Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lighter
U
با قایق باری کالا حمل کردن
lighters
U
با قایق باری کالا حمل کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
raft
U
قایق باری
rafts
U
قایق باری
lighter
U
قایق باری
lighters
U
قایق باری
lighterage
U
قایق باری
barter with someone
U
با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
to barter
[to trade by barter]
U
دادوستد کالا با کالا کردن
law of demand
U
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
canopies
U
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy
U
روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
supporting goods
U
موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
cob web theorem
U
ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است .
transire
U
برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
department stores
U
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department store
U
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
lubber's line
U
علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind
U
حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
shelf life
U
مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
say's law
U
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
cash on delivery
U
فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
freightliner
U
شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
demand elasticity
U
درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
release
U
ترخیص کردن کالا
object
U
کالا اعتراض کردن
acceptance of goods
U
قبول کردن کالا
objected
U
کالا اعتراض کردن
releases
U
ترخیص کردن کالا
to discharge goods
U
کالا را تخلیه کردن
objecting
U
کالا اعتراض کردن
to boycott goods
U
تحریم کردن کالا
to offer
U
عرضه کردن
[ کالا]
objects
U
کالا اعتراض کردن
indirect objects
U
کالا اعتراض کردن
released
U
ترخیص کردن کالا
direct objects
U
کالا اعتراض کردن
throughput capacity
U
فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
lot
U
کالا بقطعات تقسیم کردن
To import goods
[from abroad]
کالا از خارج وارد کردن
stowage
U
حق انبارداری انبار کردن کالا در کشتی
snake out
U
خارج کردن کالا از انبار ناو
plundrage
U
غارت کردن کالا ازعرشه کشتی
consignee
U
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
stock
U
عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
stocked
U
عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
c & f
U
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
tacks
U
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack
U
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked
U
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking
U
سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
broach
U
سوراخ کردن قایق
broached
U
سوراخ کردن قایق
broaching
U
سوراخ کردن قایق
broaches
U
سوراخ کردن قایق
capsize
U
واژگون کردن قایق
capsizing
U
واژگون کردن قایق
boats
U
قایق رانی کردن
swamping
U
غرق کردن قایق
swamped
U
غرق کردن قایق
swamp
U
غرق کردن قایق
boat
U
قایق رانی کردن
capsized
U
واژگون کردن قایق
barge
U
با قایق حمل کردن
capsizes
U
واژگون کردن قایق
barged
U
با قایق حمل کردن
barges
U
با قایق حمل کردن
swamps
U
غرق کردن قایق
passing action
U
عملیات رد و بدل کردن کالا وتدارکات مبادله تدارکات
cast off
U
باز کردن طناب قایق
scow
U
با قایق چهارگوش حمل کردن
ship water
U
نفوذ کردن اب بداخل قایق
bail
U
عمل خارج کردن اب قایق
ground tackle
U
وسیله مهار کردن قایق
rig the market
U
با احتکار کالا افزایش وکاهش مصنوعی در قیمت هاایجاد کردن
steamboat
U
قایق بخاری باکشتی بخارسفر کردن
mooring
U
نقطه مهار کردن قایق به ساحل
roll on roll off
U
سوار کردن و حرکت دادن سریع بار و کالا بین انبارها
port
U
بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
mooring line
U
طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
foldboat
U
قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
head down
U
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head off
U
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
freighter
U
باری
unload
U
بی باری
utility
U
باری
infertility
U
بی باری
unloaded
U
بی باری
sterility
U
بی باری
unloads
U
بی باری
idle runing
U
بی باری
freighters
U
باری
idling
U
بی باری
infecundity
U
بی باری
barye
U
باری
empty load
U
بی باری
boat space
U
فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
interchanging
U
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanges
U
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchanged
U
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
interchange
U
مبادله کردن عوض کردن مبادله کالا بین دو کشتی
no load speed
U
سرعت بی باری
motortruck
U
کامیون باری
neutral position
U
وضعیت بی باری
fright car
U
واگن باری
no load condition
U
حالت بی باری
no load current
U
جریان بی باری
no load switching
U
سوئیچینگ بی باری
lorry
U
ماشین باری
railroad carriage
U
واگن باری
lorries
U
ماشین باری
vans
U
واگن باری
cargo ship
U
کشتی باری
cargo liner
U
کشتی باری
fourgon
U
واگون باری
cargo boat
U
کشتی باری
road transport vehicle
U
ماشین باری
no load voltage
U
ولتاژ بی باری
van
U
واگن باری
praam
U
باری یاتوپدار
freight cars
U
واگن باری
scow
U
یدک کش باری
idle current
U
جریان بی باری
dead weight tonnage
U
گنجایش باری
idle frequency
U
فرکانس بی باری
freight train
U
قطار باری
idling cycle
U
سیکل بی باری
idle time
U
زمان بی باری
freight trains
U
قطار باری
freight car
U
واگن باری
idle period
U
پریود بی باری
cable
U
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled
U
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
spill wind
U
سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
overload principle
U
اصل اضافه باری
vans
U
واگن باری سرپوشیده
lorry
U
اتومبیل باری گاری
no load torque
U
گشتاور پیچشی بی باری
boxcar
U
یکنوع واگن باری
lift helicopter
U
هلی کوپتر باری
idling current connection
U
اتصال جریان بی باری
ideal no load d.c. voltage
U
ولتاژ "دی .سی " بی باری ایده ال
perfunctory
U
باری بهر جهت
floating cargo
U
باری که دردریا است
ideal no load voltage
U
ولتاژ بی باری ایده ال
lighters
U
کشتی باری کوچک
idle current connection
U
اتصال جریان بی باری
van
U
واگن باری سرپوشیده
cargo master
U
نوعی هواپیمای باری
lighter
U
کشتی باری کوچک
no load loss
U
تلف یا تلفات بی باری
truckload
U
به گنجایش یک ماشین باری
truckloads
U
به گنجایش یک ماشین باری
autoloading
U
باری نیم خودکار
sexual promiscuity
U
بی بند و باری جنسی
lorries
U
اتومبیل باری گاری
promiscuity
U
بی بند و باری جنسی
wanigan
U
سقف تراکتور یا ماشین باری
wannigan
U
سقف تراکتور یا ماشین باری
galliot
U
کرجی باری یا ماهی گیری
floating cargo
U
باری که باکشتی حمل میشود
freighters
U
کرایه کننده کشتی باری
to have
[or bear]
a maximum
[minimum]
load of something
U
حداکثر
[حداقل]
باری را پذیرفتن
nosing
U
باری که چرخهای لوکوموتیومتحمل می شوند
the supreme
U
خداوند متعال باری تعالی
freighter
U
کرایه کننده کشتی باری
traveler
U
میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
galiot
U
کرجی باری یاماهی گیری هلندی
carack
U
کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
carrack
U
کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
showboat
U
قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
plateform car
U
واگن باری بدون دیوار راه اهن
milner bary gambit
U
گامبی میلنر- باری در دفاع فرانسوی شطرنج
entrucking table
U
جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
globe master
U
نوعی هواپیمای باری سنگین چهار موتوره
to make a complaint
[about]
U
شکایت کردن
[درباره]
[مثال: ناراضی بودن درباره کالا یا سرویس]
heian sandan
U
اجرای هم زمان دو تکنیک اوچی اوکه و گدان باری
compartment marking
U
تقسیمات علامت گذاری شده داخل هواپیمای باری یاترابری
cartel
U
اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartels
U
اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
limit load
U
بیشترین باری که ممکن است در حالتی بر یک جزء یا قطعه وارد شود
scooter
U
روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooters
U
روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
tackle
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
portable
U
کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود
cost center
U
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
field storage
U
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
This was the one time he did such a thing and it proved to have fateful consequences.
U
این تنها باری بود که او دست به چنین کاری زد و نتیجه اش فاجعه انگیز بود.
maid of honor
U
ندیمه ساقدوش یا ملازم عروس ندیمه در باری
maid of honour
U
ندیمه ساقدوش یا ملازم عروس ندیمه در باری
maids of honor
U
ندیمه ساقدوش یا ملازم عروس ندیمه در باری
neutral position
U
وضعیت خنثی یا خلاص حالت خلاص یا بی باری
produces
U
کالا
product
U
کالا
products
U
کالا
produced
U
کالا
mercery
U
کالا
chattel
U
کالا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com