English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4592 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
palm of a glove U بخشی از دستگش که کف دست را می پوشاند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pile cap U دال بتنی که سر شمعها را می پوشاند
wrists U قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
pile group U دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
wrist U قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
flattest U تنظیم نرخ قیمت که تمام استفادههای از یک مکان را می پوشاند
flat U تنظیم نرخ قیمت که تمام استفادههای از یک مکان را می پوشاند
pile helmet U کلاهکی که سر شمعها را می پوشاند تا در موقع چکش کاری صدمهای وارد نیاید
epicanthus U لایه کوچکی از پوست که گاهی گوشه درونی چشم رامی پوشاند
scissoring U 1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
scattered design U طرح افشان [طرحی مخلوط و پرکار از انواع نگاره ها که بسیار پر کار بوده و تمام فضاهای متن فرش را می پوشاند.]
Yellow Book U مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
mafrash U مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
rhomb design U طرح قاب لوزی [این طرح گاه مانند قاب خشتی کل متن را می پوشاند و گاه به تعداد محدود در مرکز فرش حالت یک ترنج را به آن می بخشد.]
reciprocal border U حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
portion U بخشی
as part of U بخشی از
dichotomous U دو بخشی
sectorial U بخشی
tripartite U سه بخشی
portions U بخشی
regional <adj.> U بخشی
sectoral U بخشی
fractions U بخشی از
local <adj.> U بخشی
fraction U بخشی از
bisection U دو بخشی
Centigrade U صد بخشی
sextets U شش بخشی
partial U بخشی
sextet U شش بخشی
trichotomous U سه بخشی
ninefold U نه بخشی
triarchy U سه بخشی
divisor U بخشی
parochial U بخشی
hexaploid U شش بخشی
triplet U سه بخشی
polychotomy U چند بخشی
satisfactoriness U رضایت بخشی
sectoral integation U یکپارچگی بخشی
haxamerous U شش بخشی شش قسمتی
pleasurableness U فرح بخشی
pleasurability U لذت بخشی
stanza U بخشی از بازی
stanzas U بخشی از بازی
fraction U 1-بخشی از یک واحد
effectiveness U تاثیر بخشی
rehabilitation U توان بخشی
effectiveness U اثر بخشی
fractions U 1-بخشی از یک واحد
part way U بخشی از راه
sectoral integation U ادغام بخشی
dezincification U فرسودگی بخشی
triploid U سه قسمتی سه بخشی
stanine score U نمره نه بخشی
stanine scale U مقیاس نه بخشی
slice U بخشی از چیزی
slices U بخشی از چیزی
part U بخشی از چیزی
heptamerous U هفت بخشی
healthfulness U صحت بخشی
animation U جان بخشی
animations U جان بخشی
contribute U هم بخشی کردن
partial U بخشی قسمتی
contributed U هم بخشی کردن
contributes U هم بخشی کردن
contributing U هم بخشی کردن
two sector economy U اقتصاد دو بخشی
two sector model U الگوی دو بخشی
vivification U حیات بخشی
stens U مقیاس ده بخشی
personification U شخصیت بخشی
equipartition principle U اصل هم بخشی
refreshments U نیرو بخشی
trichotomy U سه بخشی بودن
physical medicine U طب توان بخشی
drill tang بخشی از مته
vitalization U حیات بخشی
efficiency U اثر بخشی
fytte U بخشی ازشعر
genbraliztion U کلیت بخشی
refreshment U نیرو بخشی
phases U بخشی از فرآیند بزرگتر
flushing U فایل یا بخشی از حافظه
partial U نیمه کاره بخشی از
courses U بخشی از غذا اموزه
course U بخشی از غذا اموزه
array U بخشی از داده در آرایه
sectoral planning U برنامه ریزی بخشی
phase U بخشی از فرآیند بزرگتر
a rosy future U آینده امید بخشی
coursed U بخشی از غذا اموزه
arrays U بخشی از داده در آرایه
subsegment U بخشی کوچک یک سگمنت
flush U فایل یا بخشی از حافظه
flushes U فایل یا بخشی از حافظه
vocational rehabilitation U توان بخشی شغلی
phased U بخشی از فرآیند بزرگتر
revivification U باز جان بخشی
staves U مقیاس پنج بخشی
fetch U دستیابی به بخشی از حافظه
lobe U بخشی از عضله یا مغز
charitableness U خیرخواهی صدقه بخشی
cost effectiveness U تاثیر بخشی هزینه
contribution U هم بخشی همکاری وکمک
barge-course U [بخشی از سفال بام]
lobes U بخشی از عضله یا مغز
nose band U بخشی از کلگی اسب
tag U بخشی از دستور کامپیوتری
stanzas U بخشی ازبازی هاکی
fetched U دستیابی به بخشی از حافظه
stanza U بخشی ازبازی هاکی
contributions U هم بخشی همکاری وکمک
fetches U دستیابی به بخشی از حافظه
tags U بخشی از دستور کامپیوتری
box section leg U ساق یا پایه بخشی از جعبه
building unit U جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
physical medicine U درمان بدنی و توان بخشی
cost effectiveness analysis U تحلیل تاثیر بخشی هزینه ها
A part of Iranian territory. U بخشی از خاک ( سرزمین) ایران
the pale U بخشی از ایرلند که در قلمردانگلیس است
selective U نمایش یا چاپ بخشی از حافظه
overlapped U پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
selectively U نمایش یا چاپ بخشی از حافظه
inter sectoral planning U برنامه ریزی بین بخشی
filed U بخشی از داده روی کامپیوتر
overlap U پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
overlaps U پوشاندن بخشی از چیزی با دیگری
reviviscence U بهوش اوری نیرو بخشی
moto U بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
file U بخشی از داده روی کامپیوتر
to put in a piece of work U بخشی از کار دیگران را انجام دادن
satellites U کامپیوترکوچک که بخشی ازسیستم بزرگتر است
selectively U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
maiden over U بخشی از بازی کریکت بدون امتیاز
moto scramble U مسابقه چند بخشی درمسیرهای گوناگون
metaplasm U بخشی ازسفیده که موادیاخته ساز درانست
parterre U بخشی ازتماشاخانه که پشت سرنوازندگان است
beginning U حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
beginnings U حرف یا نشانه آغاز بخشی از داده
front line U 9 بخش اول زمین 81 بخشی گلف
front U بخشی از چیزی که از عقب به نظر آید
fronting U بخشی از چیزی که از عقب به نظر آید
bungs U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
usenet U بخشی از اینترنت که حاوی مجمعی است
titillate U بطور لذت بخشی تحریک کردن
introsusception U دخول بخشی از روده در بخش دیگر
highlight U جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
titillated U بطور لذت بخشی تحریک کردن
highlighted U جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
highlights U جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
intussusception U دخول بخشی از روده در بخش دیگر
titillates U بطور لذت بخشی تحریک کردن
titillating U بطور لذت بخشی تحریک کردن
selective U مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
bunged U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
rehabilitation U تجدید قوا کردن توان بخشی
bunging U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
municipality U شهریا بخشی که دارای شهرداری است
carriers U وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
zero U پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
internal U دستوری که بخشی از سیستم عامل است
zeros U پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
storage U بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
municipalities U شهریا بخشی که دارای شهرداری است
branch U جهش از بخشی از برنامه به بخش دیگر
carrier U وسیلهای که بخشی از میکروفیلم را نگه می دارد
satellite U کامپیوترکوچک که بخشی ازسیستم بزرگتر است
branches U جهش از بخشی از برنامه به بخش دیگر
bung U بخشی از طاق کوره گازی وهوایی
zeroes U پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
nine U قسمت اول یادوم زمین 81 بخشی گلف
absolute address برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
backplane U بخشی از ساختمان کامپیوتر که حاوی تختههای مدار
fails U سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
transients U بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
deposits U چاپ گرفتن ازکل یا بخشی از فضای حافظه
transient U بخشی از حافظه موقت که در مدت زمانی رخ میدهد
margins U فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
margin U فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
attentions U توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
attention U توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
machine address برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
nines U قسمت اول یادوم زمین 81 بخشی گلف
deposit U چاپ گرفتن ازکل یا بخشی از فضای حافظه
failed U سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
fail U سیستمی که پس از خرابی بخشی از آن هنوز کار میکند
addressing U روشی که بخشی از حافظه مکان دهی میشود
hexadecimal notation U نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
hex U نمایش بخشی از حافظه در مبنای شانزده تایی
operation U بخشی از حلقه ماشین در حین اجرای دستور
executing U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
executes U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
executed U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
execute U بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
cut U حذف بخشی از متن از یک فایل تا کوتاه تر شود
descender U بخشی از حرف چاپ شده که زیر خط است
electron gun U بخشی از CRT که یک اشعه الکترونی ایجاد میکند
nasopharynx U بخشی از گلو گاه که بابینی راه دارد
Recent search history Forum search
1The more you care
1این نوشته(پرسش خود را ارسال کنید) درست روی بخشی که فرمان جست وجو می دهد می افتد و مانع پیدا کردن معنای کلمات می شود. چه باید کرد
0بررسی میزان اثر بخشی خصوصیت آبروبرندگی مجازات در خصوص جرائم قاچاق کالا و ارز
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com