English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to make a market of U با کالای دیگرمعاوضه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to barter away U بطریق معاوضه ازدست دادن باکالای دیگرمعاوضه کردن
labeled cargo U کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
bear U کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bears U کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
giffen good U نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
ware U کالای فروشی پرهیز کردن از
merchandies U معامله کردن کالای تجارتی
wares U کالای فروشی پرهیز کردن از
consumer's goods U کالای مصرفی
free good U کالای رایگان
class ii property U کالای طبقه 2
frustrated cargo U کالای سرگردان
frustrated cargo U کالای متروکه
general cargo U کالای معمولی
giffen good U کالای گیفن
class i property U کالای طبقه 1
luxury good U کالای لوکس
consigned inventory U کالای امانی
shoddy U کالای تقلبی
dead stock U کالای بنجل
easy commodity U کالای نا مرغوب
economic good U کالای اقتصادی
consumer brand U کالای پر مصرف
end item U کالای ضروری
fakement U کالای قلب
final goods U کالای نهائی
goods in pledge U کالای گروی
in wards U کالای رسیده
inferior good U کالای پست
scaron U کالای کمیاب
consignments U کالای امانی
consignment U کالای امانی
smuggled goods U کالای قاچاق
smuggled merchandise U کالای قاچاق
stolen goods U کالای مسروقه
goods afloat U کالای در راه
purpose made U کالای سفارشی
normal good U کالای عادی
contraband U کالای غیرمجاز
commodity U کالای مصرفی
commodities U کالای مصرفی
knit goods U کالای کش بافت
labeled cargo U کالای ویژه
jetsam U کالای اب اورد
naval stores U کالای دریایی
contraband U کالای قاچاق
the goods in question U کالای موردبحث
rip-off U کالای قلابی
Contraband goods. U کالای قا چاق
rip-offs U کالای قلابی
staple U کالای عمده
consumer goods U کالای مصرفی
limited edition U کالای محدود
limited editions U کالای محدود
normal good U کالای معمولی
flotsam U کالای اب اورده
stapled U کالای عمده
delivery U کالای ارسالی
consignment U کالای ارسالی
merchandise U کالای تجارتی
imported U کالای رسیده
shipment [American] U کالای ارسالی
imported U کالای وارده
importing U کالای رسیده
bonded good U کالای گمرکی
importing U کالای وارده
business goods U کالای تولیدی
import U کالای وارده
stapling U کالای عمده
import U کالای رسیده
wage good U کالای مزدی
the free list U صورت کالای بی گمرک
scrap-heap U انبار کالای قراضه
secondary item U کالای تدارکاتی فرعی
consignments U کالای امانت فروش
consignments U محموله کالای ارسالی
shipments U کالای در حال حمل
perishable U کالای فاسد شدنی
perishable U کالای سریع الفساد
stock in trade U موجودی کالای مغازه
scrap heap U انبار کالای قراضه
staple goods U کالای بسیار ضروری
consignment U کالای امانت فروش
perishable U کالای فاسد شونده
shipment U کالای در حال حمل
consignment U محموله کالای ارسالی
r. ofanyone's chattles U پس دادن کالای کسی
inbound cargo U کالای تخلیه نشده
delivery U کالای ارسال شده
importable U کالای قابل واردکردن
consignment U کالای ارسال شده
shipment [American] U کالای ارسال شده
dead stock U کالای بدون خریدان
finished product U کالای اماده فروش
ban item U کالای ممنوع الورود
consignee U گیرنده کالای ارسالی
inwards U واردات کالای رسیده
standard U کالای جانشین رزمی
pilefered shipment U کالای حراج شده
permit goods coveredby U کالای موضوع پروانه
opportunity cost U هزینههای کالای تولیدی
swag U کالای دزدیده شده
standards U کالای جانشین رزمی
commodity market U بازار کالای مصرفی
we ran out of these goods U این کالای ما تمام شد
velveting U کالای مخملی مخمل
we d. in silks U ما کالای ابریشمی میفروشیم
wreckage U کالای بازیافتی از کشتی و.....
commercial loading U بارگیری کالای تجارتی
stockists U فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
jettisoned U بدریا ریزی کالای کشتی
pilefered shipment U کالای فرسوده حراج شده
found shipment U کالای بدون بارنامه یا رسید
finish stock U موجودی کالای ساخته شده
jettison U بدریا ریزی کالای کشتی
I have nothing to declare. کالای گمرکی همراه ندارم.
stockist U فرد یا شرکتی که کالای خاصی را
roll out U معرفی یک کالای تجارتی به بازار
contract shipment number U شماره بارنامه کالای ارسالی
ship ton U وزن کالای ارسالی با کشتی به تن
jettisons U بدریا ریزی کالای کشتی
exporting U بیرون بردن کالای صادره
shipment U کالای حمل شده باکشتی
ocean manifest U بارنامه حمل کالای دریایی
exported U بیرون بردن کالای صادره
export U بیرون بردن کالای صادره
jettisoning U بدریا ریزی کالای کشتی
bulk cargo U کالای بسته بندی نشده
common goods U کالای مورد نیاز عموم
shipments U کالای حمل شده باکشتی
bulk carriers U کشتی که کالای فله حمل مینماید
bulk carrier U کشتی که کالای فله حمل مینماید
inbound cargo U کالای پیاده نشده از کشتی یاهواپیما
wreckage piece U تکه کالای بازیافتی از کشتی و غیره
Do you have nothing to declare? U آیا کالای گمرکی همراه دارید؟
exclusion principle U درانصورت کالا یک کالای غیر عمومی
stolen goods U مال دزدی کالای دزدیده شده
fixed supply U ذخیره معین کالای فاسد شدنی
sea borne goods U کالای حمل شده بوسیله دریا
to take inventory U صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
joint product offer U فروش یک کالا همراه با کالای دیگر
complete substitution U وقتی یک کالاجای کالای دیگر را بگیرد
durable goods U کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
deck department U قسمت اداره امور باربری و کالای ناوگان
staple U کالای اصلی بازارمصنوعات مهم واصلی یک محل
spot sale U فروش نقدی وتحویل فوری کالای موردمعامله
bulk carrier U وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
general stores U فروشگاههایی که کالای متفرقه را میفروشند فروشگاه عمومی
tie in sales U فروش یک کلا به شرط خریدن یک کالای دیگر
obligated stocks U کالای تضمین شده یا تعهدشده از نظر تدارک
bulk carriers U وسیله حملی که کالای فله حمل میکند
stapled U کالای اصلی بازارمصنوعات مهم واصلی یک محل
stapling U کالای اصلی بازارمصنوعات مهم واصلی یک محل
back order U قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
shipments U ارسال کالا باکشتی کالای ارسالی با کشتی
efficiency point U حد مطلوبیت کالای تولید شده با حداقل هزینه
cost of sales U قیمت تمام شده کالای فروش رفته
dock warrant U سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
shipment U ارسال کالا باکشتی کالای ارسالی با کشتی
standard U اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
gold export point U قیمت کالای خارجی با ارزخریداری شده خودداری میکند
standards U اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standard U اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standards U اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
wrecks U کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
wrecking U کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
wreck U کالای بازیافتی از کشتی یاماشین شکسته یا خانه ویران
end item U وسیله عمده دستگاه کامل کالای مورد نیاز
launch U جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
lead time U مدت زمان بین دادن سفارش و دریافت کالای مربوطه
tie in U فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
launches U جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
caveat venditor U یعنی فروشنده مسئول معایب کالای فروخته شده میباشد
launching U جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
tie-ins U فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
tie-in U فروش جنسی بشرط انکه مشتری کالای دیگری را هم بخرد
launched U جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
salvages U نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
break up value U قیمتی که برای رهایی از کالای متروکه یا ازمد افتاده تعیین میشود
salvaged U نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
jumble shop U دکانی که خرده ریز و کالای گوناگون ارزان و نیمدار دران میفروشند
slot machine U ماشین خودکاری که پول درسوراخ ان انداخته و کالای مطلوب را تحویل میگیرند
salvage U نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
slot machines U ماشین خودکاری که پول درسوراخ ان انداخته و کالای مطلوب را تحویل میگیرند
salvaging U نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
income velocity U دفعاتی که پول برای خرید کالای کامل جدیدی خرج شود
panopticon U نمایشگاه کالای گوناگون اسبابی که دوربین و ریزبین هردودران جمع میشود
preferentialism U اصول دادن امتیازات به برخی کشورها نسبت به حقوق گمرکی کالای انها
buyer's over U حالتی در بازار که پس ازفروش تمام کالا هنور کالای مربوطه مورد نقاضا میباشد
owelty U سرانه نقدی که شریکی برای برابر شدن کالای تقسیم شده به دیگری میدهد
particular lien U حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
delivered at frontier U یکی ازقراردادهای اینکوترمز که دران فروشنده کالای موردمعامله را در مرز تعیین شده تحویل میدهد
captain a protest U افهار نامه صادره از طرف مقامات بندر در مورد شرح کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده
cross elasticity of demand U درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
current standard cost U مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
marine express U کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
last in , first out U اولین خروج از اخرین ورود فروش کالا از اخرین دسته کالای خریداری شده
external good order U اصطلاحی در حمل و نقل که دال بر وضعیت فاهری مناسب کالای مورد حمل میباشد
certificate of damage U تصدیق خسارت وارده بر کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده که از طرف مقامات بندرصادر میشود
specialities U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com