English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 285 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
clinch U بغل کردن حریف
clinched U بغل کردن حریف
clinches U بغل کردن حریف
clinching U بغل کردن حریف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
hooking U سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
dribble U رد کردن توپ از حریف
dribbled U رد کردن توپ از حریف
dribbles U رد کردن توپ از حریف
dribbling U رد کردن توپ از حریف
protection U سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
stack U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks U قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
croquet U بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
clinch U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
squeeze U سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezed U سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezes U سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezing U سد کردن مدافع حریف با دونفر
loop U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
stunt U حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunting U حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunts U حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
interference U سد کردن غیرمجاز راه حریف
parried U دفع کردن حمله حریف
parries U دفع کردن حمله حریف
parry U دفع کردن حمله حریف
parrying U دفع کردن حمله حریف
jab U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs U بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
mark U نشانه کردن حریف
marks U نشانه کردن حریف
clip U سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clipped U سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clippings U سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clips U سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
overplay U حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplayed U حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplaying U حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplays U حریف را ناچار به تغییر محل کردن
disengage U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengages U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengaging U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
double U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
spear U سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
speared U سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spearing U سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spears U سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
angle block U سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
ceding parry U کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
change of engagement U وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
double leg pick up U زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
finger hold U خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
flea flicker U پاس اشفته برای گیج کردن حریف
high leg attack and shoulder control U زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
hip check U سد کردن راه حریف با کمر وباسن
hook check U سد کردن راه چوب حریف ازعقب
indian check U سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
kneeing U خطای سد کردن راه حریف بازانو
near all U نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
poke check U فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
put the ball on the floor U رد کردن توپ از حریف
shoulder block U سد کردن حریف با ضربه شانه
side sweep and over under U گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
simple leg ride U شگک خراب کردن حریف
skate off U حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
straight arm U حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
sweat out U بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
to overcrow one's rival U از پیروزی بر حریف شادی کردن
to turn the tables on any one U وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
touch football U نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
triple team U سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
underhook U گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
wraparound check U سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
to backtrack <idiom> <verb> U نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
to row back <idiom> <verb> U نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
Other Matches
head and arm U هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground U ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
hits U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off U رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
rival U حریف
adversary U حریف
rivalled U حریف
competitor U حریف
competitors U حریف
rivaling U حریف
adversaries U حریف
matches U حریف
rivaled U حریف
rivalling U حریف
match U حریف
opponents U حریف
opponent U حریف
rivals U حریف
adversarial U حریف
d. cut d. U حریف
challenger U حریف
challengers U حریف
foe U حریف
foes U حریف
target U سینه حریف
copings U حریف شدن
copes U حریف شدن
coped U حریف شدن
targetting U سینه حریف
he was too much for me U من حریف او نبودم
i cannot manage him U حریف او نمیشوم
targeting U سینه حریف
dropping U جاگذاشتن حریف
drop U جاگذاشتن حریف
opponents U حریف طرف
razzle dazzle U فریفتن حریف
drops U جاگذاشتن حریف
downfield U زمین حریف
opponent U حریف طرف
away U زمین حریف
targetted U سینه حریف
targets U سینه حریف
targeted U سینه حریف
ends U زمین حریف
jacks of all trades U همه فن حریف
sell a dummy U فریفتن حریف
adversaries U حریف کشتی
deliver a series of blows U بمباران حریف
victims U حریف ضعیف
cope U حریف شدن
shadows U چسبیدن به حریف
adversary U حریف کشتی
shadowing U چسبیدن به حریف
shadowed U چسبیدن به حریف
shadow U چسبیدن به حریف
end U زمین حریف
ended U زمین حریف
victim U حریف ضعیف
jack of all trades U همه فن حریف
head butt U با سر به حریف زدن
dropped U جاگذاشتن حریف
charges U حمله به حریف
charge U حمله به حریف
swingman U همه فن حریف
playing the man U بازی با حریف
drop U پشت سر گذاشتن حریف دو
pattern offense U موضعگیری در برابر حریف
stomach throw U افکندن حریف از پشت
blocked U سدکردن غیرمجاز حریف
intercepts U قطع پاسکاری حریف
hindered U مانع حریف شدن
hindering U مانع حریف شدن
He is jack of all trades . he can cope with any thing . U همه فن حریف است
intercepting U قطع پاسکاری حریف
manage a person U حریف کسی شدن
onside U پا به توپ در زمین حریف
action on the blade U تماس با شمشیر حریف
block U سدکردن غیرمجاز حریف
assault U حمله بدنی به حریف
assaulted U حمله بدنی به حریف
assaults U حمله بدنی به حریف
kukutsu dachi U ایستادن در مقابل حریف
burns U امتیاز گرفتن از حریف
burn U امتیاز گرفتن از حریف
intercepted U قطع پاسکاری حریف
kin geri U لگد به بیضه حریف
assorted U همه فن حریف همسر
bluffing U حریف را از میدان درکردن
utility U ذخیره همه فن حریف
lapped U رسیدن به حریف جلویی
bluffed U حریف را از میدان درکردن
bluff U حریف را از میدان درکردن
to stand up to one's opponent U با حریف روبرو شدن
hinders U مانع حریف شدن
personal foul U خطای بدنی به حریف
deceive U فریب دادن حریف
cut down U زمین زدن حریف
bluffs U حریف را از میدان درکردن
jink U فریب دادن حریف
lap U رسیدن به حریف جلویی
outplay U بازی بهتر از حریف
outclass U شکست فاحش حریف
outroll U شکست دادن حریف
outclassed U شکست فاحش حریف
outclasses U شکست فاحش حریف
sparring partner U حریف مشت بازی
go behind U به پشت حریف رفتن
outclassing U شکست فاحش حریف
they are well matched U حریف یکدیگر هستند
deciding U نزدیک به دروازه حریف
dropping U پشت سر گذاشتن حریف دو
scouted U ارزیابی حریف اینده
unanswered U همردیف نبودن حریف
scouts U ارزیابی حریف اینده
deceives U فریب دادن حریف
hinder U مانع حریف شدن
draws U رویارویی دو حریف در اغار
dropped U پشت سر گذاشتن حریف دو
deceiving U فریب دادن حریف
back sacrifice throw U افکندن حریف ازپشت
blocks U سدکردن غیرمجاز حریف
intercept U قطع پاسکاری حریف
drops U پشت سر گذاشتن حریف دو
draw U رویارویی دو حریف در اغار
circle dodge U گریز از حریف در مسیرمنحنی
deceived U فریب دادن حریف
shut down U شکست دادن حریف
scout U ارزیابی حریف اینده
blank U ممانعت از امتیاز گیری حریف
box out U موضعگیری بین حریف و سبد
holding and hitting U گرفتن حریف و ضربه زدن
hinder U جلوگیری از ضربه زدن حریف
blankest U ممانعت از امتیاز گیری حریف
hand U میلههای تسخیرشده حریف در پایان
outside hook U فت پا و بهم زدن تعادل حریف
double touch U ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
hindered U جلوگیری از ضربه زدن حریف
out of distance U دور بودن شمشیرباز از حریف
hindering U جلوگیری از ضربه زدن حریف
hinders U جلوگیری از ضربه زدن حریف
bait the hole U گول زدن مدافع حریف
double hi U ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
handing U میلههای تسخیرشده حریف در پایان
hip rool U تاباندن حریف از روی باسن
slash U چرخاندن چوب به طرف حریف
bootleg U نوعی حمله با فریفتن حریف
gang tackle U با چند بازیگر حریف را فروداوردن
shut off U بهم زدن نقشه حریف
clothes line U ضبه زدن و انداختن حریف
underdogs U فرصت برد به حریف ندادن
dummies U گول زدن حریف در تجمع
underdog U فرصت برد به حریف ندادن
slashes U چرخاندن چوب به طرف حریف
trompement U گریز شمشیرباز از ضربه حریف
shut out U مانع پیروزی حریف شدن
slashing U چرخاندن چوب به طرف حریف
win by retirement U پیروزی با کنار رفتن حریف
hand out U حریف دریافت کننده سرویس
slashed U چرخاندن چوب به طرف حریف
dummy U گول زدن حریف در تجمع
unlap U یک دور به حریف نزدیکتر شدن
clothes lines U ضبه زدن و انداختن حریف
compound parry U دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
front underlock U خیمه کامل و پریدن به پشت حریف
direct free kick U مکث مهاجم برای فریفتن حریف
multiple foul U خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
to backtrack <idiom> <verb> U عقب کشیدن [از موضوعی در مقابل حریف]
close in U نزدیک شدن شمشیرباز به بدن حریف
to row back <idiom> <verb> U عقب کشیدن [از موضوعی در مقابل حریف]
matches U وصلت دادن حریف کسی بودن
peels U گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
peel U گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
stance U طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
wipe out U شکست دادن حریف با امتیاز زیاد
tripping U با خطا تعادل حریف را بهم زدن
impeding U خطا روی حریف بدون توپ
hacks U ضربه خطای دست به بازوی حریف
hacked U ضربه خطای دست به بازوی حریف
forcing shot U ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
hack U ضربه خطای دست به بازوی حریف
man up U بازی با یک نفر بیشتر از تعدادافراد حریف
deropement U مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
play control foul U خطا روی حریف بدون توپ
loose ball foul U خطا روی حریف بدون توپ
stances U طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
stances U طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
stance U طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
power forward U مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
hole job U شکست دادن حریف با شروع بهتر
strip U کشیدن یا انداختن توپ از دست حریف
stationary tactics U دردروازه ضربه ازاد از حریف گرفتن
match U وصلت دادن حریف کسی بودن
chancing U فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
chances U فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
chanced U فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
chance U فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
deke U گول زدن حریف برای تغییرمحل
binds U کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com