسرعت حرکت کردن
darted U بسرعت حرکت کردن
submarine U زیردریا حرکت کردن
submarines U زیردریا حرکت کردن
streaking U بسرعت حرکت کردن
streak U بسرعت حرکت کردن
streaked U بسرعت حرکت کردن
crawfish U به پشت حرکت کردن
lugging U سنگین حرکت کردن
lugged U سنگین حرکت کردن
lug U سنگین حرکت کردن
sneaked U دزدکی حرکت ه کردن
ranged U سیر و حرکت کردن
infile U به ستون دو حرکت کردن
sneaks U دزدکی حرکت ه کردن
trance U باچالاکی حرکت کردن
trails U بدنبال حرکت کردن
trailing U بدنبال حرکت کردن
trailed U بدنبال حرکت کردن
sneak U دزدکی حرکت ه کردن
trances U باچالاکی حرکت کردن
cross elasticity of demand U درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
freewheel U با ازادی حرکت وجنبش کردن
cannonball U سریع السیر حرکت کردن
to flounce U حرکت تند و ناگهانی کردن
ripple U بطور موجی حرکت کردن
leapfrog U باجست وخیز حرکت کردن
skulking U گروه دزدکی حرکت کردن
to outgo U حرکت کردن [به مقصدی] [کشتی]
troupe U بصورت دسته حرکت کردن
rippling U بطور موجی حرکت کردن
rippled U بطور موجی حرکت کردن
troupes U بصورت دسته حرکت کردن
skip U رقص کنان حرکت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com