English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
maunder U بطور خواب الود وسرگردان حرکت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
sleepily U بطور خواب الود
drowsing U خواب الود کردن
drowses U خواب الود کردن
drowsed U خواب الود کردن
drowse U خواب الود کردن
drowze U چرت زدن خواب الود کردن
dreamier U خواب مانند خواب الود
dreamy U خواب مانند خواب الود
somnific U خواب اور خواب الود
dreamiest U خواب مانند خواب الود
somnolent U خواب الود
drowsy U خواب الود
drowsiest U خواب الود
sleepiest U خواب الود
sleepy U خواب الود
slumberous U خواب الود
sleepier U خواب الود
slumb U خواب الود
dozy U خواب الود
slumbrous U خواب الود
soporific U خواب الود
slumbery U خواب الود
drowsier U خواب الود
dozier U خواب الود
doziest U خواب الود
somnifacient U خواب الود
i feel sleepy U خواب الود هستم
heavies U غلیظ خواب الود
heavy U غلیظ خواب الود
heavier U غلیظ خواب الود
drowzy head U ادم خواب الود
heaviest U غلیظ خواب الود
sleepyheads U ادم خواب الود
poppied U خواب الود یا ارام
sleepyhead U ادم خواب الود
drowze U خواب الود بودن
sand man U لولویی که خاک درچشم کودکان پاشیده انهارا خواب الود میکند
muddilly U بطور گل الود
muddily U بطور گل الود
dustily U بطور خاک الود
ripples U بطور موجی حرکت کردن
ripple U بطور موجی حرکت کردن
rippling U بطور موجی حرکت کردن
rippled U بطور موجی حرکت کردن
poltroon U ادم جبون وسرگردان
rouse U از خواب بیدار شدن حرکت دادن
rouses U از خواب بیدار شدن حرکت دادن
roused U از خواب بیدار شدن حرکت دادن
morphic U وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
mud U گل الود کردن
puddles U گل الود کردن
bemire U گل الود کردن
puddle U گل الود کردن
nemire U گل الود کردن
blurring U منظره مه الود لک کردن
blurs U منظره مه الود لک کردن
blur U منظره مه الود لک کردن
blurred U منظره مه الود لک کردن
somnambulist U کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
the early bird catches the worm <proverb> U کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
narcolepsy U حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
night gown U جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
hypnoid U نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoidal U نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash U مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
lair U گل الود کردن استراحت کردن
lairs U گل الود کردن استراحت کردن
morpheus U الهه خواب خواب پرور
hypnogogic U خواب اور خواب کننده
dogsleep U خواب زودبر خواب دروغی
hypnagogic U خواب اور خواب کننده
to lull to sleep U خواب کردن
sopite U خواب کردن
to put to bed U خواب کردن
to rock to sleep U خواب کردن
wakes U از خواب بیدار کردن رد پا
hypnotized U خواب هیپنوتیزم کردن
to charm asleep U با افسون خواب کردن
waked U از خواب بیدار کردن رد پا
hypnotize U بطورمصنوعی خواب کردن
siestas U خواب بعدازفهر کردن
siesta U خواب بعدازفهر کردن
hypnotises U خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotises U بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotised U خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotising U خواب هیپنوتیزم کردن
to break the sleep U از خواب بیخواب کردن
hypnotizing U بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotising U بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotize U خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotised U بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotizes U خواب هیپنوتیزم کردن
get off to sleep U خواب کردن خواباندن
wake U از خواب بیدار کردن رد پا
hypnotizing U خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotized U بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotizes U بطورمصنوعی خواب کردن
rise U از خواب برخاستن طغیان کردن
rises U از خواب برخاستن طغیان کردن
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
night dress U جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
He is fast asleep. U خواب خواب است
irretrievably U بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
inconsiderably U بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously U بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
out lawry U طراحی کردن بطور مختصر شرح دادن خلاصه کردن
raster U سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
thicker U گل الود
brumous U مه الود
dropsical U پف الود
shod U گل الود
turbid U گل الود
muddied U گل الود
mire U گل الود
foamier U کف الود
muddy U گل الود
thick U گل الود
thickest U گل الود
spumy U کف الود
sudsy U کف الود
foggy U مه الود
spluttery U تف الود
muddier U گل الود
caliginous U مه الود
muddying U گل الود
fogbound U مه الود
turbid U مه الود
bedraggled U گل الود
scummy U کف الود
foamy U کف الود
muddies U گل الود
foamiest U کف الود
foggier U مه الود
lathery U کف الود
feculent U گل الود
muddiest U گل الود
foggiest U مه الود
plashy U گل الود
spunous U کف الود
indisputable U بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
horridly U بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
lusciously U بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
asseverate U بطور جدی افهار کردن تصریح کردن
based on private motives U غرض الود
ensanguined U خون الود
sponge cake U کیک پف الود
venomous U زهر الود
muddy U خیس و گل الود
passionate U هوس الود
vapory U بخار الود
muddying U خیس و گل الود
fog U مه الود بودن
fogs U مه الود بودن
fierce U خشم الود
sponge cakes U کیک پف الود
fiercer U خشم الود
like mad U خشم الود
muddier U خیس و گل الود
fogginess U مه الود بودن
muddies U خیس و گل الود
loblolly U چاله گل الود
smeared with dirt U خاک الود
tinged with cnvy U رشک الود
muddiest U خیس و گل الود
muddied U خیس و گل الود
wrathful U قهر الود
fiercest U خشم الود
sailings U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sail U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed U باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
poorly U بطور ناچیز بطور غیر کافی
immortally U بطور فنا ناپذیر بطور باقی
indeterminately U بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
grossly U بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
steamier U دارای بخار مه الود
interesde motive U انگیزه غرض الود
pussy U ریم الود گربه
balderdash U یاوه نوشابه کف الود
bloodiest U خون الود قرمز
bloodier U خون الود قرمز
steamiest U دارای بخار مه الود
pussies U ریم الود گربه
bloody U خون الود قرمز
poison pen U نوشته غرض الود
partial U غرض الود جزیی
interested U مجذوب غرض الود
cloud forest U جنگل بلند مه الود
foggily U بطورمه الود یامبهم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com