English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
deal lift U بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
foot pound مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
dapping U نوعی صید ماهی با بالا وپایین بردن طعمه تا مماس اب شود
dipsey sinker U نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
multipoundage syatem U روش تمرین وزنه برداری باکاستن وزنه هنگام سختی کار
squatting U وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squat U وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squatted U وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squats U وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
light and heavy system U روش تمرین وزنه برداری بافزونی تدریجی وزنه
shot putters U شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
shot putter U شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
antilift device U ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
fluctuates U نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated U نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuate U نوسان کردن بالا وپایین رفتن
sinkers U وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
sinker U وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
seesaw U بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
castaway U پرتاب کردن وزنه
castaways U پرتاب کردن وزنه
hod U بالا وپایین پریدن
skip U بالا وپایین رفتن
skips U بالا وپایین رفتن
skipped U بالا وپایین رفتن
teeters U بالا وپایین رفتن
teetering U بالا وپایین رفتن
teetered U بالا وپایین رفتن
hods U بالا وپایین پریدن
teeter U بالا وپایین رفتن
clackvalve U دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
lower class U طبقه پست وپایین اجتماع
forepeak U مخزن جلو وپایین کشتی
underclass U طبقه پست وپایین اجتماع
foremast U دگل جلو وپایین کشتی
subclass U طبقه پست وپایین اجتماع
touting U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts U بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
scend U در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
dirndl U نوعی دامن بلند با کمر بلند
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
centaur U حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
centaurs U حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
weight belt U کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
erected U بلند کردن
erecting U بلند کردن
erects U بلند کردن
elevate U بلند کردن
throw up U بلند کردن
elevates U بلند کردن
heist U بلند کردن
to kick up U با پا بلند کردن
heists U بلند کردن
heightens U بلند کردن
heightened U بلند کردن
exalting U بلند کردن
exalts U بلند کردن
lifting U بلند کردن
lifts U بلند کردن
hoist U بلند کردن
lift U بلند کردن
erect U بلند کردن
hoisted U بلند کردن
hoists U بلند کردن
heighten U بلند کردن
exalt U بلند کردن
heaved U بلند کردن
lifted U بلند کردن
heave U بلند کردن
heightening U بلند کردن
elevating U بلند کردن
walk off with U بلند کردن
upraise U بلند کردن
to throw up U بلند کردن
vertical U متن نمایش داده شده که بالا وپایین صفحه کامپیوتر حرکت میکند در هر لحظه یک خط
lift fire U بلند کردن اتش
hydraulic lift U بلند کردن اب به نیروی اب
steals U بلند کردن چیزی
steal U بلند کردن چیزی
hoist U وسیله بلند کردن
hoisted U وسیله بلند کردن
hoists U وسیله بلند کردن
soar U بلند پروازی کردن
soared U بلند پروازی کردن
craning U وسیله بلند کردن
cranes U وسیله بلند کردن
chairlifts U سردست بلند کردن
craned U وسیله بلند کردن
chairlift U سردست بلند کردن
crane وسیله بلند کردن
soars U بلند پروازی کردن
turn down <idiom> U کم کردن صدای بلند
neutralize U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizing U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizes U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralising U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralised U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralises U بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
uncreate U نابود کردن نیست شدن معدوم کردن از میان بردن
commissions U بکار بردن عده ها عملیاتی کردن مامور کردن
commission U بکار بردن عده ها عملیاتی کردن مامور کردن
commissioning U بکار بردن عده ها عملیاتی کردن مامور کردن
harangue U باصدای بلند نطق کردن
hoists U بلند کردن وسایل سنگین
hoisted U بلند کردن وسایل سنگین
pedestal U بلند کردن ترفیع دادن
hoist U بلند کردن وسایل سنگین
sound off U باصدای بلند صحبت کردن
vociferate U با صدای بلند ادا کردن
raise a dust U گرد و خاک بلند کردن
harangued U باصدای بلند نطق کردن
pedestals U بلند کردن ترفیع دادن
to put forth U بلند کردن نمایش دادن
shoplifting U بلند کردن جنس از مغازه
bank U کپه کردن بلند شدن
haranguing U باصدای بلند نطق کردن
banks U کپه کردن بلند شدن
harangues U باصدای بلند نطق کردن
to make a dust U گردو خاک بلند کردن
dropped U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drop U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drops U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropping U محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
lay hands one someone U دست روی کسی بلند کردن
cranes U باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craned U باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
lifting U بلند کردن شریک رقص اززمین
bite off more than one can chew <idiom> U با یک دست چندتا هندوانه بلند کردن
lifts U بلند کردن شریک رقص اززمین
crane باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craning U باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
lifted U بلند کردن شریک رقص اززمین
long ball U [شوت کردن بلند توپ] [فوتبال]
lift U بلند کردن شریک رقص اززمین
ululate U باصدای بلند ناله وزاری کردن
to pick up women <idiom> U دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
take off U بردن کم کردن
jabbing U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
too many irons in the fire <idiom> U بایک دست چند هندوانه بلند کردن
jab U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
To vacate a house. U خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
forklift U ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
jabbed U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
infer U استنباط کردن پی بردن به
conduct U هدایت کردن بردن
conducts U هدایت کردن بردن
conducted U هدایت کردن بردن
conducting U هدایت کردن بردن
inferred U استنباط کردن پی بردن به
take U لمس کردن بردن
inferring U استنباط کردن پی بردن به
takes U لمس کردن بردن
infers U استنباط کردن پی بردن به
imbibe U تحلیل بردن فرو بردن
to push out U پیش بردن جلو بردن
imbibing U تحلیل بردن فرو بردن
imbibes U تحلیل بردن فرو بردن
imbibed U تحلیل بردن فرو بردن
collect U وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collecting U وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
to go catting [to look for sexual partners] <idiom> U رفتن برای دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
collects U وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
to blast something U با صدای خیلی بلند بازی کردن [آلت موسیقی]
toe raise U تمرین ایستادن و بلند کردن بدن روی نوک پا
spike U میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاوورزشکاران میخ دار کردن میخکوب کردن
encourages U تقویت کردن پیش بردن
foray U تهاجم کردن بیغما بردن
to show one to the door U کسیرا تا دم در بردن یارهنمایی کردن
run (someone) in <idiom> U به زندان بردن ،دستگیر کردن
encouraged U تقویت کردن پیش بردن
to wash offŠout or away U باشستش بردن یاپاک کردن
encourage U تقویت کردن پیش بردن
abolishes U ازمیان بردن منسوخ کردن
abolishing U ازمیان بردن منسوخ کردن
make for U کمک کردن پیش بردن
forays U تهاجم کردن بیغما بردن
pt down U منسوخ کردن از بین بردن
elate U بالا بردن محفوظ کردن
liquidated U از بین بردن مایع کردن
revelling U عیاشی کردن لذت بردن
aminister U تهیه کردن بکار بردن
swoops U چپاول کردن از بین بردن
revelled U عیاشی کردن لذت بردن
swooping U چپاول کردن از بین بردن
reveling U عیاشی کردن لذت بردن
reveled U عیاشی کردن لذت بردن
revel U عیاشی کردن لذت بردن
encouage U پیش بردن دلگرم کردن
swooped U چپاول کردن از بین بردن
extirpate U ریشه کن کردن ازبین بردن
revels U عیاشی کردن لذت بردن
swoop U چپاول کردن از بین بردن
liquidate U از بین بردن مایع کردن
profit U سود بردن منفعت کردن
liquidates U از بین بردن مایع کردن
profited U سود بردن منفعت کردن
liquidating U از بین بردن مایع کردن
profits U سود بردن منفعت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com