Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
uptilt
U
بطرف بالا کج کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
upthrust
U
بطرف بالا پرتاب کردن
Other Matches
skyward
U
بطرف اسمان بطرف بالا
upgrading
U
بطرف بالا
atop
U
بطرف بالا
upward
U
بطرف بالا
upgrade
U
بطرف بالا
upgrades
U
بطرف بالا
upgraded
U
بطرف بالا
upwards
U
بطرف بالا
upthrust
U
حرکت بطرف بالا
upstroke
U
خط منبسط بطرف بالا
upwell
U
بطرف بالا رفتن
upstroke
U
حرکت قلم بطرف بالا
overhand
U
بازی با دست بطرف بالا
upload
U
نیروئی که به صورت قائم بطرف بالا عمل میکند
upwash
U
حرکت هوا بطرف بالا درجلوی لبه حمله بال مادون صوت که منجر به تولید برامیگردد
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
evanesce
U
بطرف صفر میل کردن
starboard
U
بطرف راست حرکت کردن
to push down
U
بطرف پایین هل دادن یا پرت کردن
skate off
U
حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
to turn up
[collar]
U
به بالا کج کردن
[مهندسی]
to tilt up
U
به بالا کج کردن
[مهندسی]
to fold up
U
به بالا کج کردن
[مهندسی]
to hinge up
U
به بالا کج کردن
[مهندسی]
souffles
U
پف کردن یا بالا امدن غذا
buck
U
بالا پریدن وقوز کردن
elate
U
بالا بردن محفوظ کردن
souffle
U
پف کردن یا بالا امدن غذا
bucks
U
بالا پریدن وقوز کردن
soufflTs
U
پف کردن یا بالا امدن غذا
side sweep and over under
U
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
spinwriter
U
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
fluctuate
U
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated
U
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
overestimated
U
غلو کردن دست بالا گرفتن
overestimate
U
غلو کردن دست بالا گرفتن
to reject something with a shrug
[of the shoulders]
U
با شانه بالا انداختن چیزی را رد کردن
fluctuates
U
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
overestimating
U
غلو کردن دست بالا گرفتن
overestimates
U
غلو کردن دست بالا گرفتن
high ball
U
شوت کردن بالا توپ
[فوتبال]
seesaw
U
بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
vertically
U
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
in-
U
بطرف
in
U
بطرف
levo
U
بطرف چپ
at
U
بطرف
into
U
بطرف
inflate
U
پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflating
U
پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflates
U
پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
to win over to one's side
U
بطرف خوداوردن
edgeways
U
بطرف جلوباشد
frontward
U
بطرف جلو
frontwards
U
بطرف جلو
cityward
U
بطرف شهر
on
U
بعلت بطرف
heavenward
U
بطرف اسمان
with
U
بطرف درجهت
eastwards
U
بطرف مشرق
earthward
U
بطرف زمین
homeward
U
بطرف منزل
downwards
U
بطرف پائین
dorsad
U
بطرف پشت
to the east of
U
بطرف مشرق
edgewise
U
بطرف لبه
toward
U
بطرف نسبت به
earthwards
U
بطرف زمین
to
U
بطرف روبطرف
orient
U
بطرف خاوررفتن
manward
U
بطرف انسان
mediad
U
بطرف وسط
onwards
U
بطرف جلو
orienting
U
بطرف خاوررفتن
orients
U
بطرف خاوررفتن
coastwards
U
بطرف ساحل
mesail
U
بطرف وسط
cephalad
U
متمایل بطرف سر
mesal
U
بطرف وسط
apporro
U
بطرف جلو
aport
U
بطرف چپ کشتی
forwards
U
بطرف جلو
abaft
U
بطرف عقب
home
U
بطرف خانه
homes
U
بطرف خانه
coastward
U
بطرف ساحل
riverward
U
بطرف رودخانه
without
U
بطرف خارج
rearward
U
بطرف عقب
pakkorro
U
بطرف بیرون
to sit up and beg
U
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to beg
[of a dog holding up front paws]
U
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
nobble
U
بطرف خود اوردن
northwardly
U
بطرف شمال شمالی
northwestwards
U
بطرف شمال غربی
outwards
U
بطرف خارج بیرونی
biteuro chagi
U
ضربه پا بطرف اریب
leaned
U
تکیه دادن بطرف
leans
U
تکیه دادن بطرف
norther
U
بیشتر بطرف شمال
northeastward
U
بطرف شمال شرقی
adaxial
U
متمایل بطرف محور
ap chagi
U
ضربه پا بطرف جلو
inwards or inward
U
بطرف داخل بباطن
gravitate
U
متمایل شدن بطرف
southern
U
جنوبا بطرف جنوب
gravitated
U
متمایل شدن بطرف
gravitates
U
متمایل شدن بطرف
gravitating
U
متمایل شدن بطرف
nobbling
U
بطرف خود اوردن
lean
U
تکیه دادن بطرف
phototropism
U
گرایش بطرف نور
ashore
U
بکنار بطرف ساحل
front
U
بطرف جلو روکردن به
fronting
U
بطرف جلو روکردن به
outward
U
بطرف خارج بیرونی
ina northerly direction
U
بطرف شمال شمالا
athwart
U
از طرفی بطرف دیگر
stern wards
U
بطرف عقب کشتی
stern ward
U
بطرف عقب کشتی
deasil
U
متمایل بطرف راست
inboard
U
بطرف مرکز کشتی
southeastward
U
بطرف جنوب شرقی
downstroke
U
ضربه بطرف پایین
nobbled
U
بطرف خود اوردن
downswing
U
نوسان بطرف پایین
astern
U
بطرف عقب پسین
cephalad
U
متمایل بطرف راس
nobbles
U
بطرف خود اوردن
south wards
U
بطرف جنوب متمایل بجنوب
cockshot
U
پرتاب تیر بطرف هدف
cockshy
U
پرتاب تیر بطرف هدف
transposing
U
بطرف دیگر معادله بردن
transpose
U
بطرف دیگر معادله بردن
step turn
U
چرخش بطرف پایین تپه
adductor
U
تمایل عضو بطرف محور
retrorse
U
بطرف پایین و عقب خم شده
soiuth ward
U
بطرف جنوب متمایل بجنوب
dextrorotation
U
گردش بطرف قطب راست
pulls
U
بطرف خود کشیدن کشش
outcurve
U
انحنا یا خمیدگی بطرف خارج
pull
U
بطرف خود کشیدن کشش
upthrow
U
بطرف بالاانداختن تحول شدید
bate
U
بال زدن بطرف پایین
strelli
U
غلت عقب بطرف بالانس
westward
U
بسوی باختر بطرف مغرب
westwards
U
بسوی باختر بطرف مغرب
transposes
U
بطرف دیگر معادله بردن
lift
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifted
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
gravitates
U
بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitate
U
بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
called shot
U
ضربه معین بطرف گوی یاکیسه یا هر دو
capacole
U
چرخش بطرف چپ وراست پلکان مارپیچ
gravitating
U
بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
comebacker
U
ضربه توپ زمینی بطرف توپزن
gravitated
U
بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
levorotary
U
دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
bind
U
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
banked turn
U
انحنای پیست اتومبیلرانی بطرف داخل
levorotatory
U
دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
binds
U
کنارزدن شمشیر حریف بطرف بدن او
dat
U
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
downbeat
U
حرکت چوب رهبر ارکست بطرف پایین
to face somebody
[something]
U
چهره خود را بطرف کسی
[چیزی]
گرداندن
lordosis
U
انحنای زیاد ستون فقرات بطرف جلو
banking track
U
انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
place kick
U
توپ را از روی زمین با پا بطرف دروازه زدن
tacit collusion
U
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
setl
U
زبان سطح بالا که برای اسان کردن برنامه نویسی الگوریتم طراحی شده است
deflection
U
ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
leg break
U
بلند شدن توپ از سمت توپزن بطرف میله
in and in
U
مرتبا بطرف داخل یک نوع قمار چهار طاسی
deflections
U
ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
out and in
U
گویی که با پیچش بطرف شیارمی رود و برمی گردد
downwash
U
زاویه انحراف هوا بطرف پایین دراثر برخورد با یک ایرفویل
transposition
U
انتقال اعدادمعلوم بیکسو ومجولات بطرف دیگر معادله فراگذاری
nose down
U
خارج شدن هواپیما از پروازتراز بطرف شیرجه و کاهش ارتفاع
retrorocket
U
راکتی که برای مخالفت باحرکت رسانگر بطرف جلوروی ان نصب میشود
wash in
U
پیچش بال بطوریکه زاویه نصب ان بطرف نوک کاهش یابد
increase
U
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases
U
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased
U
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
jet propulsion
U
جهش و کشش جسمی بطرف جلو در اثر خروج مایع جهندهای در جهت عقب
apl
U
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
tree
U
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
tabbed flap
U
فلپی که لبه فرار ان لولا شده و تا زاویهای بزرگتراز زاویه اصلی بطرف پایین منحرف میشود
pull up
U
بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
compile
U
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiles
U
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled
U
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiling
U
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
backbones
U
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbone
U
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
ferry
U
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferrying
U
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferries
U
گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com