English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (27 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to retain a freelancer U استخدام کردن پیشه ور آزاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
freelancer U پیشه ور آزاد
to engage somebody as somebody U کسی را به عنوان کسی [در پیشه ای] استخدام کردن
recruiting U سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruited U سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruits U سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruit U سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
professionals U پیشه ور کسیکه رشتهای را پیشه رسمی
professional U پیشه ور کسیکه رشتهای را پیشه رسمی
union shop U یکی از اصول سیستم سندیکایی که به موجب ان کارگرانی که عضو اتحادیه نیستند می توانند استخدام شوند ولی پس از استخدام باید به عضویت اتحادیه درایند
chargeable accessions U استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
enroll U استخدام کردن
take into service U استخدام کردن
engage U استخدام کردن
engages U استخدام کردن
employing U استخدام کردن
employed U استخدام کردن
to retain U استخدام کردن
employ U استخدام کردن
employs U استخدام کردن
engages U گرفتن استخدام کردن
reengage U دوباره استخدام کردن
reemploy U دوباره استخدام کردن
engage U گرفتن استخدام کردن
recruits U نواموز استخدام کردن
recruited U نواموز استخدام کردن
recruiting U نواموز استخدام کردن
recruit U نواموز استخدام کردن
employs U بکار گماشتن استخدام کردن
employed U بکار گماشتن استخدام کردن
take on <idiom> U استخدام کردن،اجازه دادن
employ U بکار گماشتن استخدام کردن
employing U بکار گماشتن استخدام کردن
to hire U برگزیدن برای کار [استخدام کردن]
To emancipate a slave. U برده ای را آزاد کردن
To release someone. To set someone free U کسی را آزاد کردن .
set loose <idiom> U رها کردن چیزی که تو گفته بودی ،آزاد کردن
well there are actors and actors U آخر هنر پیشه داریم تا هنر پیشه
to release U آزاد کردن [رها کردن ] [از زندان]
clicked U نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
clear U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clearest U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clicks U نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
click U نگه داشتن و آزاد کردن کلیدی از صفحه کلید یا mouse
clearer U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clears U آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
blast U آزاد کردن بخش هایی از حافظه که قبلاگ اختصاص داده شده بودند
blasts U آزاد کردن بخش هایی از حافظه که قبلاگ اختصاص داده شده بودند
deallocate U آزاد کردن منبعی که به یک کار یا فرآیند یا رسانه جانبی اختصاص داده شده است
click U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
application U به کار گماردن استخدام کردن به کار بردن
applications U به کار گماردن استخدام کردن به کار بردن
serviced U استخدام
employment U استخدام
sorb U استخدام
service U استخدام
recruitment U استخدام
unemployable U غیرفابل استخدام
public service U استخدام دولتی
employer U استخدام کننده
employers U استخدام کننده
employable U قابل استخدام
reenagement U استخدام دوباره
featherbed U استخدام کارمنداضافی
personnel management U مدیریت استخدام
personnel manager U مدیر استخدام
retd U مخفف در استخدام
inductee U نفر استخدام شده
labour policy U سیاست استخدام کارکنان
administrative contracting office U دفتر استخدام کارگزینی
working paper U ورقهء استخدام کارگر
careered U پیشه
vocations U پیشه
vocation U پیشه
job U پیشه
walks of life U پیشه
career U پیشه
functions U پیشه
line of business U پیشه
occupation U پیشه
occupations U پیشه
artificer U پیشه ور
avocation U پیشه
jobs U پیشه
traded U پیشه
handicraftsman U پیشه ور
mysteries U پیشه
calling U پیشه
mystery U پیشه
tradesman U پیشه ور
crafts U پیشه
craft U پیشه
tradesmen U پیشه ور
professions U پیشه
profession U پیشه
artisans U پیشه ور
craftbrother U هم پیشه
function U پیشه
functioned U پیشه
careering U پیشه
careers U پیشه
walk of life U پیشه
artisan U پیشه ور
trade U پیشه
free-standing U آزاد
freelance U آزاد
reenlistment U دوباره در ارتش استخدام شدن
sign on U قرارداد استخدام کسی را امضاکردن
the long robe U پیشه قضائی
studios U پیشه گاه
studio U پیشه گاه
pursuit U حرفه پیشه
oppressive U ستم پیشه
handicraft U پیشه دستی
professionally U از لحاظ پیشه
practice U کار پیشه
chisel tooth دندان پیشه
practice U رویه پیشه
supervisory U مباشر پیشه
amorist U عاشق پیشه
profession of medicine U پیشه پزشکی
amative U عاشق پیشه
line of business U شاخه پیشه
pursuits U حرفه پیشه
jackdaw U کلاغ پیشه
jackdaws U کلاغ پیشه
trade U پیشه حرفه
traded U پیشه حرفه
freer U آزاد کننده
knotless U بافت شل و آزاد
dial tone U بوق آزاد
freewheeling U آزاد چرخ
In the open air. U در هوای آزاد.
off duty <idiom> U دروقت آزاد
freewheeling U آزاد چرخی
dial tones U بوق آزاد
out in the world U در دنیای آزاد
On the free market . U دربازار آزاد
GIVE WAY U سبقت آزاد
let loose <idiom> U آزاد گذاشتن
open shop U بنگاه دارای سیستم استخدام ازاد
he was engagedon probation U بعنوان کاراموزی اورا استخدام کردند
professions U پیشگانی پیشه کار
laid up in bed U پیشه ویژه رشته
traded U پیشه وری کاسبی
trade U پیشه وری کاسبی
craft guild U صنف پیشه وران
professionally U ازراه پیشه یاکسب
profession U پیشگانی پیشه کار
profession U افهار پیشه و حرفه
professions U افهار پیشه و حرفه
ministry of industry U وزارت پیشه و هنر
good will U حق کسب و پیشه وتجارت
he is a physician byprofession U پیشه او پزشکی است
industries U پیشه و هنر ابتکار
career woman U زن دارای حرفه یا پیشه
industry U پیشه و هنر ابتکار
career women U زن دارای حرفه یا پیشه
vacancy U موقعیت شغلی آزاد
outdoorsy <adj.> U عاشق هوای آزاد
algebraic language U زبان با مفاد آزاد
freewheeling U دارای چرخک آزاد
advisory control کنترل آزاد هواپیما
supplier at arm's length U فروشنده آزاد [اقتصاد]
drawing tools U خط و رسم آزاد است
absolute آزاد از قیود فکری
specialism U پیروی علم یا پیشه ویژه
specialisms U پیروی علم یا پیشه ویژه
freewheel [overrunning clutch ] U چرخ آزاد [فناوری مکانیک]
fixie bicycle [fixie , one-gear bike without brakes] U دوچرخه تک دنده [با چرخ آزاد]
Free pree (trade,port). U مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
eminence U پر مقام [بالا رتبه] در گروهی یا پیشه ای
independent U آزاد یا کنترل شده توسط کسی
Open to the publice. U ورود برای عموم آزاد است
glasnost U سیاست بحث آزاد مطالب و مسائل
industrial wealth U مالی که از راه پیشه و هنربدست امده باشد
lay deacon U شماسی که پیشه غیر روحانی را دنبال میکند
actual job [job held] [occupation held] U پیشه در حال حاضر نگه داشته شده
nostradamus U کسیکه پیشه اش خبراز غیب دادن است
Freemason U [استاد کار بنای آزاد در اتحادیه معماران]
admission is free to all ورود برای همه یا همگان آزاد است
To stand at attention(ease). U بحالت آماده باش ( آزاد ) ایستادن ( ؟ رآمدن )
fixed-gear bicycle U دوچرخه دنده ثابت [بدون چرخ آزاد]
The box office star of 1980. U پول ساز ترین هنر پیشه سال 1980
rigger U کسی که پیشه اش بستن بادبانهاوکوبیدن میخهای کشتی است
freedoms U آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freedom U آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
logographer U مورخ نثر نویس یونانی پیش از زمان herodotusیونانی که پیشه اش نطق بود
contentions U سیستم کنترل ارتباطی که در آن وسیله باید منتظر زمان آزاد پیش از ارسال داده شود
contention U سیستم کنترل ارتباطی که در آن وسیله باید منتظر زمان آزاد پیش از ارسال داده شود
lazy lines U سفیدک [رشته تارهای نخ پود که در پشت فرش آزاد بوده و جزء گره قرار نگرفته اند.]
practician U کسیکه دست بکار پیشه ایست وکیل دست در کار
It will be interesting to see how the first free elections play themselves out. U خیلی جالب خواهد بود تا ببینید که نتیجه اولین انتخابات آزاد چه خواهد شد .
claqueur U تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
independently U آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
induction station U دفتر استخدام دفتر پذیرش
fragmentation U حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
pile U گوشت فرش [قسمت آزاد نخ در بالای گره است و ارتفاع آن بسته به نوع و محل بافت فرش از چند میلیمتر تا چند سانتیمتر می رسد.]
public U آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com