Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
soil improvement
U
بهتر کردن جنس زمین برای بارگذاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
bow line
U
نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
outsold
U
بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
outselling
U
بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
outsell
U
بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
outsells
U
بیشتر یا بهتر فروختن از بهتر فروش رفتن
sight window
U
بریدگی بالای کمان برای جاگرفتن تیر و دادن دید بهتر
quick kick
U
کوشش در ضربه زدن با پا درضمن پاس برای کسب موقعیت بهتر
badminton
U
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
descentheight
U
ارتفاع لازم از سطح زمین برای کم کردن از ارتفاع هواپیما
load point
U
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
ameliorate
U
بهتر کردن
ameliorating
U
بهتر کردن
ameliorated
U
بهتر کردن
modifies
U
بهتر کردن
ameliorates
U
بهتر کردن
modifying
U
بهتر کردن
modify
U
بهتر کردن
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
loading
U
بارگذاری
enhance
U
بهتر یا واضح تر کردن
enhanced
U
بهتر یا واضح تر کردن
modification
U
بهتر کردن مدل
enhances
U
بهتر یا واضح تر کردن
enhancing
U
بهتر یا واضح تر کردن
overloading
U
بارگذاری اضافه
rate of loading
U
میزان بارگذاری
load sharing
U
شراکت در بارگذاری
total charge
U
بارگذاری کامل
dynamic loading
U
بارگذاری جنبشی
indirect loading
U
بارگذاری غیرمستقیم
direct load
U
بارگذاری مستقیم
overloading
U
اضافه بارگذاری
hardening and temper
U
بهتر کردن تشویه ی فولاد
amended
U
بهتر کردن بهبودی یافتن
amend
U
بهتر کردن بهبودی یافتن
to get back on one's feet
U
وضعیت خود را بهتر کردن
amending
U
بهتر کردن بهبودی یافتن
transverse loading
U
بارگذاری روی پایه
load reversal
U
دوره بارگذاری متناوب
emergency loading
U
بارگذاری فوق العاده
follow up
<idiom>
U
بهتر کردن کار با تلاش بیشتر
acre
U
برای سنجش زمین
acres
U
برای سنجش زمین
loading on alternate spans
U
حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
difficult terrain
U
زمین مشکل برای عبور
cavaizion
U
[حفر زمین برای سرداب]
cavation
U
[حفر زمین برای سرداب]
spin wall
U
دیوار درون بنا که بران بارگذاری میشود
this ground rides soft
U
این زمین برای سواری نرم است
improves
U
بهتر کردن اصلاح کردن
improved
U
بهتر کردن اصلاح کردن
improving
U
بهتر کردن اصلاح کردن
improve
U
بهتر کردن اصلاح کردن
basket hanger
U
بازیگری که برای گلهای مفت در زمین حریف میماند
chutes
U
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
This is a perfect (an excellent) site for a cinema(theatre house).
U
این زمین برای ساختن یک سینما جان می دهد
chute
U
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
golf cart
U
گاری دوچرخه برای حمل وسایل بازیگران در زمین گلف
chopped
U
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
golf car
U
وسیله باطری دار برای حرکت دو بازیگر در زمین گلف
ground
U
تماس دادن چوب به زمین پشت گوی برای امادگی
chop
U
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
dumb well
U
چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
lag
U
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
lagged
U
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
lags
U
زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
acre
U
واحدی برای مساحت سطح زمین برابر 7404 متر مربع
acres
U
واحدی برای مساحت سطح زمین برابر 7404 متر مربع
sightscreen
U
دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
check point
U
نقطه از پیش تعیین شدهای در سطح زمین برای کنترل حرکت رسانگرها یا پرتابه ها
typhoons
U
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
typhoon
U
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
indexing
U
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
shields
U
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
Hewlett Packard
U
چاپگر لیزری ساخت Hewlett Packard که برای شرح صفحات از زمین PCL استفاده میکند
markers
U
علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
shield
U
صفحه فلزی متصل به زمین برای اینکه ولتاژ خط رناک یا واسط ها به قطعه الکترونیکی نرسند
marker
U
علامت روی زمین گلف برای نشان دادن محل گویی که با دست برداشته شده
Hewlett Packard LaserJet
U
چاپگر لیزری ساخت Hewlett Packard که برای شرح صفحات از زمین PCL استفاده میکند
hp laserjet
U
چاپگر لیزری ساخت Hewlett Packard که برای شرح صفحات از زمین PCL استفاده میکند
re entry vehicle
U
نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
away
U
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
overlapped
U
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlap
U
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlaps
U
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
to scramble for something
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
auto
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
personal
U
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
potatoes and point
U
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
liberal education
U
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
intubation
U
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
bread and point
U
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
autos
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
turnaround time
U
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics
U
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt
U
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing
U
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
skimming
U
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
the more better the best
U
بهتر
better than
U
بهتر از
all the better
U
چه بهتر
so much the better for me
U
بهتر من
better
U
بهتر
so much the better
U
چه بهتر
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
might as well
<idiom>
U
ترجیحا بهتر
preferably
U
بطور بهتر
So much the better.
U
دیگه بهتر
on the mend
<idiom>
U
بهتر شدن
ameliorator
U
بهتر کننده
ameliorative
U
بهتر شونده
meliorate
U
بهتر شدن
cote
U
بهتر بودن از
The more the better .
U
هر چه بیشتر بهتر
amelioration
U
بهتر شدن
to change to the better
U
بهتر شدن
above rubies
U
بهتر از یاقوت
meliorative
U
بهتر شونده
the best of all
U
از همه بهتر
ground
U
زمین کردن
grounding
U
زمین کردن
paralyse
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralysed
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzes
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzing
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyzed
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralysing
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
paralyses
U
زمین گیر کردن خنثی کردن
out act
U
بهتر انجام دادن از
outplay
U
بازی بهتر از حریف
it would be preferble to
U
بهتر خواهد بود
it was no better
U
هیچ بهتر نبود
he works better
U
او بهتر کار میکند
An ounce of prevention is better than a pound of cure.
<proverb>
U
پیشگیری بهتر از درمانه.
I feel it is appropriate ...
U
به نظر من بهتر است که ...
the better plan is to
U
بهتر این است که .....
more the merrier
<idiom>
U
هرچی بیشتر بهتر
ammunition modification
U
بهتر سازی مهمات
Just as well you didnt come .
U
همان بهتر که نیامدی
tea is preferable to water
U
چایی از اب بهتر است
An ounce of prevention is worth a pound of cure.
[Benjamin Franklin]
<proverb>
U
پیشگیری بهتر از درمانه.
to get back on one's feet
U
بهتر شدن
[از بیماری]
An ounce of prevention is worth a pound of cure.
<proverb>
U
پیشگیری بهتر از درمانه.
ikon
U
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
searchingly
U
کاوش کردن زمین
searches
U
کاوش کردن زمین
peneplain
U
فرسوده کردن زمین
peneplane
U
فرسوده کردن زمین
searchingly
U
مراقبت کردن از زمین
to dig out
U
گود کردن زمین
to clear land
U
زمین راصاف کردن
to cultivate land
U
زمین را کشت کردن
to till the soil
U
زمین را کشت کردن
to work the land
U
زمین را زراعت کردن
geodesy
U
مساحی کردن زمین
search
U
مراقبت کردن از زمین
terrain spotting
U
تجسس کردن زمین
terrain spotting
U
دیدبانی کردن زمین
harrows
U
صاف کردن زمین
protective earthing
U
زمین کردن حفافتی
dig , in
U
گود کردن زمین
harrow
U
صاف کردن زمین
search
U
کاوش کردن زمین
searches
U
مراقبت کردن از زمین
searched
U
کاوش کردن زمین
searched
U
مراقبت کردن از زمین
dibble
U
گود کردن زمین
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
times
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
Better late then never.
<proverb>
U
تاخیر بهتر از هرگز است .
It is better to know each others mind than to know each others language.
<proverb>
U
همدلى از همزبانى بهتر است .
Do you have anything better?
U
آیا چیزی بهتر دارید؟
surpass
U
بهتر بودن از تفوق جستن
ameliorates
U
بهتر شدن بهبودی یافتن
rounding
U
ایجاد دید بهتر در گرافیک
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com