Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
port of embarkation
U
بندر سوار شدن یا بار کردن کالاها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
equation of exchange
U
متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
staging
U
سوار شدن یا سوار کردن پرسنل در ناو یا هواپیما استقرار موقت
embarks
U
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarked
U
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embark
U
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
embarking
U
سوار کردن وسایل و بار درکشتی یا خودرو سوار شدن به داخل وسیله نقلیه رفتن
cabotage
U
کشتیرانی و حمل کالا از یک بندر به بندر دیگر بدون دورشدن از ساحل
cabotage
U
کشتیرانی از یک بندر به بندر دیگردرامتداد ساحل
terminal port
U
بندر بارانداز اخرین بندر حرکت
consolidate goods
U
کالاها را ادغام کردن
honey combing
U
روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
to ride and tie
U
اسپیرا بشراکت سوار شدن بدین سان که یکی سوار ان شده جلورود
staging base
U
پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
lay an embargo on
U
در بندر توقیف کردن
to lay one on a ship
U
کشتی را در بندر توقیف کردن
keelage
U
حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
open storage
U
انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
cavalry
U
سوار نظامی سوار اسبی
transit area
U
منطقه ترانزیت یا پیاده وسوار کردن بار یا سوار کردن پرسنل
overhauling
U
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauled
U
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhaul
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul
U
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls
U
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauls
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauled
U
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
assembles
U
سوار کردن
fabricate
U
سوار کردن
enchase
U
سوار کردن
mount
U
سوار کردن
fabricating
U
سوار کردن
modulating
U
سوار کردن
mounts
U
سوار کردن
fabricates
U
سوار کردن
modulates
U
سوار کردن
modulate
U
سوار کردن
fabricated
U
سوار کردن
rig
U
سوار کردن
assembled
U
سوار کردن
assemble
U
سوار کردن
rigs
U
سوار کردن
rigged
U
سوار کردن
take up
U
سوار کردن
horse guards
U
گارد مخصوص سواره نظام گارد سوار نگهبان سوار
jigs
U
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jig
U
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
entrain
U
سوار کردن کشیدن
to give somebody a ride
U
کسی را سوار کردن
to take ship
U
در کشتی سوار کردن
setting up apparatus
U
دستگاه سوار کردن
modulating
U
سوار کردن موج
to give somebody a lift
U
کسی را سوار کردن
installs
U
سوار کردن جادادن
staging
U
سوار کردن جا دادن
imbark
U
در کشتی سوار کردن
take on
U
مسافر سوار کردن
installing
U
سوار کردن جادادن
install
U
سوار کردن جادادن
embarked
U
درکشتی سوار کردن
set
U
سوار کردن جاانداختن
sets
U
سوار کردن جاانداختن
setting up
U
سوار کردن جاانداختن
modulates
U
سوار کردن موج
modulate
U
سوار کردن موج
rodeo
U
سوار کاری کردن
embarks
U
درکشتی سوار کردن
assemble
U
سوار کردن قطعات
embark
U
درکشتی سوار کردن
assembled
U
سوار کردن قطعات
pick up
U
سوار کردن مسافر
mounting
U
سوار کردن وسایل
embarking
U
درکشتی سوار کردن
rodeos
U
سوار کاری کردن
assembles
U
سوار کردن قطعات
juryrig
U
سوار کردن موقت وسایل
erecting
U
بناکردن سوار یا نصب کردن
remounting
U
برگشتن دوباره سوار کردن
remounts
U
برگشتن دوباره سوار کردن
remount
U
برگشتن دوباره سوار کردن
remounted
U
برگشتن دوباره سوار کردن
assemblage
U
انجمن عمل سوار کردن
erect
U
بناکردن سوار یا نصب کردن
assemblages
U
انجمن عمل سوار کردن
erects
U
بناکردن سوار یا نصب کردن
removable
U
قابل سوار و پیاده کردن
erected
U
بناکردن سوار یا نصب کردن
mounting
U
اسباب سوار شدن یا کردن
goods
U
کالاها
To pick up a passenger.
U
مسافر سوار کردن ( تاکسی ؟ اتوبوس )
materiel cognizance
U
مدیریت کالاها
subsitute
U
جانشینی کالاها
goods and services
U
کالاها و خدمات
dunnage
U
حفاظ کالاها
complete substitution
U
جانشینی کالاها
class of suplies
U
گروه کالاها
commodity agreements
U
قرارداد کالاها
shipping
U
ارسال کالاها
class of suplies
U
طبقه کالاها
ramps
U
محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
the setting of a gem
U
سوار کردن یا کار گذاشتن یانشاندن گوهری
piggyback
U
پرپشت یاشانه سوار شدن کول کردن
ramp
U
محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
piggybacks
U
پرپشت یاشانه سوار شدن کول کردن
cavalry man
U
سوار در سوار نظام
prestowage plan
U
طرح باربندی کالاها
packing
U
ماده محافظ کالاها.
shipment sponsor
U
مسئول ارسال کالاها
piggyback
<idiom>
U
روی کتف نشاندن ،پشت خود سوار کردن
stages
U
سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
assembly
U
بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
stage
U
سوار کردن پرسنل و وسایل در خودرو یاهواپیما یا کشتی
shipment unit
U
یکان مسئول ارسال کالاها
supplied
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
quality control
U
کنترل کیفیت مواد و یا کالاها
supply
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supplying
U
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
mounts
U
قنداق سوار کردن بر پا کردن
assembled
U
سوار کردن گردهمایی کردن
mount
U
قنداق سوار کردن بر پا کردن
assemble
U
سوار کردن گردهمایی کردن
assembles
U
سوار کردن گردهمایی کردن
rail loading
U
سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
roll on roll off
U
روش سوار وپیاده کردن بار روی غلطک حمال
to give one a lift
U
کسیرا پیش خود سوار کردن وقسمتی از راه بردن
The goods were shipped by air .
U
کالاها از راه هوا ( هوائی ) حمل شد
marshalling yard
U
محوطه تفکیک و دسته بندی کالاها
materiel history
U
خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
roll on roll off
U
سوار کردن و حرکت دادن سریع بار و کالا بین انبارها
transfer loader
U
دستگاه پلکان خودکارمخصوص پیاده و سوار کردن بار از کشتی یا هواپیما
pos
U
محلی در مغازه که قیمت کالاها پرداخت میشود
daily movement summary
U
خلاصه وضعیت حرکت کشتیهادر روز یا کالاها
shipping
U
امور ارسال کالاها ناوگان عمومی یک کشور
He swore to having paid for the goods .
U
قسم می خورد که پول کالاها را پرداخته است
point of sale
U
محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
service marking
U
علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
floppy disk
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy discs
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy disks
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppies
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy
U
دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
marshalling yard
U
محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
management coding
U
سیستم کد بندی و علامت گذاری کالاها و ذخایر از نظرمدیریت توزیع
packing
U
عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
free trade
U
شیوهای که دران کالاها بدون محدودیتهای دولتی از کشوری به کشوردیگر انتقال داده میشود
veil of money
U
نظریهای که براساس ان پول فقط بعنوان پوشش برای کالاها و خدمات بحساب می اید
seaports
U
بندر
port
U
بندر
seaport
U
بندر
wayside
U
بندر
harbour
U
بندر
harboured
U
بندر
harbours
U
بندر
harbors
U
بندر
harboring
U
بندر
harbourless
U
بی بندر
harbored
U
بندر
harbouring
U
بندر
cril
U
سد بندر
modulation
U
سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
mounting
U
وسایل سوار شده روی یک دستگاه سر هم کردن وسایل
main port
U
بندر اصلی
Bissau
U
بندر بیسائو
port of embarkation
U
بندر عزیمت
port of destination
U
بندر مقصد
port of call
U
بندر لنگراندازی
bar
U
پیش بندر
port of call
U
بندر توقف
ports of call
U
بندر لنگراندازی
longshoremen
U
باربرلنگرگاه بندر
jetty
U
اسکله بندر
ports of call
U
بندر توقف
Calcutta
U
بندر کلکته
bars
U
پیش بندر
registered port
U
بندر مشخص
port of entry
U
بندر مقصد
secondary port
U
بندر فرعی
aport
U
بسوی بندر
aport
U
روبه بندر
naval port
U
بندر دریایی
Yangon
U
بندر یانگون
Douala
U
بندر دوالا
longshoreman
U
باربرلنگرگاه بندر
inner harbor
U
بندر داخلی
on berth
U
در داخل بندر
Tel Aviv
U
بندر تلآویو
Plymouth
U
بندر پلیموت
Sydney
U
بندر سیدنی
minor port
U
بندر کوچک
Abidjan
U
بندر ابیجان
harbour master
U
متصدی بندر
harbour master
U
رئیس بندر
port watch
U
نگهبان بندر
treaty port
U
بندر پیمانی
port
U
بندر ورودی
way port
U
بندر سر راه
terminal port
U
بندر مقصد
seaports
U
دریا بندر
port
U
بندر گاه
free ports
U
بندر ازاد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com