Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 286 (49 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
deice
U
بدون یخ کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fan
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fans
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
smooth
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothed
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
piracy
U
چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
tile
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
tiles
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
glide
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
glided
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
glides
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
pirate
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirated
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirates
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirating
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
licence
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
communication
U
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
obtrude
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruded
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruding
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
delouse
U
بدون شپش کردن
deloused
U
بدون شپش کردن
delouses
U
بدون شپش کردن
delousing
U
بدون شپش کردن
prejudge
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudged
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudges
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudging
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
lynch
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynched
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynches
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
rifle
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifles
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
drip dry
U
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip-dry
U
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
cohabit
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabited
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabiting
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabits
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
adlib
U
بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
bottoming reamer
U
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
degum
U
بدون صمغ کردن
dehydrogenate
U
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenize
U
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
denitrify
U
بدون نیترات کردن
depolarize
U
بدون قطب کردن
disequilibrate
U
بدون تعادل کردن
earom
U
Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
free lance
U
کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
goose step
U
رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
goose step
U
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
implied trust
U
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
innocent passage
U
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
intensive cultivation
U
اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
live in a small way
U
بدون سر و صدا زندگی کردن
multi tasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multitasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
roughdry
U
بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
seamless integration
U
فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
standalone
U
که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
to do without any thing
U
ازچیزی صرف نظرکردن بدون چیزی گذران کردن
trojan horse
U
برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
unseam
U
بدون درز کردن
unvoice
U
بدون صدا ادا کردن
ad-lib
U
بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbed
U
بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbing
U
بدون نوشته صحبت کردن
ad-libs
U
بدون نوشته صحبت کردن
To play for love .
U
عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
cold turkey
<idiom>
U
ترک کردن اعتیاد بدون دارو
do without
<idiom>
U
بدون هیچ چیزی کار کردن
knock about
<idiom>
بدون برنامه ریزی سفر کردن
run through
<idiom>
U
ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
no answer
[n/a]
[in forms]
U
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
to grope women
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
to feel women up
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
to make a grab at women
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
Give the benefit of the doubt
<idiom>
U
[باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
Other Matches
without any reservation
U
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally
U
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed
U
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
U
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
U
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
Taoism
U
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis
U
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
U
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
achylous
U
بدون کیلوس بدون قیلوس
offhand
U
بدون مقدمه بدون تهیه
unstressed
U
بدون اضطراب بدون کشش
unbranched
U
بدون انشعاب بدون شعبه
recoilless
U
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
U
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
without
U
بدون
ex
U
بدون
ex-
U
بدون
and no mistake
U
بدون شک
but
U
بدون
undoubted
U
بدون شک
goalless
U
بدون گل
bottomless
U
بدون ته
indubitable
U
بدون شک
acheilous
U
بدون لب
obtrusively
U
بدون حق
not nearctic
U
بدون
sans
U
بدون
i'll warrant
U
بدون شک
doubtlessly
U
بدون شک
to a certainty
U
بدون شک
acheilos
U
بدون لب
unstressed
U
بدون مد
undoubtedly
U
بدون شک
wanting
U
بدون
sans ceremonie
U
بدون تشریفات
inelastic
U
بدون کشش
cold turkey
U
بدون آمادگی
intestate
U
بدون وصیت
acarpous
U
بدون میوه
tenantless
U
بدون مستاجر
inapproachable
U
بدون دسترسی
without recourse
U
بدون حق مراجعه
unattended
U
بدون متصدی
zero elasticity
U
بدون کشش
Nothing down.
U
بدون بیعانه.
notwithstanding
U
بدون توجه
flavorless
U
بدون مزه
intolerantly
U
بدون بردباری
indiscriminately
U
بدون تمیز
standstill
U
بدون حرکت
inviscid
U
بدون لزوجت
incommunicable
U
بدون رابطه
stagnant
U
بدون حرکت
indolently
U
بدون درد
without recourse
U
بدون رجوع
awless
U
بدون بیم
to be sure
<idiom>
U
مطمئنا ،بدون شک
free from backlash
U
بدون لقی
termless
U
بدون شرط
terrorless
U
بدون ترس
avirulent
U
بدون شدت
asymptomatic
U
بدون علامت
smokeless
U
بدون دود
backless
U
بدون پشتی
anechoic
U
بدون انعکاس
unruffled
U
بدون موج
workless
U
بدون عمل
backless
U
بدون پشت
incognizant
U
بدون شناسایی
prosaically
U
بدون لطافت
run on
U
بدون وقفه
under one's own steam
<idiom>
U
بدون کمک
free from slip
U
بدون لغزش
faceless
U
بدون ویژگی
soilless
U
بدون خاک
humblest
U
بدون ارتفاع
hands down
U
بدون احتیاط
nothing if not
<idiom>
U
مطمئنا،بدون شک
unwary
U
بدون نگرانی
unbiased
U
بدون تبعیض
disposed
U
بدون پوشش
air dry
U
بدون رطوبت
unresponsive
U
بدون احتیاط
unconditional
U
بدون قیدوشرط
searchless
U
بدون جستجو
in vain
<idiom>
U
بدون تفثیروموفقیت
ametabolic
U
بدون دگردیسی
confidently
U
بدون شبهه
immusical
U
بدون هماهنگی
guilelessly
U
بدون تزویر
immethodical
U
بدون اسلوب
undue
U
بدون مداخله
shadeless
U
بدون سایه
excluding meals
U
بدون غذا
continuously
U
بدون توقف
recoilless
U
بدون لنگر
decaffeinated
U
بدون کافئین
safely
U
بدون خطر
without milk
U
بدون شیر
acranial
U
بدون کاسهء سر
shockless
U
بدون ضربه
acold
U
بدون احساسات
bloodless
U
بدون خونریزی
problem-free
<adj.>
U
بدون زحمت
trouble-free
<adj.>
U
بدون زحمت
problem-free
<adj.>
U
بدون دردسر
trouble-free
<adj.>
U
بدون دردسر
smooth
<adj.>
U
بدون دشواری
indistinctively
U
بدون فرق
sans recours
U
بدون رجوع
free trader
U
بدون گمرک
unprofitable
U
بدون سود
quiescently
U
بدون جنبش
unequivocally
U
بدون ابهام
ametabolous
U
بدون دگردیسی
unequivocal
U
بدون ابهام
wing it
<idiom>
U
بدون آمادگی
achromic
U
بدون ترخیم
free play
U
بدون محدودیت
free of tax
U
بدون مالیات
inoperculate
U
بدون دریچه
achlamydeous
U
بدون پوشش
inofficial
U
بدون اجازه
achromatic
U
بدون ترخیم
fruitlessly
U
بدون نتیجه
scoreless
U
بدون امتیاز
bares
U
بدون روکش
barest
U
بدون روکش
glabrous
U
بدون کرک
unfurnished
U
بدون اثاثیه
baring
U
بدون روکش
involuntarily
U
بدون اراده
stemless
U
بدون ساقه
stemless
U
بدون تنه
strikeless
U
بدون ضربت
endless
U
بدون پایان
aimlessly
U
بدون مقصد
bare
U
بدون روکش
ingenuously
U
بدون تزویر
bared
U
بدون روکش
barer
U
بدون روکش
faceless
U
بدون صورت
diamensionless
U
بدون بعد
free from taxes
<adj.>
U
بدون مالیات
unsigned
U
بدون امضاء
taxless
<adj.>
U
بدون مالیات
non-assessable
<adj.>
U
بدون مالیات
blankly
U
بدون مقصودیامعنی
non-taxable
<adj.>
U
بدون مالیات
untitled
U
بدون عنوان
untitled
U
بدون سراغاز
undoubted
U
بدون تردید
unpromising
U
بدون امید
dimensionless
U
بدون بعد
nonboresafe
U
بدون ضامن
vainly
U
بدون نتیجه
indubitable
U
بدون تردید
tax-exempt
<adj.>
U
بدون مالیات
tax-free
<adj.>
U
بدون مالیات
consistently
U
بدون تناقض
valveless
U
بدون سوپاپ
immediately
U
بدون واسطه
stateless
U
بدون تابعیت
irresponsibly
U
بدون حس مسئولیت
faultless
U
بدون خطا
exposed
U
بدون پوشش
unalloyed
U
بدون الیاژ
adrift
U
بدون هدف
vacant succession
U
بدون جانشین
discontinuously
U
بدون اتصال
zero-rated
<adj.>
U
بدون مالیات
exempt from taxation
[only after nouns]
<adj.>
U
بدون مالیات
exempt from taxes
[only after nouns]
<adj.>
U
بدون مالیات
unvalued
U
بدون ارج
unvocal
U
بدون موسیقی
free of tax
[only after nouns]
<adj.>
U
بدون مالیات
disconnectedly
U
بدون ارتباط
cordless
U
بدون سیم
constantly
U
بدون تغییر
barrier-free
U
بدون حائل
cordless
<adj.>
U
بدون سیم
wireless
<adj.>
U
بدون سیم
unaccompanied
U
بدون همراه
unaccompanied
U
بدون مصاحب
no doubt
U
بدون تردید
undeviating
U
بدون انحراف
undeviating
U
بدون تردیدرای
unblushing
U
بدون شرم
inaction
U
بدون فعالیت
degas
U
بدون گازکردن
toeless
U
بدون پنجه
bloodlessly
U
بدون خونریزی
static
U
بدون تحرک
bachelors
U
بدون عیال
unadvised
U
بدون اطلاع
unaligned
U
بدون صف ارایی
bachelor
U
بدون عیال
unfeigned
U
بدون تصنع
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com