English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
gift U استعداد پیشکش کردن
gifts U استعداد پیشکش کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
offers U پیشکش کردن عرضه
offer U پیشکش کردن عرضه
to make a present of U پیشکش یا تعارف کردن
offered U پیشکش کردن عرضه
gifts U دارای استعداد کردن
potentialize U دارای استعداد کردن
fabllibility U استعداد خطا کردن
gift U دارای استعداد کردن
dedicating U پیشکش
presenting U پیشکش
presented U پیشکش
offering U پیشکش
dedicates U پیشکش
dedicate U پیشکش
presents U پیشکش
present پیشکش
average strength U استعداد پرسنلی متوسط میانگین استعداد پرسنلی
grant aid U کمک پیشکش
offerer U پیشکش کننده
gift U پیشکش نعمت
gratuitous issue U لباس پیشکش
gifts U پیشکش نعمت
offers U پیشکش ارائه
offer U پیشکش ارائه
offered U پیشکش ارائه
presentably U چنانکه بتوان پیشکش کرد
geniuses U استعداد
aptness U استعداد
capacity U استعداد
amplitude U استعداد
genius U استعداد
ingenuity U استعداد
capability U استعداد
talents U استعداد
verve U استعداد
unintelligent U بی استعداد
gormless U کم استعداد
brilliance U استعداد
talent U استعداد
talented U استعداد
capacities U استعداد
susceptibility U استعداد
potentiality U استعداد
potentialities U استعداد
liability to disease U استعداد
endowment U استعداد
predispostion U استعداد
property U استعداد
turn U استعداد
turns U استعداد
susceptivity U استعداد
ungifted U بی استعداد
talentless U بی استعداد
cabiler U استعداد
simpleminded U کم استعداد
aptitudes U استعداد
inapt U بی استعداد
aptitude U استعداد
parted U با استعداد
gifted U با استعداد
endowments U استعداد
sconce U جمجمه استعداد
tendencies U توجه استعداد
war strenght U استعداد جنگی
palooka U بوکسور بی استعداد
flair U استعداد خصیصه
tendency U توجه استعداد
shift U نوبتی استعداد
risible faculty U استعداد خنده
resistibility U استعداد مقاومت
aptitude tests U ازمون استعداد
cleverness U هوشیاری استعداد
frost susceptibility U استعداد یخزدگی
aptitude test U ازمون استعداد
capability U استعداد پیشرفت
reproductivity U استعداد تولید
capable U با استعداد صلاحیتدار
reproductivity U استعداد هم اوری
child prodigy U بچهبا استعداد
indispositions U عدم استعداد
indisposition U عدم استعداد
division slice U استعداد لشگری
liability U بدهکاری استعداد
capacities U استعداد مقام
strengths U استعداد رزمی
strength U استعداد رزمی
occupational aptitude U استعداد شغلی
capacities U گنجایش استعداد
mechanical aptitude U استعداد فنی
capacity U استعداد مقام
capacity U گنجایش استعداد
end strength U استعداد نهایی
artistic aptitude U استعداد هنری
cleverest U باهوش با استعداد
cleverer U باهوش با استعداد
shifted U نوبتی استعداد
shifts U نوبتی استعداد
arts U استعداد استادی
art U استعداد استادی
caliber U گنجایش استعداد
command strength U استعداد یکان
liabilities U بدهکاری استعداد
academic aptitude U استعداد تحصیلی
scholastic aptitude U استعداد تحصیلی
clever U باهوش با استعداد
authorized strength U استعداد مجاز
artistry U استعداد هنرپیشگی
imitativeness U استعداد تقلید
indisposedness U عدم استعداد
naturals U مسلم استعداد ذاتی
reduced strenght U حداقل استعداد جنگی
the talnet of the country U مردم با استعداد کشور
manpower cieling U سطح استعداد پرسنل
accountable strength U استعداد قابل محاسبه
attack size U استعداد وسایل درگیر در تک
natural U مسلم استعداد ذاتی
peak strenght U حداکثر استعداد مجاز
accountable strength استعداد قابل توجه
versatile U دارای استعداد و ذوق
knack U صدای شلاق استعداد
talent for musics U استعداد یا ذوق موسیقی
differential aptitude tests U ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
allotropy U استعداد تغییر و تبدیل
habiliment U جامه استعداد فکری
physical aptitude test U ازمون استعداد جسمانی
scholastic aptitude test U ازمون استعداد تحصیلی
level of strength U سطح استعداد رزمی
gifted U موید شخص با استعداد
level of strength U میزان استعداد رزمی
able با استعداد صلاحیت دار
vocational aptitude test U ازمون استعداد شغلی
potentially U با داشتن استعداد نهانی
effective strength U استعداد رزمی موثر
flatlander U موج سوار کم استعداد
Iranians have a gift of tongues. U ایرانیها استعداد زبان دارند
strengths U قدرت رزمی استعداد نفری
potentiality U عاملیت بالفعل استعداد نهانی
self rating U تعیین میزان استعداد خود
peace time complement U استعداد مجاز زمان صلح
potential U دارای استعداد نهانی پتانسیل
faculty U استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
potentialities U عاملیت بالفعل استعداد نهانی
edacity U استعداد خوردن شکم پرستی
rhymester U شاعربی استعداد وکم مایه
faculties U استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
means end capacity U استعداد درک وسیله- هدف
strength U قدرت رزمی استعداد نفری
battle bill U فهرست استعداد رزمی ناو
personnel ceiling U سقف استعداد مجاز پرسنلی
seashore musical ability tests آزمون های استعداد موسیقی سیشور
peace time establishment U جدول استعداد مجاز زمان صلح
green thumb U استعداد و قدرت فوق العاده درپروراندن گیاهان
authorized strength of theater U استعداد مجاز صحنه عملیات از نظر پرسنلی
minnesota clerical aptitude test U ازمون استعداد امور دفتری مینه سوتا
it is insusceptible of change U اماده برای تغییر نسبت استعداد دگرگونی ندارد
rimester U قافیه ساز شاعر بی استعداد وکم مایه شاعرک
one's light s U نهایت کوشش را در حدودتوانایی یا استعداد خود بعمل اوردن
manning level U درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
telegenic U دارای استعداد شرکت دربرنامههای تلویزیونی مناسب برای برنامه تلویزیونی
zeroed out U ازرده خارج شدن یکان رسیدن استعداد رزمی یکان به صفر
tryout U ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
complements U استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complement U استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complemented U استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complementing U استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
reduction coefficient U ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
insusceptibility U عدم استعداد عدم تاثر
combat power U نیروی رزمی استعداد رزمی
attached strength U استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com