Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 321 (43 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
statement
U
اعلام کردن
statements
U
اعلام کردن
broadcast
U
اعلام کردن
broadcasts
U
اعلام کردن
quote
U
اعلام کردن
quoted
U
اعلام کردن
quotes
U
اعلام کردن
exclaim
U
اعلام کردن
exclaimed
U
اعلام کردن
exclaiming
U
اعلام کردن
exclaims
U
اعلام کردن
acclaim
U
اعلام کردن
acclaimed
U
اعلام کردن
acclaiming
U
اعلام کردن
acclaims
U
اعلام کردن
announce
U
اعلام کردن
announced
U
اعلام کردن
announces
U
اعلام کردن
announcing
U
اعلام کردن
enunciate
U
اعلام کردن
enunciated
U
اعلام کردن
enunciates
U
اعلام کردن
enunciating
U
اعلام کردن
promulgate
U
اعلام کردن
promulgated
U
اعلام کردن
promulgates
U
اعلام کردن
promulgating
U
اعلام کردن
proclamation
U
اعلام کردن
proclamations
U
اعلام کردن
blazon
U
اعلام کردن
enouce
U
اعلام کردن
enounce
U
اعلام کردن
promulge
U
اعلام کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
acknowledge
U
اعلام وصول کردن
acknowledge
U
شماره اعلام وصول تصدیق کردن
acknowledge
U
اعلام نشانی کردن
acknowledge
U
اعلام معرف کردن
acknowledge
U
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledges
U
اعلام وصول کردن
acknowledges
U
شماره اعلام وصول تصدیق کردن
acknowledges
U
اعلام نشانی کردن
acknowledges
U
اعلام معرف کردن
acknowledges
U
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledging
U
اعلام وصول کردن
acknowledging
U
شماره اعلام وصول تصدیق کردن
acknowledging
U
اعلام نشانی کردن
acknowledging
U
اعلام معرف کردن
acknowledging
U
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
warning
U
اعلام خطر کردن هشدار
warnings
U
اعلام خطر کردن هشدار
toll
U
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolling
U
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolls
U
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
early warning
U
اعلام خطر کردن
early warning
U
اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
early-warning
U
اعلام خطر کردن
early-warning
U
اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
hail
U
اعلام ورود کردن
hailed
U
اعلام ورود کردن
hailing
U
اعلام ورود کردن
hails
U
اعلام ورود کردن
sick
U
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
sickest
U
مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
outlaw
U
یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
outlawed
U
یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
outlawing
U
یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
outlaws
U
یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
authentication
U
تعیین اعتبار و صحت اسناد اعلام نشانی کردن
impeach
U
اعلام جرم کردن
impeached
U
اعلام جرم کردن
impeaches
U
اعلام جرم کردن
impeaching
U
اعلام جرم کردن
relay
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays
U
دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
enunciate
U
اعلام کردن صریحا گفتن
enunciated
U
اعلام کردن صریحا گفتن
enunciates
U
اعلام کردن صریحا گفتن
enunciating
U
اعلام کردن صریحا گفتن
notified
U
اعلام کردن اخطار کردن
notifies
U
اعلام کردن اخطار کردن
notify
U
اعلام کردن اخطار کردن
notifying
U
اعلام کردن اخطار کردن
herald
U
از امدن یاوقوع چیزی خبر دادن اعلام کردن
heralded
U
از امدن یاوقوع چیزی خبر دادن اعلام کردن
heralding
U
از امدن یاوقوع چیزی خبر دادن اعلام کردن
heralds
U
از امدن یاوقوع چیزی خبر دادن اعلام کردن
absolve
U
اعلام بی تقصیری کردن
absolved
U
اعلام بی تقصیری کردن
absolves
U
اعلام بی تقصیری کردن
absolving
U
اعلام بی تقصیری کردن
prefigure
U
قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefigured
U
قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefigures
U
قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
prefiguring
U
قبلا اعلام کردن قبلا نشان دادن
indict
U
اعلام جرم کردن
indicted
U
اعلام جرم کردن
indicting
U
اعلام جرم کردن
indicts
U
اعلام جرم کردن
call up
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-up
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-ups
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
announce in advance
U
از پیش اعلام کردن
call out
U
اعلام خطر کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
damm
U
بد اعلام کردن
kithe
U
اعلام داشتن اعتراف کردن
lay an information against some one
U
نسبت به کسی اعلام جرم کردن
lay an information against someone
U
بر علیه کسی اعلام جرم کردن
mark mark
U
اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
open the meeting
U
رسمیت جلسه را اعلام کردن
over capitalised
U
براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
pretypify
U
قبلا اعلام کردن
to call a meeting
U
جلسهای را اعلام کردن
to givein one's a.
U
موافقت خودرا اعلام کردن
to ring the knell of anything
U
موقوف شدن چیزی را اعلام کردن یاجار زدن
to announce one's arrival
U
ورود خود را اعلام کردن
to do homage
U
اعلام رسمی بیعت کردن
to pay homage
U
اعلام رسمی بیعت کردن
to render homage
U
اعلام رسمی بیعت کردن
to call to arms
U
اعلام دست به اسلحه کردن
Other Matches
alerting service
U
قسمت اعلام اماده باش سرویس اعلام خطر
air alert warning
U
اعلام اماده باش هوایی اعلام خطر یا اماده باش هوایی
meld
U
اعلام
intimations
U
اعلام
notification
U
اعلام
indiction
U
اعلام
indigitation
U
اعلام
acknowledgements
U
اعلام
Annunciation
U
اعلام
annunciator
U
اعلام گر
declarations
U
اعلام
acknowledgments
U
اعلام
declaration
U
اعلام
acknowledgement
U
اعلام
promulgation
U
اعلام
predication
U
اعلام
intimation
U
اعلام
enouncement
U
اعلام
promulgator
U
اعلام
enunciation
U
اعلام
proclamation
U
اعلام
proclamations
U
اعلام
annunciator
U
اعلام کننده
indictments
U
اعلام جرم
warnings
U
اعلام خطر
pronouncer
U
اعلام کننده
enunciator
U
اعلام کننده
impeachment
U
اعلام جرم
blazers
U
اعلام کننده
enunciable
U
اعلام کردنی
promulgation
U
اعلام دارنده
indictment
U
اعلام جرم
declarations
U
اعلامیه اعلام
line call
U
اعلام خط نگهدار
warning
U
اعلام خطر
advising bank
U
اعلام میکند
declaration
U
اعلامیه اعلام
statement of charge
U
اعلام اتهامات
advice of fate
U
اعلام وضعیت
sound alarm
U
اعلام صدا
call out
U
اعلام خطر
blazer
U
اعلام کننده
acknowledgement of receipt
U
اعلام وصول
touche
U
اعلام برخورد
disclosed
U
اعلام شده
declaredly
U
بطور اعلام
larum
U
اعلام خطر
hanger
U
اعلام کننده
promulgator
U
اعلام دارنده
hangers
U
اعلام کننده
alerting
U
اعلام خطرکردن
receipt
U
اعلام وصول
acknowledgment
U
اعلام وصول
declaration of interest
U
اعلام بهره
proclaimer
U
اعلام کننده
foretoken
U
اعلام قبلی
vociferator
U
اعلام دارنده
receipts
U
اعلام وصول
alert
U
اعلام خطر اژیرهوایی
blind
U
چراغ اعلام خطر
receipt
U
اعلام وصول نمودن
line call
U
اعلام خط نگه دار
net authentication
U
اعلام معرف در شبکه
declared capital
U
سرمایه اعلام شده
The results of the competition were announced .
U
نتایج مسابقه اعلام شد
merged
U
اعلام مسیر تعقیب
suggestio falsi
U
افهار و اعلام نادرست
declaration of indulgence
U
اعلام ازادی دینی
blinded
U
چراغ اعلام خطر
acknowledgements
U
اعلام وصول رسید
time orderly
U
نگهبان اعلام ساعت
acknowledgement
U
اعلام وصول رسید
receipts
U
اعلام وصول نمودن
annunciator
U
اعلام کننده فرامین
authenticator
U
اعلام کننده نشانی
indictor
U
اعلام جرم کننده
blinds
U
چراغ اعلام خطر
promulgation of treaty
U
اعلام مفاد معاهده
proclamatory
U
متضمن اگهی یا اعلام
declared value
U
قیمت اعلام شده
alerts
U
اعلام خطر اژیرهوایی
declared value
U
بهای اعلام شده
acknowledgments
U
اعلام وصول رسید
acknowledgment
U
شماره اعلام وصول
warning net
U
شبکه اعلام خطر
acknowledgment
U
اعلام معرف اعتراف
local warning
U
اعلام خطر محلی
warning signal
U
علامت اعلام خطر
chemical alarm
U
اعلام خطر شیمیایی
battle lantern
U
چراغ اعلام خطر
alerted
U
اعلام خطر اژیرهوایی
aldis lmap
U
چراغ اعلام خطر
fab
U
اعلام موافقتبا چیزی
alert station
U
ایستگاه اعلام خطر
pyrotechnics
U
فشفشفه اعلام خطر
test announcement
U
اعلام نتیجه ازمایش
indicter
U
اعلام جرم کننده
caution flag
U
پرچم اعلام خطر
issue price
U
قیمت اعلام شده
very pistol
U
طپانچه اعلام خطر
delayed whistle
U
سوت اعلام افساید
airborne early warning
U
اعلام خطر هوابرد
request for quotation
U
تقاضا برای اعلام قیمت
general alarm
U
اژیر اعلام خطر عمومی
local warning
U
سیستم اعلام خطر محلی
danger signal
U
اژیر یا بوق اعلام خطر
warehouse refusal
U
اعلام عدم وجود درانبار
customs entry
U
افهار یا اعلام ورود به گمرک
authentication system
U
سیستم تعیین و اعلام نشانی
m day
U
روز اعلام بسیج عمومی
day distress signal
U
مشعل اعلام خطر در روز
two sided disk status
U
اعلام نصب یک دیسک دو طرفه
airspace warning area
U
منطقه اعلام خطر هوایی
control and warning center
U
سیستم کنترل و اعلام خطر
air warning net
U
شبکه اعلام خطر هوایی
alerted
U
اعلام خطر گوش به زنگ هشیار
emergency addressee
مسئولین اعلام خبر در موارد ضروری
stalement
U
گره خوردن منجر به اعلام سرپا
alert
U
اعلام خطر گوش به زنگ هشیار
warehouse refusal
U
اعلام عدم موجودی کالا درانبار
bomb alarm system
U
سیستم اعلام خطر بمباران اتمی
scire facias
U
حکم اعلام و تفهیم علل بی حقی
information
U
اعلام جرم صادره از ناحیه مامورتعقیب
alerts
U
اعلام خطر گوش به زنگ هشیار
corner crew
U
متصدیان اعلام خطر به راننده در سر پیچ
newrads
U
سیستم اعلام خطر انفجارهستهای و اطلاعات ش م ر
oyez
U
اعلام سکوت و شروع دادرسی در دادگاه
referee's position
U
اعلام کشتی در خاک از سوی داور
foghorns
U
شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
foghorn
U
شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
mission ready
U
اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
not out
U
توپزنی که هنوز اخراج نشده اعلام خطا
alarmingly
U
زنگ یا صدای دیگری که اعلام اخطار میکند
alarmed
U
زنگ یا صدای دیگری که اعلام اخطار میکند
pennants
U
پرچم اعلام وقت ناهار روی کشتی
white propaganda
U
تبلیغاتی که هدف ان از پیش اعلام شده باشد
alarm
U
زنگ یا صدای دیگری که اعلام اخطار میکند
pennant
U
پرچم اعلام وقت ناهار روی کشتی
alarmed
U
اعلام خطر شماطه ساعت شیپور اشوب
alarms
U
زنگ یا صدای دیگری که اعلام اخطار میکند
declared value
U
قیمت اعلام شده به منظور تعیین مالیات
alarm
U
اعلام خطر شماطه ساعت شیپور اشوب
howlers
U
بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی
alarms
U
اعلام خطر شماطه ساعت شیپور اشوب
howler
U
بوق اعلام زمان تیراندازی به توپهای ضد هوایی
alarmingly
U
اعلام خطر شماطه ساعت شیپور اشوب
free lance
U
اعلام کنترل خودکار هواپیمادر درگیریهای هوایی
a declared
[pronounced]
opponent of nuclear power
U
مخالف آشکار
[اعلام شده]
انرژی هسته ای
freight release
U
بارنامه بمنظور اعلام دریافت هزینه حمل
Do you have nothing to declare?
U
آیا چیزی برای اعلام به گمرک دارید؟
raid clerk
U
نگهبان یا متصدی مرکزاطلاعات سیستم اعلام خطرهوایی
delayed offside
U
تاخیر در اعلام افساید که بستگی به واکنش مدافع دارد
true bill
U
اعلام جرمی که هیئت منصفه در فهر ان صحه گذارند
signal light
U
چراغهای سفید و سرخ اعلام رای وزنه برداری
capped knight
U
اسب مات کننده از پیش اعلام شده شطرنج
capped pawn
U
پیاده مات کننده از پیش اعلام شده شطرنج
plea of tender
U
اعلام امادگی خوانده به ادای دین خواهان در دادگاه
deferred dividened
U
سود اعلام شده و قابل پرداخت در تاریخ معین
interrupts
U
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
homage
U
اعلام رسمی بیعت از طرف متحد یا متفقی نسبت به پادشاه
hoick
U
فریاد تازی دار بعلامت اعلام کشف مسیر شکار
hard starboard
U
سمت ناو را بسمت مغناطیسی اعلام شده تغییر دهید
aldis lmap
U
چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
many
U
اعلام تعداد 8 یا بیشترهواپیمای دشمن دیده میشود در رهگیری هوایی
interrupting
U
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
interrupt
U
سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
homologate
U
اعلام و تایید کار حد نصاب سرعت هواپیما به وسیله داوران
hierarchy of claims
U
اعلام تصفیه ورشکستگی دستور پرداخت مطالبات غرماء تاجر ورشکسته
appeal play
U
تقاضای بازیگر برای اعلام رای داور نسبت به خطای حریف
nuncupative will
U
وصیتی که ابتدا در حضور عدهای ازشهود اعلام و متعاقبا"نوشته میشود
petitioning creditor
U
بستانکاری که به دادگاه اعلام میکند که ممکن است مدیون ورشکسته باشد
assembler
U
پیام برنامه اسمبلی برای اعلام اینکه خطا در کد اصلی یافت شد
acknowledged mail
U
تابعی که به فرستنده اعلام میکند پیام پستی الکترونیکی خوانده شده است
forms
U
حساس کننده روی چاپگر که وقتی کاغذ تمام شود اعلام میکند
form
U
حساس کننده روی چاپگر که وقتی کاغذ تمام شود اعلام میکند
formed
U
حساس کننده روی چاپگر که وقتی کاغذ تمام شود اعلام میکند
actions
U
پیامی که به کاربر نشان داده میشود که اعلام کند یک عمل یا یک ورودی نیاز است
acknowledge
U
کدی که گیرنده می فرستد تا به فرستنده اعلام کند یام به درستی دریافت شده است
pogo
U
در رهگیری هوایی یعنی چانل مخابراتی را که بعد از این کلمه اعلام می کنم بگیرید
acknowledges
U
کدی که گیرنده می فرستد تا به فرستنده اعلام کند یام به درستی دریافت شده است
acknowledging
U
کدی که گیرنده می فرستد تا به فرستنده اعلام کند یام به درستی دریافت شده است
action
U
پیامی که به کاربر نشان داده میشود که اعلام کند یک عمل یا یک ورودی نیاز است
airborne alert
U
اماده باش به طریق هوابرد وسایل اعلام خطر نصب شده روی هواپیما
tout temps prist
U
تسلیم خوانده در برابرخواهان با اعلام این که همیشه برای تحویل یا انجام خواسته حاضر است
holding
U
در رهگیری هوایی اعلام اینکه من در وضعیت فرمان داده شده باقی هستم دستور جدیدبدهید
escape character
U
ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
white flag
U
پرچم سفید برای اعلام حضوراتومبیل امدادی یا داوردرمسیر یا در پایان خط بعلامت باقی ماندن یک دور ازمسابقه
presidential call
U
فرمان بسیج اعلام شده به وسیله رئیس جمهور بسیج اضطراری
challenge and reply
U
ذکر گوینده و گیرنده پیام اعلام دادن و گرفتن پیام
i stay
U
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
howler
U
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
heads up
U
در درگیری هوایی اعلام اینکه هواپیما دروضعیت لازم برای درگیری قرار ندارد
howlers
U
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
foxaway
U
اعلام موشک هوا به هوا رهاشده در درگیریهای هوایی
air sentinel
U
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
suspension of arms
U
اعلام اتش بس موقت یا تعلیق موقت حالت جنگی
special verdict
U
رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
acknowledges
U
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است
acknowledge
U
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است
ack
U
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com