English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
dive bombing U بمباران کردن در حالت شیرجه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
whip stall U شیرجه قائم سوت کشیدن شیرجه کردن هواپیما
laydown bombing U بمباران از فاصله خیلی نزدیک به سطح زمین بمباران سینه مال
pattern bombing U بمباران پوشش کننده هدف بمباران پوشاننده
loft bombing U بمباران از ارتفاع زیاد بمباران قائم
strufe U با هواپیما شیرجه زدن شیرجه زیر اتش
clearance diving U شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
aerial pickets U شیرجه هوایی شیرجه از راه هوا
clear one's ears U متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
bombed out U بمباران کردن
bombed U بمباران کردن
bombs U بمباران کردن
bomb U بمباران کردن
bombard U بمباران کردن
bombarded U بمباران کردن
bombards U بمباران کردن
bombarding U بمباران کردن
dwell at U تا دستورثانوی بمباران کردن
A-bomb U بمباران اتمی کردن
A-bombs U بمباران اتمی کردن
bombards U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarding U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombing U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombard U بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarded U بمباران کردن گلوله باران کردن
the i U [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
modes U قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
mode U قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
nose dive U ناگهان شیرجه رفتن یا تنزل کردن
picketing U شیرجه کردن هواپیما یا هلی کوپتر
foreground U سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
bombardment U بمباران
bombardments U بمباران
bombing U بمباران
an air raid U بمباران
squaring U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
vitrifying U تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analogue U ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues U ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analog U سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
convertor U وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case U حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
mass bombing U بمباران یکجا
mass bombing U بمباران زیاد
electron bombardment U بمباران الکترونی
bombing height U ارتفاع بمباران
electron bombbardment U بمباران الکتریکی
area bombing U بمباران منطقهای
bomber U هواپیمای بمباران
air raid U بمباران هوایی
air raids U بمباران هوایی
deliver a series of blows U بمباران حریف
bombers U هواپیمای بمباران
neutron bombardment U بمباران نوترونی
carpet bombing U بمباران منطقهای
printed U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
bombardment photography U عکاسی از بمباران هوایی
atomization U عمل بمباران اتمی
blind bombing zone U منطقه بمباران محدود
alternated U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism U حالت عوام یا مردم پست حالت توده
state of rest U حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
devitrify U از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
alternates U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
target chart U نقشه هدفهای بمباران هوایی
dampest U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
damp U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
genitive U حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity U حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
shellproof U محفوظ در برابر بمباران وگلوله باران
bomb alarm system U سیستم اعلام خطر بمباران اتمی
nosedives U شیرجه
plunges U شیرجه
header U شیرجه با سر
dive شیرجه
nosedive U شیرجه
nosediving U شیرجه
plunge U شیرجه
power dive U شیرجه
plunged U شیرجه
nosedived U شیرجه
headers U شیرجه با سر
jackknife U شیرجه جک
springboarder U شیرجه رو
somersault U شیرجه
somersaults U شیرجه
somersaulting U شیرجه
diver U شیرجه رو
swan dive U شیرجه
somersaulted U شیرجه
dived U شیرجه
carpet bombing U توزیع بمب جهت پوشش یک منطقه بمباران منطقهای
shuttle bombing U بمباران با استفاده از دوپایگاه هوایی برای بمب گیری
uart U قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
somerset U شیرجه معلق
layout U شیرجه فرشته
layouts U شیرجه فرشته
nosedive U شیرجه رفتن
reverse dive U شیرجه وارونه
forward dive U شیرجه رو به اب با چرخش
cutaway U شیرجه تو و پشت به اب
platform U سکوی شیرجه
diving U شیرجه رفتن
spring board U تخته شیرجه
plunged U شیرجه رفتن
diving board U تختهی شیرجه
nosedived U شیرجه رفتن
plunge U شیرجه رفتن
swan dive U شیرجه فرشته
nosedives U شیرجه رفتن
tucks U شیرجه جمع
nosediving U شیرجه رفتن
tuck U شیرجه جمع
springboard U تخته شیرجه
squat under the ball U توپگیری با شیرجه
picketing U شیرجه رفتن
tucking U شیرجه جمع
dive شیرجه رفتن
diving boards U تختهی شیرجه
plunges U شیرجه رفتن
boarded U سکوی شیرجه
board U سکوی شیرجه
platforms U سکوی شیرجه
dived U شیرجه رفتن
springboards U تخته شیرجه
to plunge he first U شیرجه رفتن
forlorn hope U دستهای که قبلا مامور حمله و بمباران جای محصوری میشوند
cold forming U حالت دهی در حالت سرد
spectralness U حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness U حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectrality U حالت طیفی حالت شبحی
marginal case U حالت نهائی حالت حدی
power dive U شیرجه رفتن هواپیما
high board U سکوی شیرجه 3 متری
bomb out U شروع شیرجه از هواپیما
dive angle U زاویه شیرجه هواپیما
headlong U بی پروا شیرجه رونده
back flip U شیرجه پشتک وارو
bail out U پریدن و شیرجه رفتن در اب
header U سردسته هواپیمای شیرجه
headers U سردسته هواپیمای شیرجه
full gainer U شیرجه وارونه با پشتک
low board U سکوی یک متری شیرجه
flopper U دروازه بان شیرجه رو
back dive U شیرجه از پشت و فرود با پا
armstand dive U شیرجه توام با بالانس
inward dive U شیرجه پشت به استخر
toss bombing U نوعی روش بمباران که در ان هواپیما در حال صعود بمب را پرتاب میکند
over the shoulder bombing U نوعی بمباران عمودی که پس از عبور از خط قایم هدف بمب رها میشود
cold roll U نورد کردن در حالت سرد
cold galvanize U گالوانیزه کردن در حالت سرد
cold swage U اهنگری کردن در حالت سرد
to declare a state of emergency U اعلان کردن حالت اضطراری
uncouple U از حالت زوجی خارج کردن
cold reduce U نورد کردن در حالت سرد
deconcentrate U از حالت تغلیظ خارج کردن
racing dive U شیرجه افقی دراغاز مسابقه
belly whopper U شیرجه شناگر برروی شکم
towers U برج شیرجه به ارتفاع 01متر
tower U برج شیرجه به ارتفاع 01متر
back jackknife U شیرجه از جلو بصورت کارد
gainer U درخت ارغوان شیرجه از پشت
to jackknife <idiom> U سیخ شیرجه زدن [شنا]
towered U برج شیرجه به ارتفاع 01متر
to defend aggressively U در حالت تدافع بازی کردن [ورزش]
to stonewall U در حالت تدافع بازی کردن [ورزش]
demilitarizes U از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demobilization U بر طرف کردن حالت بسیج عمومی
demilitarised U از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarizing U از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
breaks U از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
break U از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
safing U از حالت مسلح بودن خارج کردن
demilitarises U از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarising U از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarize U از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
demilitarized U از حالت نظامی درامدن غیرنظامی کردن
done for <idiom> U ویران کردن ،به حالت نزار درآمدن
jackknife U بازو بسته شونده شیرجه رفتن
diver badge U نشان پرواز با هواپیماهای شیرجه و عمودرو
degree of difficulty U درجه بندی حرکات مشکل شیرجه
beat up U شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
smothering U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smother U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
beat-up U شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
smothers U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
smothered U شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
twisting U واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
twists U واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
twist U واروکردن چرخش بدن در شیرجه روی محورعمودی
target diving U شیرجه از ارتفاعات مختلف به روی اب بمنظور سنجش دقت
crude U حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
nose down U خارج شدن هواپیما از پروازتراز بطرف شیرجه و کاهش ارتفاع
flop U شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com