Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
nose-picking
U
انگشت کردن در بینی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mittens
U
دستکش دارای یک جابرای چهار انگشت ویکجابرای انگشت شست
mitten
U
دستکش دارای یک جابرای چهار انگشت ویکجابرای انگشت شست
fingerprint
U
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprints
U
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprinting
U
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprinted
U
انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
To take fingerprints.
U
انگشت نگاری کردن
finger mark
U
با انگشت چرک کردن
proverbialize
U
انگشت نما کردن
to make an e. of oneself
U
خود را انگشت نما کردن
finger hold
U
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
pug nosed
U
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub nosed
U
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub-nosed
U
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
lifted
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
septum
U
حفرههای بینی پره بینی
schedule
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
prediction
U
از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
predictions
U
از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
schedules
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
to read people's hands
U
کف بینی کردن
plan
U
پیش بینی کردن
to make provision
U
پیش بینی کردن
forecasted
U
پیش بینی کردن
augurs
U
پیش بینی کردن
second guess
U
پیش بینی کردن
plans
U
پیش بینی کردن
prevision
U
پیش بینی کردن
prognosticate
U
پیش بینی کردن
second-guessed
U
پیش بینی کردن
previse
U
پیش بینی کردن
auguring
U
پیش بینی کردن
augured
U
پیش بینی کردن
augur
U
پیش بینی کردن
forecast
U
پیش بینی کردن
second-guess
U
پیش بینی کردن
foreshow
U
پیش بینی کردن
second-guessing
U
پیش بینی کردن
second-guesses
U
پیش بینی کردن
preparation
U
پیش بینی کردن
miscalculates
U
بدپیش بینی کردن
to blow one's nose
U
بینی پاک کردن
preparations
U
پیش بینی کردن
expected
U
پیش بینی کردن
anticipating
U
پیش بینی کردن
anticipated
U
پیش بینی کردن
dopes
U
پیش بینی کردن
dope
U
پیش بینی کردن
expecting
U
پیش بینی کردن
miscalculate
U
بدپیش بینی کردن
expects
U
پیش بینی کردن
anticipate
U
پیش بینی کردن
miscalculated
U
بدپیش بینی کردن
miscalculating
U
بدپیش بینی کردن
forecasts
U
پیش بینی کردن
expect
U
پیش بینی کردن
foresee
U
پیش بینی کردن
anticipates
U
پیش بینی کردن
foresees
U
پیش بینی کردن
predicts
U
قبلا پیش بینی کردن
miscalculating
U
پیش بینی غلط کردن
predicting
U
قبلا پیش بینی کردن
preselect
U
پیش بینی موضع کردن
predict
U
قبلا پیش بینی کردن
antedates
U
پیش بینی کردن جلوانداختن
look forward to something
<idiom>
U
را لذت پیش بینی کردن
to provide for old age
U
پیش بینی روزگارپیری را کردن
antedate
U
پیش بینی کردن جلوانداختن
provide for in the budget
U
در بودجه پیش بینی کردن
antedated
U
پیش بینی کردن جلوانداختن
miscalculate
U
پیش بینی غلط کردن
miscalculates
U
پیش بینی غلط کردن
miscalculated
U
پیش بینی غلط کردن
forecasts
U
براورد کردن از قبل پیش بینی
snuffles
U
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffling
U
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffled
U
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
forecasted
U
براورد کردن از قبل پیش بینی
snuffle
U
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
to p for a sum in the budget
U
مبلغی را بودجه پیش بینی کردن
forecast
U
براورد کردن از قبل پیش بینی
foretaste
U
ازمایش قبلی پیش بینی کردن
extrapolate
U
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolated
U
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolates
U
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolating
U
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
dump
U
رها کردن گوی بولینگ از انگشت و شست باهم بطوریکه گوی پیچ نخورد کشیدن طناب یا سیم بازکننده چتر
emunctory
U
مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
guided propagation
U
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
vomer
U
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
anticipated stock losses
U
تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
weather forecast
U
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
anaglyph
U
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
weather forecasts
U
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
digits
U
انگشت
dactyl
U
انگشت
adactylous
U
بی انگشت
fingers
U
انگشت
finger
U
انگشت
monodactylous
U
تک انگشت
digit
U
انگشت
gazing stock
U
انگشت نما
ring fingers
U
انگشت انگشتر
medius
U
انگشت وسطی
toenails
U
ناخن انگشت پا
ring finger
U
انگشت انگشتر
middle finger
U
انگشت میان
medius
U
انگشت میان
cinquefoil
U
پنج انگشت
the little finger
U
انگشت کهین
fingerprints
U
اثر انگشت
syndacty
U
چسبیده انگشت
index finger
U
انگشت نشان
finger
U
انگشت زدن
fingers
U
انگشت زدن
marplot
U
انگشت به شیر زن
fingering
U
استفاده از انگشت
fingerprint
U
اثر انگشت
five finger
U
پنج انگشت
dactyloscopy
U
انگشت نگاری
knuckles
U
بند انگشت
finger mark
U
اثر انگشت
knuckle
U
بند انگشت
fingerprinting
U
اثر انگشت
finger print
U
اثر انگشت
dactylitis
U
اماس انگشت
fingered
U
انگشت دار
fingered
U
انگشت مانند
soon koot
U
نوک انگشت
soleprint
U
انگشت نگاری از پا
index fingers
U
انگشت نشان
fingerprinted
U
اثر انگشت
dactylagraphy
U
انگشت نگاری
toenail
U
ناخن انگشت پا
forefinger
U
انگشت نشان
finger painting
U
نقاشی با انگشت
cinqfoil
U
پنج انگشت
digitiform
U
انگشت مانند
digitate
U
انگشت دار
forefinger
U
انگشت شهادت
egregious
U
انگشت نما
little fingers
U
انگشت کوچک
fingertips
U
نوک انگشت
fingertip
U
نوک انگشت
notoriety
U
انگشت نمایی
forefingers
U
انگشت نشان
forefingers
U
انگشت شهادت
the first or index finger
U
انگشت نشان
the first or index finger
U
انگشت شهادت
conspicuous
U
انگشت نما
sawison keut
U
نوک دو انگشت
phalange
U
بند انگشت
pollex
U
انگشت شست
pinkie
U
انگشت کوچک
pinky
U
انگشت کوچک
to become a byword
U
انگشت نماشدن
the ring finger
U
انگشت حلقه
the middle finger
U
انگشت میانه
potentilla
U
پنج انگشت
agnail
U
میخچهء پا یا انگشت پا
rule of thumb
U
حساب انگشت
lumbrical
U
ماهیچه انگشت یا پنجه
finger thumb opposition
U
تقابل شست و انگشت
his hand lack one finger
U
دستش یک انگشت ندارد
hitsu shiubi
U
مفصل انگشت وسط
his hand want's two fingers
U
دستش دو انگشت ندارد
knucklebone
U
استخوان بند انگشت
finger tapping
U
ضربه زنی با انگشت
phalanges
U
استخوان انگشت گروه
index
U
نمودار انگشت سبابه
pinkie
U
انگشت کوچک دست
indexed
U
نمودار انگشت سبابه
indexes
U
نمودار انگشت سبابه
to run over
U
تند انگشت گذاشتن
flagrant
U
انگشت نما رسوا
the little finger
U
انگشت کوچک کلنج
tap the door with your fingers
U
انگشت بزنید بدر
notoriously
U
بطور انگشت نما
To finger something.
U
به چیزی انگشت زدن
little finger
U
انگشت کوچک دست
finger print department
U
اداره انگشت نگاری
finger play
U
استفاده از انگشت درشمشیربازی
finger glass
U
فرف انگشت شوئی
ring fingers
U
انگشت چهارم دست چپ
ring finger
U
انگشت چهارم دست چپ
pettitoes
U
چیز بی ارزش انگشت پا
phalange
U
استخوان انگشت یاپنجه
polydactyl
U
چند انگشتی پر انگشت
jammed
U
گرفتن شکاف کوه با انگشت
poked
U
فشار با نوک انگشت حرکت
finger
U
باندازه یک انگشت میله برامدگی
phalangeal
U
وابسته به استخوان انگشت یاپنجه
fingers
U
باندازه یک انگشت میله برامدگی
agnus castus
U
پنج انگشت فلفل بری
poking
U
فشار با نوک انگشت حرکت
pokes
U
فشار با نوک انگشت حرکت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com