Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
french fry
U
برشهای سیب زمینی رادرروغن سرخ کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
scissors and paste
U
تالیف کتابی با برشهای کتابهای دیگر
army component
U
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
nibbler
U
ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
ground liaison
U
گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock
U
فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces
U
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander
U
فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
french fry
U
برش سیب زمینی سرخ کردن
to mark out a ground
U
حدود زمینی را تععین کردن یانشان دادن
ricer
U
رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
ground landlord
U
کسی که زمینی را برای ساختمان کردن اجاره میدهد
ground signals
U
سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
yam
U
سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
yams
U
سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
army aircraft
U
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
bread and point
U
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
potatoes and point
U
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
mark mark
U
اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
predial or prae
U
زمینی
landed a
U
زمینی
earthly
U
زمینی
earth-bound
U
زمینی
territorial
U
زمینی
agrarian
U
زمینی
terraneous
U
زمینی
sublunary
U
زمینی
sublunar
U
زمینی
tellurian
U
زمینی
tumbling
U
زمینی
subaerial
U
رو زمینی
terrene
U
زمینی
sub astral
U
زمینی
terrestrial
U
زمینی
ground return
U
بازتاب زمینی
land force n
U
نیروی زمینی
land mine
U
مین زمینی
land tail
U
بنه زمینی
peanut
U
پسته زمینی
ground position
U
موقعیت زمینی
ground position
U
ایستگاه زمینی
hypogeal
U
زیر زمینی
terrestrial refraction
U
شکست زمینی
hypogeous
U
زیر زمینی
ground forces
U
نیروهای زمینی
terraqueous
U
زمینی ودریایی
ground liaison
U
رابط زمینی
terrestrial radiation
U
تابشهای زمینی
ground nut
U
بادام زمینی
ground observation
U
دیدبانی زمینی
ground observer
U
دیدبان زمینی
peanut
U
بادام زمینی
hypogean
U
زیر زمینی
peanuts
U
بادام زمینی
tellurian matter
U
ماده زمینی
groundling
U
گیاه زمینی
ground surveillance
U
تجسس زمینی
terrain corridor
U
دالان زمینی
landmines
U
مین زمینی
army forces
U
نیروهای زمینی
murphy
U
سیب زمینی
tater
U
سیب زمینی
praties
U
سیب زمینی
bonus pass
U
پاس زمینی
army general staff
U
ستادنیروی زمینی
ground surveillance
U
مراقبت زمینی
landmine
U
مین زمینی
ground waves
U
امواج زمینی
ground wave
U
موج زمینی
ground track
U
مسیر زمینی
peanuts
U
پسته زمینی
army attache
U
وابسته زمینی
land combat
U
نبرد زمینی
terrain return
U
اکوی زمینی
ground speed
U
سرعت زمینی
ground forces
U
نیروی زمینی
terrestrial
U
وضعیت زمینی
groundnuts
U
بادام زمینی
groundnut
U
بادام زمینی
suberranean
U
زیر زمینی
subterraneous
U
زیر زمینی
potatoes
U
سیب زمینی
apogee
U
اوج زمینی
potato
U
سیب زمینی
gully
U
دالان زمینی
gullies
U
دالان زمینی
perigee
U
حضیض زمینی
earth nut
U
بادام زمینی
overland mail
U
پست زمینی
earthy
U
زمینی دنیوی
monkey nut
U
بادام زمینی
antenna ground
U
انتن زمینی
earth antenna
U
انتن زمینی
ground antenna
U
انتن زمینی
infernal regions
U
دیارزیر زمینی
ground return
U
برگشت زمینی
gulleys
U
دالان زمینی
standard lamp
[British]
U
آباژور زمینی
standard lamps
[British]
U
آباژورهای زمینی
floor lamps
[American]
U
آباژورهای زمینی
floor lamp
[American]
U
آباژور زمینی
ground circuit
U
مدار زمینی
land forces
U
نیروی زمینی
ground fire
U
تیر زمینی
ground control
U
کنترل زمینی
graze burst
U
ترکش زمینی
floor lamp
U
اباژور زمینی
army
U
نیرو زمینی
mail gram
U
پست زمینی
armies
U
نیرو زمینی
ground force
U
نیروی زمینی
geomorphic
U
شبیه بزمین زمینی
ground visibility
U
میزان دید زمینی
geocentric latitude
U
عرض جغرافیایی زمینی
extraterrestrial radiation
U
تابشهای ماوراء زمینی
department of the army
U
وزارت نیروی زمینی
subways
U
راه زیر زمینی
groundwater
U
ابهای زیر زمینی
grounded primary
U
مدار ورودی زمینی
survey
U
نقشه برداری زمینی
subways
U
ترن زیر زمینی
ground power unit
U
واحد قدرت زمینی
gnomes
U
جنی زیر زمینی
floor exercise
U
حرکات زمینی ژیمناستیک
hotpot
U
آبگوشت سیب زمینی
latitude band
U
نوار عرضی زمینی
land carriage
U
بار کشی زمینی
telluric
U
دارای تلوریوم زمینی
subterranean roots
U
ریشههای زیر زمینی
tellurous
U
دارای تلوریوم زمینی
surveys
U
نقشه برداری زمینی
sweet potatoes
U
سیب زمینی شیرین
surveyed
U
نقشه برداری زمینی
sweet potato
U
سیب زمینی شیرین
field survey
U
نقشه برداری زمینی
ground loom
U
دار زمینی
[قالی]
gnome
U
جنی زیر زمینی
terrestrial
U
زمینی مربوط به زمین
ground survey
U
نقشه برداری زمینی
hotpots
U
آبگوشت سیب زمینی
task group
U
گروه ماموریت زمینی
cadastral survey
U
نقشه برداری زمینی
army staff
U
ستاد نیروی زمینی
potato
U
انواع سیب زمینی
potatoes
U
انواع سیب زمینی
peanut butter
U
خمیر بادام زمینی
landmark
U
علامت مشخصه زمینی
potato salad
U
سالاد سیب زمینی
landmarks
U
علامت مشخصه زمینی
kidney potato
U
سیب زمینی سرخ
secretary of the army
U
وزیر نیروی زمینی
army corps
U
سپاههای نیروی زمینی
pignut
U
یکنوع بادام زمینی
asphaltum
U
قیر زمینی اسفالت
jerusalem a
U
سیب زمینی ترشی
land tail
U
باقیمانده زمینی یکان
undercroft
U
اتاق زیر زمینی
armies
U
ارتش نیروی زمینی
surface mission
U
ماموریت دفاع زمینی
army
U
ارتش نیروی زمینی
army reserve
U
احتیاط نیروی زمینی
table water
U
سفره اب زیر زمینی
army post office
U
پستخانه نیروی زمینی
tumbler
U
ژیمناست زمینی کار
tumblers
U
ژیمناست زمینی کار
mashed potatoes
U
پوره سیب زمینی
crisper
U
سیب زمینی برشته
army depot
U
امادگاه نیروی زمینی
army artillery
U
توپخانه نیروی زمینی
dower
U
سوراخ زیر زمینی
crispest
U
سیب زمینی برشته
subway
U
راه زیر زمینی
rhizmatous
U
مانندساقه زیر زمینی
chipmunk
U
موش خرمای زمینی
crisps
U
سیب زمینی برشته
rootstock
U
ساقه زیر زمینی
army aviator
U
خلبان نیروی زمینی
army base
U
پایگاه نیروی زمینی
army base
U
پادگان نیروی زمینی
groundwave
U
موجهای رادیویی زمینی
chipmunks
U
موش خرمای زمینی
subway
U
ترن زیر زمینی
crisp
U
سیب زمینی برشته
air ground liaison code
U
کدهای ارتباطی زمینی وهوایی
squatted
U
بی اجازه در زمینی ساکن شدن
French fries
U
سیب زمینی سرخ کرده
squats
U
بی اجازه در زمینی ساکن شدن
army training program
U
برنامه اموزش نیروی زمینی
squat
U
بی اجازه در زمینی ساکن شدن
squatting
U
بی اجازه در زمینی ساکن شدن
unattended ground sensor
U
رادار مراقبت زمینی خودکار
ground alert
U
اماده باش زمینی هواپیماها
eye
U
دکمه یا گره سیب زمینی
eyeing
U
دکمه یا گره سیب زمینی
colcannon
U
خوراک کلم وسیب زمینی
eyes
U
دکمه یا گره سیب زمینی
shepherd's pies
U
بریانی گوشت و سیب زمینی
spuds
U
سیب زمینی بابیل کندن
underground
U
راه اهن زیر زمینی
overland
U
در روی زمین از راه زمینی
spud
U
سیب زمینی بابیل کندن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com