Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
expectorate
U
ازشش خارج کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inactivate
U
غیر فعال کردن ناو از رده خارج کردن یکان
ejection
U
خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
to rule out
U
خارج کردن
bring out
U
خارج کردن
derails
U
از خط خارج کردن
derailed
U
از خط خارج کردن
phase out
U
خارج کردن
ejects
U
خارج کردن
ejecting
U
خارج کردن
ejected
U
خارج کردن
eject
U
خارج کردن
derail
U
از خط خارج کردن
extraction
U
خارج کردن
discharges
U
خارج کردن
discharge
U
خارج کردن
derailing
U
از خط خارج کردن
unship
U
خارج کردن
expulse
U
خارج کردن
out of bounds
U
خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
write off
U
از دفتر خارج کردن
disarm
U
از ضامن خارج کردن
defecated
U
خارج کردن مدفوع
write-off
U
از دفتر خارج کردن
defecate
U
خارج کردن مدفوع
defecates
U
خارج کردن مدفوع
defecating
U
خارج کردن مدفوع
tabling
U
از دستور خارج کردن
spewed
U
با فشار خارج کردن
tables
U
از دستور خارج کردن
tabled
U
از دستور خارج کردن
swap out
U
مبادله کردن به خارج
table
U
از دستور خارج کردن
spews
U
با فشار خارج کردن
spewing
U
با فشار خارج کردن
spew
U
با فشار خارج کردن
decivilize
U
از تمدن خارج کردن
disarmed
U
از ضامن خارج کردن
disarms
U
از ضامن خارج کردن
write-offs
U
از دفتر خارج کردن
lay on the table
U
از دستور خارج کردن
exfiltration
U
خارج کردن از میدان
to put out of court
U
از دستور خارج کردن
ablate
U
بریدن و خارج کردن
to expel
[from]
U
بزور خارج کردن
[از]
phase out
U
به ترتیب خارج کردن
disseise
U
ازتصرف خارج کردن
expelling
U
منفصل کردن بزور خارج کردن
expelled
U
منفصل کردن بزور خارج کردن
expel
U
منفصل کردن بزور خارج کردن
expels
U
منفصل کردن بزور خارج کردن
emancipate
U
از زیر سلطه خارج کردن
unplugging
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
withdrawal
U
خارج کردن عقب کشیدن
emit
U
بیرون دادن خارج کردن
withdrawals
U
خارج کردن عقب کشیدن
emits
U
بیرون دادن خارج کردن
emitted
U
بیرون دادن خارج کردن
emitting
U
بیرون دادن خارج کردن
evacuating
U
اخراج خارج کردن یا شدن
unplugged
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
emancipated
U
از زیر سلطه خارج کردن
evacuated
U
اخراج خارج کردن یا شدن
to phase out something
U
به ترتیب خارج کردن چیزی
evacuate
U
اخراج خارج کردن یا شدن
unplugs
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
deconcentrate
U
از حالت تغلیظ خارج کردن
reek
U
بخار ازدهان خارج کردن
reeked
U
بخار ازدهان خارج کردن
reeking
U
بخار ازدهان خارج کردن
reeks
U
بخار ازدهان خارج کردن
To import goods
[from abroad]
کالا از خارج وارد کردن
emancipating
U
از زیر سلطه خارج کردن
unplug
U
خارج کردن دو شاخه از سوکت
evacuates
U
اخراج خارج کردن یا شدن
strike off the rolls
U
از صورت وکلا خارج کردن
emancipates
U
از زیر سلطه خارج کردن
uncouple
U
از حالت زوجی خارج کردن
bail
U
عمل خارج کردن اب قایق
emit
U
بیرون دادن از خود خارج کردن
snake out
U
خارج کردن کالا از انبار ناو
emits
U
بیرون دادن از خود خارج کردن
emitting
U
بیرون دادن از خود خارج کردن
emitted
U
بیرون دادن از خود خارج کردن
breaks
U
از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
bowdlerize
U
قسمتهای خارج از اخلاق را حذف کردن از
to play in or out
U
با نواختن ارغنون یا سازدیگرواردیا خارج کردن
break
U
از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
safing
U
از حالت مسلح بودن خارج کردن
discards
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
to move one's operation offshore
U
شرکت خود را به خارج
[از کشور]
منتقل کردن
discarding
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discard
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discarded
U
خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
stripping crane
U
جرثقیل برای خارج کردن شمش از کوکیله
deviations
U
از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
deviation
U
از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
importation
U
عمل وارد کردن چیزی به سیستم از خارج
hooked medallion
U
ترنج قلاب شکل
[در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
evicted
U
خارج کردن خلع ید کردن
evicting
U
خارج کردن خلع ید کردن
evicts
U
خارج کردن خلع ید کردن
evict
U
خارج کردن خلع ید کردن
released
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
sidelining
U
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
smuts
U
تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
smut
U
تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
exfiltration
U
خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
sidelines
U
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
eviction
U
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
releases
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
evictions
U
چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
release
U
خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
externals
U
مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
sidelined
U
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
external
U
مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
sideline
U
ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
break out
U
نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
denationalised
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizing
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises
U
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
deforested
U
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforesting
U
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforests
U
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforest
U
درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
demonetization
U
سکه خارج از گردش جایگزین کردن مسکوکات جدیدبه جای سکههای رایج
labels
U
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labelled
U
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labeling
U
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
label
U
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
texts
U
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
text
U
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
port
U
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
demonetization
U
خارج کردن پول از گردش از اعتبار انداختن پول درگردش
tilting mixer
U
نوعی بتن ساز دوار که با کج کردن مخزن ان تمام بتن خارج میشود
osteotomy
U
برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
reversion
U
هبه کردن مال غیر منقول بخ کسی به شرط حدوث امری در خارج یا گذشتن مدت معین هبه مشروط
cryptographic
U
تعداد کدهایی که در الگوریتم رمز برای مشخص کردن داده رمز دار و خارج از رمز به کارمی روند
service
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
declassification
U
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
forth of
U
خارج از
outsides
U
خارج
externals
U
خارج
out of
U
خارج از
out of tune
U
خارج
externally
U
از خارج
out-of-
U
خارج از
aroint
U
خارج شو
abroad
U
خارج
off side
U
خارج از خط
external
U
خارج
off
U
خارج از
per
U
خارج از
outed
U
خارج
outside
U
خارج
out-
U
خارج
out
U
خارج
outsides
U
در خارج
non-combatants
U
خارج از صف
non-combatant
U
خارج از صف
non combatant
U
خارج از صف
outside
[of]
<adv.>
U
خارج
[از]
outside
U
در خارج
out
[of]
<adv.>
U
خارج
[از]
outwith
[Scotish E]
<adv.>
U
خارج
[از]
cross country
U
خارج از جاده
out of question
U
خارج از موضوع
not to the point
U
خارج از موضوع
outed
U
خارج از حدود
beside the question
U
خارج از موضوع
double out
U
081 خارج
out of proportion
U
خارج از اندازه
out of phase
U
خارج از فاز
out of line
U
خارج از خط جبهه
out of door
U
خارج ازمنزل
out-
U
خارج بیرون
out-
U
خارج از حدود
quotients
U
خارج قسمت
irrelevant
U
خارج از موضوع
outed
U
خارج بیرون
off center
U
خارج از مرکز
neither here nor there
U
خارج ازموضوع
outbound
U
مربوط به خارج
away
U
دوراز خارج
outsides
U
به سمت خارج
outdoors
U
خارج از منزل
off duty
U
خارج از نگهبانی
off duty
U
خارج از خدمت
void
U
خارج شدن
submultiple
U
خارج قسمت
standaway
U
خارج از بدن
nonsense
U
خارج از منطق
soto uke
U
دفاع از خارج
egress
U
خارج شدن
to pass off
U
خارج شدن
without
U
بطرف خارج
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com