Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
coo
U
اهسته بازمزمه ادا کردن
cooed
U
اهسته بازمزمه ادا کردن
cooing
U
اهسته بازمزمه ادا کردن
coos
U
اهسته بازمزمه ادا کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stewed
U
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stewing
U
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stews
U
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
stew
U
اهسته جوشانیدن اهسته پختن
tap
U
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapped
U
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
tapping
U
ضربت اهسته ضربات اهسته وپیوسته زدن شیر اب زدن به
trickle charge
U
پر کردن اهسته
slacken
U
اهسته کردن
to slack up
U
کم کم اهسته کردن
slackening
U
اهسته کردن
slackens
U
اهسته کردن
slackened
U
اهسته کردن
anneal
U
نرم کردن فلز به وسیله حرارت دادن و سرد کردن اهسته در کوره
slower
U
اهسته کردن یاشدن
gentlest
U
اهسته ملایم کردن
slowing
U
اهسته کردن یاشدن
slow
U
اهسته کردن یاشدن
slowed
U
اهسته کردن یاشدن
decelerate
U
کندکردن اهسته کردن
gentler
U
اهسته ملایم کردن
decelerates
U
کندکردن اهسته کردن
decelerating
U
کندکردن اهسته کردن
gentle
U
اهسته ملایم کردن
slows
U
اهسته کردن یاشدن
slowest
U
اهسته کردن یاشدن
decelerated
U
کندکردن اهسته کردن
decanting
U
اهسته خالی کردن
decanted
U
اهسته خالی کردن
elutriate
U
اهسته خالی کردن
decants
U
اهسته خالی کردن
decant
U
اهسته خالی کردن
retards
U
عقب انداختن اهسته کردن
fudging
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudge
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
retard
U
عقب انداختن اهسته کردن
retarding
U
عقب انداختن اهسته کردن
fudges
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudged
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
plodding
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plod
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plodded
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plods
U
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
instill
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instills
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilling
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instil
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instilled
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
instils
U
کم کم تزریق کردن اهسته القاء کردن
pace
U
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
parade lap
U
رژه اهسته دور پیست برای گرم کردن
paces
U
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
paced
U
باگامهای اهسته و موزون حرکت کردن قدم زدن
pussyfoot
U
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
U
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
drawls
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawling
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawl
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
drawled
U
کشیده حرف زدن اهسته و کشیده ادا کردن
paced
U
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
paces
U
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
pace
U
با قدم اهسته رفتن قدم رو کردن
limper
U
اهسته رو
slow down
U
اهسته
slow footed
U
اهسته
plodder
U
اهسته رو
silently
U
اهسته
low low
U
اهسته اهسته
languidly
U
اهسته
low
U
اهسته
indistinct
U
اهسته
quietly
U
اهسته
lentamente
U
اهسته
slowly
U
اهسته
below ones breath
U
اهسته
slows
U
اهسته
slowest
U
اهسته
slower
U
اهسته
ritardando
U
اهسته تر
fabian
U
اهسته رو
catlike
U
اهسته رو
gradual
U
اهسته
tardo
U
اهسته
at a slow pace
U
اهسته
cattish
U
اهسته رو
lento a
U
اهسته
largo a
U
اهسته
lightly
U
اهسته
slowing
U
اهسته
slowed
U
اهسته
slow
U
اهسته
trudge
U
قدم اهسته
dabs
U
اهسته زدن
simmering
U
اهسته جوشیدن
tapping
U
اهسته زدن
goose-step
U
قدم اهسته
goose-stepped
U
قدم اهسته
jog
U
اهسته دویدن
jogged
U
اهسته دویدن
jogging
U
اهسته دویدن
jogs
U
اهسته دویدن
jog trot
U
کاریکنواخت و اهسته
slid
U
اهسته رفتن
dabbed
U
اهسته زدن
percuss
U
اهسته زدن به
tapped
U
اهسته زدن
simmers
U
اهسته جوشیدن
largo
U
اهسته و مفصل
softened
U
اهسته ترکردن
soften
U
اهسته ترکردن
slow paced
U
اهسته گام
mealy mouthed
U
اهسته حرف زن
dogtrot
U
یورتمه اهسته
goose step
U
قدم اهسته
rallenttando
U
بتدریج اهسته تر
slow and steady
U
اهسته وپیوسته
slow paced
U
اهسته خرام
trudging
U
قدم اهسته
tap
U
اهسته زدن
susurration
U
سخن اهسته
simmered
U
اهسته جوشیدن
pianissimo
U
بسیار اهسته
trudged
U
قدم اهسته
trudges
U
قدم اهسته
simmer
U
اهسته جوشیدن
mealy-mouthed
U
اهسته حرف زن
softens
U
اهسته ترکردن
slow ahead
U
اهسته به جلو
low
U
پایین اهسته
tip
U
ضربت اهسته
goose-steps
U
قدم اهسته
languid
U
بی حال اهسته
to wear away
U
اهسته راندن
crawl
U
اهسته خزیدن
dink
U
ضربه اهسته
crawls
U
اهسته خزیدن
jiggle
U
تکان اهسته
dead slow
U
خیلی اهسته
lockstep
U
قدم اهسته
jiggled
U
تکان اهسته
jiggling
U
تکان اهسته
jiggles
U
تکان اهسته
andante
U
نسبتا اهسته
dab
U
اهسته زدن
crawled
U
اهسته خزیدن
goose-stepping
U
قدم اهسته
sluggish
U
بطی اهسته رو
tipping
U
ضربت اهسته
to burn down or low
U
اهسته ترسوختن
to burn down ar low
U
اهسته ترسوختن
lagging
U
اهسته کند
piaffer
U
یورتمه اهسته
oozes
U
اهسته جریان یافتن
jiggling
U
اهسته تکان دادن
oozed
U
اهسته جریان یافتن
feather
U
اهسته زدن گوی
to speak under one's breath
U
اهسته سخن گفتن
coddling
U
اهسته جوشاندن یا پختن
clammy
U
سرد ومرطوب اهسته رو
oozing
U
اهسته جریان یافتن
coddled
U
اهسته جوشاندن یا پختن
jiggles
U
اهسته تکان دادن
drifting
U
مقصود جریان اهسته
coddle
U
اهسته جوشاندن یا پختن
tapping
U
ضربت اهسته شیر
ruffle
U
صدای طبل اهسته
ruffles
U
صدای طبل اهسته
whispery
U
اهسته صحبت کننده
doggo
U
اهسته ناپدید شونده
ruffling
U
صدای طبل اهسته
creeper
U
گوی غلطان و اهسته
ooze
U
اهسته جریان یافتن
tapped
U
ضربت اهسته شیر
indistinct noise
U
صدای اهسته و نامعلوم
jiggled
U
اهسته تکان دادن
coddles
U
اهسته جوشاندن یا پختن
jiggle
U
اهسته تکان دادن
tap
U
ضربت اهسته شیر
to tread light
U
اهسته لگد زدن
drift
U
مقصود جریان اهسته
drifted
U
مقصود جریان اهسته
fox trot
U
یورتمه اهسته اسب
creepers
U
گوی غلطان و اهسته
slow burning conductor
U
سیم اهسته سوز
joggers
U
کسیکه اهسته می دود
heavy footed
U
اهسته وسنگین درحرکت
drifts
U
مقصود جریان اهسته
jogger
U
کسیکه اهسته می دود
steady on
U
اهسته به سمت هدف
slow motion picture
U
تصویر با حرکت اهسته
jogger
U
دونده با گامهای اهسته ومنظم
flicking
U
ضربت اهسته و سبک با شلاق
flick
U
ضربت اهسته و سبک با شلاق
joggers
U
دونده با گامهای اهسته ومنظم
blooper
U
پرتاب اهسته توپ به توپزن
to pat upon something
U
اهسته دست بر چیزی زدن
patted
U
دست زدن اهسته قالب
patting
U
دست زدن اهسته قالب
logged
U
اهسته وکند شده در حرکت
flicks
U
ضربت اهسته و سبک با شلاق
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com