English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (27 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
debug U اشکال زدایی کردن
debugged U اشکال زدایی کردن
debugs U اشکال زدایی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
debugs U اشکال زدایی
debugging U اشکال زدایی
debug U اشکال زدایی
debugged U اشکال زدایی
program debugging U اشکال زدایی برنامه
debugging aids U وسائل اشکال زدایی
debugging a program U اشکال زدایی یک برنامه
debug aids U ادوات اشکال زدایی
debugging aids U ادوات اشکال زدایی
transversal U اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی
error trapping U اشتباه زدایی غلط زدایی
dehydroisomerization U همپارش با هیدروژن زدایی ایزومر شدن با هیدروژن زدایی
de-escalated U تشنج زدایی کردن
desegregated U تفکیک زدایی کردن
defusing U تشنج زدایی کردن
defuses U تشنج زدایی کردن
defused U تشنج زدایی کردن
defuse U تشنج زدایی کردن
de escalate U تشنج زدایی کردن
de-escalate U تشنج زدایی کردن
de-escalates U تشنج زدایی کردن
de-escalating U تشنج زدایی کردن
desegregating U تفکیک زدایی کردن
desegregates U تفکیک زدایی کردن
deskew U اریب زدایی کردن
desegregate U تفکیک زدایی کردن
debug U اشکال زدائی کردن
debugs U اشکال زدائی کردن
discomfits U ایجاد اشکال کردن
debugged U اشکال زدائی کردن
discomfit U ایجاد اشکال کردن
discomfited U ایجاد اشکال کردن
discomfiting U ایجاد اشکال کردن
To raise difficulties . To creat obstacles. U اشکال تراشی کردن
smoothed U صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest U صاف کردن بدون اشکال بودن
smooth U صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths U صاف کردن بدون اشکال بودن
bugs U بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugging U بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bug U بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
graphs U اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
graph U اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
filling out U [پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
utility U برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
gadroon U اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
dehydration U اب زدایی
de icing U یخ زدایی
deglaciation U یخ زدایی
mechanical de icing U یخ زدایی مکانیکی
demystifies U راز زدایی
disinhibition U بازداری زدایی
demystify U راز زدایی
stain removed U لکه زدایی
dispergation U لخته زدایی
accretion of silt U رسوب زدایی
peptization U لخته زدایی
demagnetization U مغناطیس زدایی
decolonization U مستعمره زدایی
descaling U پوسته زدایی
undoing U عمل زدایی
decentralization U مرکزیت زدایی
genocide U نژاد زدایی
deforestation U جنگل زدایی
blanching U رنگ زدایی
trubleshoot U عیب زدایی
demystified U راز زدایی
detente U تشنج زدایی
demystifying U راز زدایی
decoloration U رنگ زدایی
troubleshoot U عیب زدایی
unconditioning U شرطی زدایی
unlearning U یادگیری زدایی
deamination U امین زدایی
dealkylation U الکیل زدایی
deculturation U فرهنگ زدایی
demythologization U اسطوره زدایی
degasify U گاز زدایی
dehumidification U رطوبت زدایی
demodulation U تحمیل زدایی
dehydrohalogenation U هیدروهالوژن زدایی
dehydrogenation U هیدروژن زدایی
de escalation U تشنج زدایی
deionization U یون زدایی
deoxygenation U اکسیژن زدایی
debug aids U ابزاراشکال زدایی
discoloration U رنگ زدایی
desensitization U حساسیت زدایی
desegregation U جدایی زدایی
desalting U نمک زدایی
decarbonylation U کربونیل زدایی
decarboxylation U کربوکسیل زدایی
decolorization U رنگ زدایی
desalinization U نمک زدایی
decolourization U رنگ زدایی
desalination U نمک زدایی
depolarization U قطبش زدایی
desulfurization U گوگرد زدایی
sterilization U گند زدایی
desulphurizing U گوگرد زدایی
acid depolarization U قطبش زدایی اسیدی
hydrodesulfurizing U گوگرد زدایی با هیدروژن
bleaching U رنگ زدایی الیاف
bleaching powder U گرد رنگ زدایی
pyrolytic dehydrogenation U هیدروژن زدایی تفکافتی
systematic desensitization U حساسیت زدایی منظم
demodulation U کشف تحمیل زدایی
desulfurization unit U واحد گوگرد زدایی
demagnetization factor U ضریب مغناطیس زدایی
dehydrocyclization U حلقهای شدن با هیدروژن زدایی
worriment U اشکال
traversing U اشکال
snaggy U پر اشکال
disadvantage U اشکال
traverses U اشکال
spinosity U اشکال
barely U با اشکال
traversed U اشکال
bug U اشکال
dead lock U اشکال
drawbacks U اشکال
nodus U اشکال
drawback U اشکال
nodes U اشکال
node U اشکال
disadvantages U اشکال
traverse U اشکال
bugs U اشکال
bugging U اشکال
demurrable U اشکال کردنی
forms of currency U اشکال پول
baboons U اشکال مضحک
baboon U اشکال مضحک
description of error U توضیح اشکال
nuclide U اشکال اتمی
geometric shapes U اشکال هندسی
geometrical figures U اشکال هندسی
burbles U اشکال بی نظمی
diversely U به اشکال مختلف
defect description U توضیح اشکال
debugging U اشکال زدائی
burbling U اشکال بی نظمی
burble U اشکال بی نظمی
burbled U اشکال بی نظمی
fault description U توضیح اشکال
error description U توضیح اشکال
to make difficulties U اشکال تراشیدن
smooth delivery U تحویل بی اشکال
debugger U اشکال یابی
troubleshooting U اشکال یابی
trouble shooting U رفع اشکال
debugger U اشکال زدائی
impediment U محظور اشکال
difficulty U اشکال زحمت
difficulties U اشکال زحمت
to tide over a difficulty U اشکال را بر طرف
impediments U محظور اشکال
i can add rapidly U به اشکال ما افزود
hardness U اشکال سفتی
swarm U چندین اشکال برنامه
dysphonia U اشکال در حرف زدن
wells U بدون اشکال اوه
well U بدون اشکال اوه
acataposis U اشکال عمل بلع
handicaps U امتیاز دادن اشکال
diversiform U دارای اشکال مختلف
similar figures U اشکال همانندیا متشابه
handicap U امتیاز دادن اشکال
dysphagia U اشکال دربلعیدن غذا
swarmed U چندین اشکال برنامه
There is the rub. U اشکال درهمین جااست
To get into difficulties. U دچار اشکال شدن
bottle neck U مانع اشکال کار
debugger U برنامه اشکال زدایییثلاعللهگل
to create a difficulty U اشکال پیش اوردن
swarms U چندین اشکال برنامه
it is particularly difficult U یک اشکال بخصوصی دارد
kaleidoscope U لوله اشکال نما
kaleidoscopes U لوله اشکال نما
adds U قرار دادن اشکال کنار هم
add U قرار دادن اشکال کنار هم
filet U توری دارای اشکال مربع
adding U قرار دادن اشکال کنار هم
pressed for time <idiom> U با اشکال وبه سختی وقت
To put obstacles in the way. U سنگ انداختن درکاری (اشکال تراشیدن )
galanty show U نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن
proteus U خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
pleomorphic U چند شکلی دارای اشکال وصور مختلف
zoomorphism U استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
primitive U برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
patterns U مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
pattern U مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
bioastronautics U مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
intarsia U منبت کاری و تزئین گل و بوته و اشکال بر روی چوب
annular U وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
set U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
sets U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
setting up U معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
error handling U به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
planimeter U دستگاهی که مساحت اشکال غیر هندسی رابا ان اندازه می گیرند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com