English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (28 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
signal U با علامت ابلاغ کردن
signaled U با علامت ابلاغ کردن
signalled U با علامت ابلاغ کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
impart U ابلاغ کردن
imparted U ابلاغ کردن
imparting U ابلاغ کردن
imparts U ابلاغ کردن
constructive notice U ابلاغ اختیاری در CL ابلاغی که به وکیل شخص بشود قانونی یااعتباری نامیده میشود و درمقابل ان " ابلاغ رسمی یاواقعی " قرار دارد و ان ابلاغی است که به خود شخص بشود
to serve a legal p on any one U ورقه قانونی بکسی ابلاغ کردن
symbol U اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
impartment U ابلاغ
statements U ابلاغ
prophecies U ابلاغ
prophecy U ابلاغ
signification U ابلاغ
statement U ابلاغ
serviced U ابلاغ
communication U ابلاغ
notification U ابلاغ
service U ابلاغ
stripping U نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
garnish U علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
garnished U علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
garnishes U علامت محل عبور سیم مسلح کردن توقیف کردن
personal service U ابلاغ شخصی
summonsing U ابلاغ نامه
communicable U قابل ابلاغ
communicable U ابلاغ کردنی
communicants U مامور ابلاغ
communicant U ابلاغ کننده
incommunicable U غیرقابل ابلاغ
substituted service U ابلاغ قانونی
communicants U ابلاغ کننده
communication of punishment U ابلاغ مجازات
summons U ابلاغ نامه
communication of punishment U ابلاغ تنبیه
summonses U ابلاغ نامه
constructive notice U ابلاغ قانونی
constructive service U ابلاغ قانونی
communique U ابلاغ رسمی
advising of credit U ابلاغ اعتبار
impartation U ابلاغ دادن
communicant U مامور ابلاغ
summonsed U ابلاغ نامه
conveyances U وسیله نقلیه ابلاغ
incommunicable U غیر قابل ابلاغ
conveyance U وسیله نقلیه ابلاغ
advising bank U بانک ابلاغ کننده
impartation of news U رساندن یا ابلاغ خبر
pursuivant U مامور ابلاغ یا اخطاریه
service at domicile U ابلاغ در محل اقامت
symbol U علامت ترسیمی علامت فرمولی
characters U نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
character U نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
process server U مامور ابلاغ برگهای قانونی
mark U علامت گذاری کردن
marks U علامت گذاری کردن
backtell U ابلاغ دستورات رسیده از رده بالا
signalled U مخابره کردن علامت دادن
denoted U تفکیک کردن علامت گذاردن
signal U مخابره کردن علامت دادن
color codig U علامت گذاری کردن مهمات
signaled U مخابره کردن علامت دادن
marks U نمره گذاری کردن علامت
denotes U تفکیک کردن علامت گذاردن
mark U نمره گذاری کردن علامت
denote U تفکیک کردن علامت گذاردن
asterisks U پر کردن محل دهدهی خالی با علامت *
asterisk U پر کردن محل دهدهی خالی با علامت *
revealed religion U مذهبی که بوسیله پیغمبران بمردم ابلاغ شده باشد
cognizance U ابلاغ رسمی حق یا اختیارقانونی برای تعقیب موضوعی از مجاری قضائی
bingo U علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
scores U نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scored U نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
score U نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
comma U علامت " , " که برای جدا کردن داده ها و متغیر ها و آرگومان ها میباشد
tick mark U علامت گذاری در طول یک ترازو برای معین کردن مقادیر
sain U تقدیس کردن علامت صلیب روی بدن یاسینه کشیدن
commas U علامت " , " که برای جدا کردن داده ها و متغیر ها و آرگومان ها میباشد
hyphen U علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
hyphens U علامت چاپ برای نشان دادن تقسیم کردن کلمه
watermark U علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
watermarks U علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
indicator U علامت
brand U علامت
symptom U علامت
symptoms U علامت
differentia U علامت
fog signal U علامت مه
caret U علامت
token U علامت
tokens U علامت
character U علامت
symptomless U بی علامت
characters U علامت
insignia U علامت
emblems U علامت
apostrophes U علامت
codes and codification U علامت
symbol U علامت
emblem U علامت
badges U علامت
badge U علامت
mark U علامت
apostrophe U علامت
signum U علامت
signal generator U علامت زا
banners U علامت
indicium U علامت
tag U علامت
tags U علامت
signaled U علامت
signal U علامت
impresa U علامت
signalled U علامت
banner U علامت
unsigned U بی علامت
bullet U یک علامت
bullets U یک علامت
code U علامت
marks U علامت
stripes U علامت
stripe U علامت
presaging U علامت
presages U علامت
presaged U علامت
marine code U علامت
designations U علامت
ditto U علامت
brands U علامت
apostrophize U علامت
designation U علامت
branding U علامت
ticks U علامت
ticked U علامت
tick U علامت
presage U علامت
sign magnitude U علامت و مقدار
composite symbol U علامت ترکیبی
sign bit U بیت علامت
sign flag U پرچم علامت
signalled U علامت نشانه
sign extension U گسترش علامت
connector symbol U علامت اتصال
marks U علامت گذاشتن
demarcation U علامت گذاری
banner U علامت علم
marks U نشان علامت
sign and magnitude U علامت و مقدار
crypto U علامت رمز
marks U علامت گذاری
sign digit U رقم علامت
sign gestalt U علامت- گشتالت
control character U علامت کنترلی
sign learning U علامت اموزی
signaled U علامت نشانه
signal normalization U هنجارسازی علامت
signal level U سطح علامت
status symbol U علامت مقام
signaled U علامت دادن
signal detection U علامت یابی
signal U علامت نشانه
signaler U علامت دهنده
signalled U علامت دادن
sleeve emblem U علامت سردست
mark U علامت گذاری
sign of the cross U علامت صلیب
sign position U موضوع علامت
signallzation U علامت گذاری
control signal U علامت کنترل
sign position U مکان علامت
sign position U موقعیت علامت
indicator U علامت خط نشانه
signal U علامت دادن
tags U علامت زدن
tag U علامت زدن
showings U علامت مظهر
showing U علامت مظهر
oh U علامت صفر
marker pen علامت گذار
V-signs U علامت پیروزی
V-sign U علامت پیروزی
status symbols U علامت مقام
Trade mark. U علامت تجارتی
To give a signal ( sign) . U علامت دادن
name U ابرو علامت
names U ابرو علامت
wlldcard U علامت جانشین
typicalness U علامت شاخصیت
typification U علامت سازی
plus sign U علامت باضافه
plus sign U علامت بعلاوه
signalling U علامت دهی
bracket U این علامت
warning signal U علامت خطر
goose U علامت سکوت
warning sign U علامت احضار
warning sign U علامت اخطار
signed U علامت دار
symbolic U علامت دار
typicality U نمونه علامت
word mark U علامت کلمه
plus signs U علامت جمع
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com