English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lacevi U بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hemmed U حاشیه دارکردن
hem U حاشیه دارکردن
marge U حاشیه دارکردن
hems U حاشیه دارکردن
hemming U حاشیه دارکردن
rim U لبه داریا حاشیه دارکردن
rims U لبه داریا حاشیه دارکردن
rosette border U حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
Zipper selvage U حاشیه زیپ شکل [در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border U حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
grates U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
marinade U [ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
marinate U [ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
grate U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
freaks U خط دارکردن رگه دارکردن
freak U خط دارکردن رگه دارکردن
vesiculate U حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
Kufic border U حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged U متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
ragged U متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
frieze U حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
friezes U حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border U حاشیه سماوری [در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
fringes U حاشیه دار کردن
bordered U حاشیه دار کردن
fringe U حاشیه دار کردن
purfle U حاشیه دوزی کردن
purfle U حاشیه راتزئین کردن
border U حاشیه دار کردن
bordering U حاشیه دار کردن
fagot U ریشه کردن حاشیه پارچه
faggot U ریشه کردن حاشیه پارچه
commentate U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
margin U اندک حاشیه دار کردن
faggots U ریشه کردن حاشیه پارچه
margins U مشخص کردن اندازه و حاشیه
tat U دارای حاشیه توری کردن
margins U اندک حاشیه دار کردن
margin U مشخص کردن اندازه و حاشیه
commentated U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentating U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
skirted U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
flounced U چین دار کردن حاشیه لباس
flounce U چین دار کردن حاشیه لباس
skirts U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
flounces U چین دار کردن حاشیه لباس
flouncing U چین دار کردن حاشیه لباس
left justification U زوج کردن حاشیه سمت چپ متن
skirt U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
indent U شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indents U شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indenting U شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
attach U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching U 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
dog down U بستن و جذم کردن درب محکم کردن درپوش اشیاء
bound U خیز محدود کردن مقید کردن بستن
contract U مخفف کردن مقاطعه کردن قرارداد بستن
mach hold U بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
astringe U جمع کردن بستن
binding U صحافی کردن به هم بستن
bindings U صحافی کردن به هم بستن
shut off U قطع کردن بستن
assessed U تعیین کردن بستن
steek U بستن سجاف کردن
turn off <idiom> U بستن ،خاموش کردن
assessing U تعیین کردن بستن
assesses U تعیین کردن بستن
assess U تعیین کردن بستن
blocks U بستن مسدود کردن
block U بستن مسدود کردن
blocked U بستن مسدود کردن
reciprocal border U حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
decamp U رخت بر بستن کوچ کردن
stipulates U پیمان بستن تصریح کردن
decamped U رخت بر بستن کوچ کردن
feigns U بخود بستن جعل کردن
feign U بخود بستن جعل کردن
stipulate U پیمان بستن تصریح کردن
pretends U بخود بستن دعوی کردن
arrogate U غصب کردن بخود بستن
stamps U نقش بستن منقوش کردن
to lay on U بستن مالیات تحمیل کردن
stipulating U پیمان بستن تصریح کردن
stamp U نقش بستن منقوش کردن
to bar apatn U بستن و مسدود کردن راه
string U مربی خم کردن کمان و بستن زه
to form a notion U اندیشه کردن خیال بستن
seal U مهر و موم کردن بستن
assumes U بخود بستن وانمود کردن
To turn the tap on (off). U شیر آب را باز کردن ( بستن )
seals U مهر و موم کردن بستن
decamping U رخت بر بستن کوچ کردن
decamps U رخت بر بستن کوچ کردن
cincture U احاطه کردن کمرچیزی را بستن
wattle U نرده گذاری کردن بستن
pretend U بخود بستن دعوی کردن
assume U بخود بستن وانمود کردن
pretending U بخود بستن دعوی کردن
righting U مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
right U مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righted U مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
levies U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
shunt U موازی کردن بستن بسته شدن
levied U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
gag U پوزه بند بستن محدود کردن
levy U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
gagged U پوزه بند بستن محدود کردن
gagging U پوزه بند بستن محدود کردن
lace U بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
levying U مالیات بستن بر جمع اوری کردن
laces U بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
gags U پوزه بند بستن محدود کردن
seel U چشم خود را بستن کور کردن
shunts U موازی کردن بستن بسته شدن
setting up U بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets U بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
trusses U بهم بستن بادبان را جمع کردن
set U بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
trussed U بهم بستن بادبان را جمع کردن
truss U بهم بستن بادبان را جمع کردن
shunted U موازی کردن بستن بسته شدن
trussing U بهم بستن بادبان را جمع کردن
Herati border U طرح حاشیه هراتی [این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
gadroon U اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
fevers U تب دارکردن
fever U تب دارکردن
string U زه دارکردن
buckled U باسگک بستن دست وپنجه نرم کردن
to occlude U بستن [جلو چیزی راگرفتن ] [مسدود کردن]
buckles U باسگک بستن دست وپنجه نرم کردن
shut off <idiom> U بستن شیرآب یا خاموش کردن کلید برق
buckle U باسگک بستن دست وپنجه نرم کردن
indenting U دندانه دارکردن
tipping U نوک دارکردن
tip U نوک دارکردن
soiling U لکه دارکردن
knee U زانو دارکردن
tubes U لوله دارکردن
soil U لکه دارکردن
torching U مشعل دارکردن
torches U مشعل دارکردن
rivel U چوروک دارکردن
tube U لوله دارکردن
torched U مشعل دارکردن
rod U میله دارکردن
bordered U لبه دارکردن
capped U پوشش دارکردن
paler U میله دارکردن
soils U لکه دارکردن
palest U میله دارکردن
pale U میله دارکردن
stigmatize U نشان دارکردن
bordering U لبه دارکردن
indent U دندانه دارکردن
ruts U شیار دارکردن
indents U دندانه دارکردن
knees U زانو دارکردن
rut U شیار دارکردن
rods U میله دارکردن
cap U پوشش دارکردن
point U گوشه دارکردن
diaper U گل وبوته دارکردن
frill U ریشه دارکردن
cog U دندانه دارکردن
cogs U دندانه دارکردن
loops U حلقه دارکردن
looped U حلقه دارکردن
beards U ریش دارکردن
beard U ریش دارکردن
loop U حلقه دارکردن
engrail U دندانه دارکردن
engrail U کنگره دارکردن
foul U لکه دارکردن
terrace U تراس دارکردن
indenture U شیار دارکردن
frills U ریشه دارکردن
ratchets U ضامن دارکردن
program U برنامه دارکردن
programs U برنامه دارکردن
ratchet U ضامن دارکردن
diapers U گل وبوته دارکردن
spots U لکه دارکردن
dot U نقطه دارکردن
spot U لکه دارکردن
smears U لکه دارکردن
smearing U لکه دارکردن
smeared U لکه دارکردن
smear U لکه دارکردن
terrace U تختان دارکردن
terraces U تراس دارکردن
articulates U مفصل دارکردن
charge U عهده دارکردن
dotting U نقطه دارکردن
charges U عهده دارکردن
foulest U لکه دارکردن
fouler U لکه دارکردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com