Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
foxhunt
U
باتازی شکار روباه کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
foxhunt
U
شکار روباه باتازی
hounding
U
باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hounds
U
باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hound
U
باتازی شکار کردن تعقیب کردن
hounded
U
باتازی شکار کردن تعقیب کردن
to ride to hounds
U
با تازی شکار روباه کردن
to rid to hounds
U
با تازی شکار روباه کردن
cub hunting
U
شکار بچه روباه
foxhound
U
تازی مخصوص شکار روباه
master of
U
سرپرست گروه شکار روباه
foxhounds
U
تازی مخصوص شکار روباه
fox-hunting
U
شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
mask
U
کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
masks
U
کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
fox hunting
شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
drag hunt
U
شکار با تازی در مسیری بابوی مصنوعی روباه بخاطرورزش
earth
U
حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
earths
U
حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
foxing
U
روباه بازی کردن تزویر کردن
foxes
U
روباه بازی کردن تزویر کردن
fox
U
روباه بازی کردن تزویر کردن
hunts
U
شکار کردن
hunt
U
شکار کردن
hunted
U
شکار کردن
predation
U
شکار کردن
bag
U
شکار کردن با تیر
snipes
U
پاشله شکار کردن
sniped
U
پاشله شکار کردن
sniping
U
پاشله شکار کردن
snipe
U
پاشله شکار کردن
rabbit
U
شکار خرگوش کردن
poaches
U
دزدکی شکار کردن
rabbits
U
شکار خرگوش کردن
poached
U
دزدکی شکار کردن
bags
U
شکار کردن با تیر
poach
U
دزدکی شکار کردن
give tongue
U
عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
turtle
U
لاک پشت شکار کردن
turtles
U
لاک پشت شکار کردن
course
U
تعقیب کردن شکار از طرف سگ
to p on any one's preserves
U
در جای قورق شکار کردن
hunts
U
اداره کردن تازیها در شکار
coursed
U
تعقیب کردن شکار از طرف سگ
hunt
U
اداره کردن تازیها در شکار
courses
U
تعقیب کردن شکار از طرف سگ
hunted
U
اداره کردن تازیها در شکار
weigh-in
U
وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poach
U
برخلاف مقررات شکار صید کردن
weigh-ins
U
وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
weigh in
U
وزن کردن رسمی شکار باتیروکمان
poached
U
برخلاف مقررات شکار صید کردن
poaches
U
برخلاف مقررات شکار صید کردن
shoots
U
زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
shoot
U
زخمی کردن یا کشتن شکار هدف تیراندازی
chasing
U
دنبال کردن شکار کردن
chases
U
دنبال کردن شکار کردن
chace
U
دنبال کردن شکار کردن
hunting
U
شکار کردن جستجو کردن
chase
U
دنبال کردن شکار کردن
chased
U
دنبال کردن شکار کردن
blue fox
U
سگ روباه
fox
U
روباه
fox brush
U
دم روباه
foxtail
U
دم روباه
dog fox
U
روباه
foxes
U
روباه
arctic fox
U
سگ روباه
foxing
U
روباه
reynard
U
روباه
guile
U
روباه صفتی
pits
U
حفره روباه
pit
U
حفره روباه
foxy
U
روباه صفت
kennels
U
لانه روباه
hanky-panky
U
روباه بازی
kennel
U
لانه روباه
foxholes
U
سوراخ روباه
foxier
U
روباه صفت
How did you make out? Did you succeed or fail?
U
شیری یا روباه ؟
scoria
U
روباه سربار
yoicks
U
صید روباه
vulpine
U
روباه صفت
vixens
U
روباه ماده
hanky panky
U
روباه بازی
vixen
U
روباه ماده
foxiest
U
روباه صفت
foxhole
U
سوراخ روباه
silver fox
U
روباه نقره فام
vixenish
U
شبیه روباه ماده
fox hole
U
سنگر حفره روباه
earth stopper
U
مامور بستن سوراخهای روباه
to be like a fox
<idiom>
U
مثل روباه حیله گر بودن
break cover
U
خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
brush
U
دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
tallyho
U
صدای شکارچی در موقع دیدن روباه
brushes
U
دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
The fox,being asked who his withness was ,said, my.
<proverb>
U
به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دمم.
view halloo
U
فریاد شکارچی پس ازمشاهده بیرون جستن روباه از پناهگاه
foxtail
U
یکجورعلف که درسران خوشه هایی ماننددم روباه دارد
Foxes when they cannot reach the grapes say they a.
<proverb>
U
روباه دستش به انگور نمى رسد مى گوید ترش است .
tallyho
U
فریاد شکارچی هنگام دیدن روباه که از پناهگاه بیرون دویده
game
U
شکار
quarrying
U
شکار
chased
U
شکار
hunting
U
شکار
gameless
U
بی شکار
gamey
U
پر از شکار
chevy
U
شکار
hanks
U
شکار
chace
U
شکار
hank
U
شکار
chase
U
شکار
predatin
U
شکار
quarries
U
شکار
ravin
U
شکار
venery
U
شکار
prey
U
شکار
chasing
U
شکار
chases
U
شکار
hunts
U
شکار
hunted
U
شکار
quarry
U
شکار
hunt
U
شکار
game
U
سرگرمی شکار
poniter
U
نوعی سگ شکار ی
ducking
U
شکار مرغابی
shanking
U
شکار کوسه
area drive
U
شکار دواندن
predatory habit
U
خوی شکار
fair game
U
شکار مجاز
hunter
U
اسب شکار
hunters
U
اسب شکار
fair game
U
شکار قانونی
blood sports
U
کشتن شکار
blood sport
U
کشتن شکار
whaling
U
شکار نهنگ
shotgunner
U
شکار با تفنگ
huntsmen
U
شکار باز
quarries
U
لاشه شکار
falconry
U
شکار با شاهین
quarrying
U
شکار موردنظر
hunting district
U
شکار گاه
hanks
U
طعمه شکار
king hunt
U
شاه شکار
fowling
U
شکار پرنده
huntsman
U
شکار باز
to go a hunting
U
شکار رفتن
quarries
U
شکار موردنظر
gamy
U
پراز شکار
victim
U
دستخوش شکار
quarrying
U
لاشه شکار
gunning
U
شکار با تفنگ
game keep
U
پاسبان شکار
game law
U
قانون شکار
shootings
U
شکار باتفنگ
shooting
U
شکار باتفنگ
hank
U
طعمه شکار
hunting ground
U
شکار گاه
quarry
U
لاشه شکار
victims
U
دستخوش شکار
quarry
U
شکار موردنظر
pteropus
U
شبپره میوه خور که پوزه اش مانند پوزه روباه است
bow hunting
U
شکار با تیر و کمان
predatorial
U
تغذیه کننده از شکار
checks
U
و شدن بوی شکار
prowls
U
درپی شکار گشتن
raptatorial
U
لازم برای شکار
prowling
U
درپی شکار گشتن
raptatory
U
لازم برای شکار
predators
U
تغذیه کننده از شکار
predator
U
تغذیه کننده از شکار
shoot
U
هدف گرفتن شکار
predatory
U
تغذیه کننده از شکار
deer stalking
U
شکار اهو و گوزن
shoots
U
هدف گرفتن شکار
game
U
شکار گرفته شده
big game
U
شکار حیوانات بزرگ
check
U
و شدن بوی شکار
shining
U
پیداکردن شکار در شب بانورافکن
chevy
U
فریاد هنگام شکار
find
U
یافتن بوی شکار
prowled
U
درپی شکار گشتن
hog dress
U
بریدن گلوی شکار
pointer
U
سگ شکاری یابنده شکار
pointers
U
سگ شکاری یابنده شکار
hunting
U
شکار دشمن یا زیردریایی
raven
U
شکار طعمه شکاری
outfitter
U
فروشنده لوازم شکار
ravens
U
شکار طعمه شکاری
outfitters
U
فروشنده لوازم شکار
prowl
U
درپی شکار گشتن
stool
U
گروه فریبنده شکار
checked
U
و شدن بوی شکار
finds
U
یافتن بوی شکار
drags
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged
U
وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
wood craft
U
جنگل شناسی از لحاظ شکار
decoy shooting
U
شکار به کمک مرغ دام
still hunting
U
شکار باروش در کمین نشستن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com