Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (45 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lob
U
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
lobbed
U
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
lobbing
U
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
lobs
U
با تنبلی وسنگینی حرکت کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lazes
U
تنبلی کردن
lazed
U
تنبلی کردن
laze
U
تنبلی کردن
lazing
U
تنبلی کردن
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
laches
U
تنبلی
oscitation
U
تنبلی
idless
U
تنبلی
oscitancy
U
تنبلی
slothfulness
U
تنبلی
sluggishness
U
تنبلی
sloth
U
تنبلی
lazily
U
به تنبلی
laziness
U
تنبلی
inertness
U
تنبلی
proof of laziness
U
نشانه تنبلی
alggardness
U
دیرجنبی تنبلی
lazier
U
درخورد تنبلی
feather bedding
U
مزد تنبلی
lazy
U
درخورد تنبلی
inaction
U
بی حالی تنبلی
indolence
U
تنبلی تن اسایی
feather-bedding
U
مزد تنبلی
laziest
U
درخورد تنبلی
proof of laziness
U
دلیل تنبلی
indolently
U
از روی تنبلی
inertly
U
ازروی بیحالی یا تنبلی
idleness
U
بیکاری تنبلی بطالت
idlesse
U
بیکاری تنبلی بطالت
it is an indication of lazines
U
نشانه تنبلی است
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
raster
U
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
sailed
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sail
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
braided
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braid
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbers
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbering
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumber
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
move on
U
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
loitering
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiters
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
waggles
U
حرکت کردن
moved
U
حرکت کردن
waggling
U
حرکت کردن
inch
U
حرکت کردن
waggled
U
حرکت کردن
waggle
U
حرکت کردن
get under way
U
حرکت کردن
move
U
حرکت کردن
skew
U
کج حرکت کردن
to weigh anchor
U
حرکت کردن
sail
U
حرکت کردن
sailed
U
حرکت کردن
skews
U
کج حرکت کردن
sailings
U
حرکت کردن
to bear oneself
U
حرکت کردن
moves
U
حرکت کردن
have way on
U
حرکت کردن
whir
U
حرکت کردن
skewing
U
کج حرکت کردن
departure
U
حرکت کردن
departures
U
حرکت کردن
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
darting
U
بسرعت حرکت کردن
submarine
U
زیردریا حرکت کردن
trailing
U
بدنبال حرکت کردن
sneaks
U
دزدکی حرکت ه کردن
dart
U
بسرعت حرکت کردن
submarines
U
زیردریا حرکت کردن
whirry
U
بعجله حرکت کردن
spanked
U
با سرعت حرکت کردن
crawfish
U
به پشت حرکت کردن
sneaked
U
دزدکی حرکت ه کردن
to make an early start
U
زود حرکت کردن
sneak
U
دزدکی حرکت ه کردن
streak
U
بسرعت حرکت کردن
streaked
U
بسرعت حرکت کردن
streaking
U
بسرعت حرکت کردن
streaks
U
بسرعت حرکت کردن
pule
U
باصدا حرکت کردن
spanks
U
با سرعت حرکت کردن
darted
U
بسرعت حرکت کردن
spank
U
با سرعت حرکت کردن
to bolt
U
ناگهانی حرکت کردن
lazy
U
باکندی حرکت کردن
crabs
U
به پهلو حرکت کردن
laziest
U
باکندی حرکت کردن
crab
U
به پهلو حرکت کردن
lazier
U
باکندی حرکت کردن
lugs
U
سنگین حرکت کردن
lugging
U
سنگین حرکت کردن
lugged
U
سنگین حرکت کردن
lug
U
سنگین حرکت کردن
sail
U
با نازوعشوه حرکت کردن
sailings
U
با نازوعشوه حرکت کردن
infile
U
به ستون دو حرکت کردن
ranges
U
سیر و حرکت کردن
spiral
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
range
U
سیر و حرکت کردن
spirals
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiralling
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiralled
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraling
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraled
U
بطورمارپیچ حرکت کردن
sailed
U
با نازوعشوه حرکت کردن
skeet
U
باسرعت حرکت کردن
ranged
U
سیر و حرکت کردن
underway
U
در حال حرکت کردن
to move on
U
واداربه حرکت کردن
trailed
U
بدنبال حرکت کردن
make leeway
U
حرکت پهلویی کردن
jink
U
بسرعت حرکت کردن
zigzags
U
حرکت زیگزاگی کردن
larrup
U
سنگین حرکت کردن
zigzagging
U
حرکت زیگزاگی کردن
trails
U
بدنبال حرکت کردن
to tail to the tide
U
باجزرومد حرکت کردن
trance
U
باچالاکی حرکت کردن
trances
U
باچالاکی حرکت کردن
zigzagged
U
حرکت زیگزاگی کردن
trail
U
بدنبال حرکت کردن
zigzag
U
حرکت زیگزاگی کردن
criss-cross
U
بهطور متقاطع حرکت کردن
to tailgate the motorist in front
U
سر به دم حرکت کردن
[اصطلاح روزمره]
hulk
U
باسنگینی ورخوت حرکت کردن
lomomote
U
از جایی بجایی حرکت کردن
draw away
U
جلوتر از دیگران حرکت کردن
proceed
U
رهسپار شدن حرکت کردن
criss-crossing
U
بهطور متقاطع حرکت کردن
fudge
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
wriggles
U
حرکت کرم وار کردن
accost
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
skipped
U
رقص کنان حرکت کردن
wriggled
U
حرکت کرم وار کردن
skip
U
رقص کنان حرکت کردن
galvanize
U
تحریک کردن به حرکت واداشتن
accosted
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
to outgo
U
حرکت کردن
[به مقصدی]
[کشتی]
wriggling
U
حرکت کرم وار کردن
to fall down the river
U
باجریان رودخانه حرکت کردن
fudged
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
jibing
U
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
skulks
U
گروه دزدکی حرکت کردن
skulking
U
گروه دزدکی حرکت کردن
depart
U
روانه شدن حرکت کردن
skulk
U
گروه دزدکی حرکت کردن
starboard
U
بطرف راست حرکت کردن
moves
U
حرکت کردن تکان خوردن
departing
U
روانه شدن حرکت کردن
departs
U
روانه شدن حرکت کردن
accosts
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
ambulate
U
حرکت کردن درحرکت بودن
accosting
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
slug
U
مثل حلزون حرکت کردن
slugged
U
مثل حلزون حرکت کردن
moved
U
حرکت کردن تکان خوردن
ripple
U
بطور موجی حرکت کردن
rippled
U
بطور موجی حرکت کردن
hulks
U
باسنگینی ورخوت حرکت کردن
skulked
U
گروه دزدکی حرکت کردن
to flounce
U
حرکت تند و ناگهانی کردن
move
U
حرکت کردن تکان خوردن
freewheel
U
با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheeled
U
با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheels
U
با ازادی حرکت وجنبش کردن
criss-crosses
U
بهطور متقاطع حرکت کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com