Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
extrapolate
U
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolated
U
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolates
U
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolating
U
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
impartially
U
ازروی بیطرفی ازروی راست بینی
pessimistically
U
ازروی بد بینی
hieromancy
U
طالع بینی ازروی قربانی
circumstantiate
U
امارات لازمه را تهیه کردن
stereophotogrammetry
U
تهیه و رسم نقشه جات ازروی عکس هوایی به طریقه برجسته بینی و استریوسکوپی
prime facie evidence
U
قرائن فاهری
cumulative evidence
U
قرائن یا مدارک اضافی
circumstantiate
U
قرائن وامارت را بدست اوردن
United Arab Emirates
U
امارات متحده عربی
presumption of fact
U
استنباط از روی امارات
injudiciously
U
بیخردانه ازروی بیخردی یا بی عقلی ازروی بی احتیاطی
fast and loose
U
ازروی بی باکی ازروی مکرو حیله
discerningly
U
ازروی بصیرت یابینایی ازروی تشخیص
pusillanimously
U
ازروی کم دلی یا بزدلی ازروی جبن
pig headedly
U
ازروی کله شقی ازروی کودنی
expertly
U
ازروی خبرگی ازروی کارشناسی
phraseologically
U
ازروی قاعده عبارت سازی به ایین سخن پردازی ازروی قاعده انشا
to pattern out
U
ازروی نمونه درست کردن مطابق الگویاقالب طرح کردن
syllabicate
U
ازروی هجا تجزیه کردن هجابندی کردن
snub nosed
U
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
pug nosed
U
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub-nosed
U
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
scare up
<idiom>
U
ازروی اثراتی چیزی را پیدا کردن
can't see the forest for the trees
<idiom>
U
ازروی یکی برای جمع قضاوت کردن
halterbreak
U
کره اسب را برای پرش ازروی کمند تربیت کردن
septum
U
حفرههای بینی پره بینی
predictions
U
از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
schedules
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
prediction
U
از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
schedule
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled
U
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
to read people's hands
U
کف بینی کردن
plan
U
پیش بینی کردن
foresees
U
پیش بینی کردن
preparation
U
پیش بینی کردن
forecasted
U
پیش بینی کردن
miscalculating
U
بدپیش بینی کردن
augurs
U
پیش بینی کردن
plans
U
پیش بینی کردن
miscalculates
U
بدپیش بینی کردن
miscalculated
U
بدپیش بینی کردن
to make provision
U
پیش بینی کردن
miscalculate
U
بدپیش بینی کردن
forecast
U
پیش بینی کردن
to blow one's nose
U
بینی پاک کردن
foresee
U
پیش بینی کردن
augured
U
پیش بینی کردن
second-guessing
U
پیش بینی کردن
second-guesses
U
پیش بینی کردن
second-guessed
U
پیش بینی کردن
second-guess
U
پیش بینی کردن
second guess
U
پیش بینی کردن
auguring
U
پیش بینی کردن
forecasts
U
پیش بینی کردن
augur
U
پیش بینی کردن
expects
U
پیش بینی کردن
previse
U
پیش بینی کردن
prevision
U
پیش بینی کردن
dope
U
پیش بینی کردن
dopes
U
پیش بینی کردن
nose-picking
U
انگشت کردن در بینی
expect
U
پیش بینی کردن
expected
U
پیش بینی کردن
expecting
U
پیش بینی کردن
prognosticate
U
پیش بینی کردن
anticipating
U
پیش بینی کردن
anticipate
U
پیش بینی کردن
preparations
U
پیش بینی کردن
anticipated
U
پیش بینی کردن
foreshow
U
پیش بینی کردن
anticipates
U
پیش بینی کردن
predicting
U
قبلا پیش بینی کردن
provide for in the budget
U
در بودجه پیش بینی کردن
miscalculating
U
پیش بینی غلط کردن
predict
U
قبلا پیش بینی کردن
miscalculated
U
پیش بینی غلط کردن
miscalculate
U
پیش بینی غلط کردن
miscalculates
U
پیش بینی غلط کردن
to provide for old age
U
پیش بینی روزگارپیری را کردن
antedates
U
پیش بینی کردن جلوانداختن
look forward to something
<idiom>
U
را لذت پیش بینی کردن
preselect
U
پیش بینی موضع کردن
predicts
U
قبلا پیش بینی کردن
antedate
U
پیش بینی کردن جلوانداختن
antedated
U
پیش بینی کردن جلوانداختن
foretaste
U
ازمایش قبلی پیش بینی کردن
forecast
U
براورد کردن از قبل پیش بینی
snuffling
U
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
to p for a sum in the budget
U
مبلغی را بودجه پیش بینی کردن
forecasts
U
براورد کردن از قبل پیش بینی
snuffled
U
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffles
U
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffle
U
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
forecasted
U
براورد کردن از قبل پیش بینی
fighter direction
U
هدایت کردن هواپیماهای شکاری هدایت جنگنده ها ازروی ناو
emunctory
U
مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
guided propagation
U
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
vomer
U
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
anaglyph
U
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
anticipated stock losses
U
تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
weather forecast
U
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
weather forecasts
U
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
from
U
ازروی
predicting interval
U
فاصله زمانی پیش بینی شده هدف سبقت پیش بینی شده هدف
irritably
U
ازروی تندمزاجی
contextually
U
ازروی قراین
contumaciously
U
ازروی سرکشی
surest
U
ازروی یقین
to get off
U
برخاستن ازروی
crookedly
U
ازروی نادرستی
glaringly
U
ازروی خودنمائی
rakishly
U
ازروی هرزگی
constantly
U
ازروی ثبات
corruptly
U
ازروی تباهی
irritably
U
ازروی تندی
brotherly
U
ازروی دوستی
irefully
U
ازروی تندی
empirically
U
ازروی شارلاتانی
irreligiously
U
ازروی بی دینی
irresolutely
U
ازروی بی تصمیمی
irreverently
U
ازروی بی حرمتی
deridingly
U
ازروی ریشخند
inexorably
U
ازروی سنگدلی
inadequately
U
ازروی بی کفایتی
joyfully
U
ازروی خوشحالی
antagonistically
U
ازروی رقابت
sure
U
ازروی یقین
powerlessly
U
ازروی ضعف
surer
U
ازروی یقین
huffily
U
ازروی کج خلقی
constrainedly
U
ازروی اجبار
considerately
U
ازروی ملاحظه
querulousy
U
ازروی کج خلقی
blunderingly
U
ازروی اشتباه
open mindldly
U
ازروی بی تعصبی
circumspectly
U
ازروی احتیاط
profligately
U
ازروی هرزگی
by i
U
ازروی ندانستگی
by the book
U
ازروی کتاب
impatiently
U
ازروی بی صبری
impatiently
U
ازروی ناشکیبایی
obedienlv
U
ازروی فرمانبرداری
submissively
U
ازروی فروتنی
stupidly
U
ازروی نادانی
inefficiently
U
ازروی بی کفایتی
headily
U
ازروی خودسری
inefficiently
U
ازروی بی عرضگی
blamelessly
U
ازروی بی گناهی
politicly
U
ازروی مصلحت
inquisitively
U
ازروی کنجکاوی
pettishly
U
ازروی کج خلقی
puerilely
U
ازروی بچگی
basely
U
ازروی پستی
muddily
U
ازروی گیجی
mystically
U
ازروی تصوف
cold heartedly
U
ازروی بی عاطفگی
childishly
U
ازروی بچگی
huffily
U
ازروی زودرنجی
perfidiously
U
ازروی خیانت
dissolute
U
ازروی هرزگی
courageously
U
ازروی جرات
subtly
U
ازروی زیرکی
flippantly
U
ازروی سبکی
purposelessly
U
ازروی بی مقصودی
egotistically
U
ازروی خودبینی
heretically
U
ازروی فسادعقیده
dizzily
U
ازروی گیجی
equivocally
U
ازروی ایهام
illy
U
ازروی بد خواهی
ill naturedly
U
ازروی بد خویی
ill humouredness
U
ازروی بد خلقی
ill humouredly
U
ازروی بدخلقی
ill humouredly
U
ازروی بد خویی
hurry skurry
U
ازروی دستپاچگی
distastefully
U
ازروی بی رغبتی
hurry scurry
U
ازروی دستپاچگی
evadingly
U
ازروی تجاهل
dissolutely
U
ازروی هرزگی
excursively
U
ازروی بی ترتیبی
experientially
U
ازروی تجربه
doubliy
U
ازروی تزویر
insesately
U
ازروی بی عاطفگی
insesately
U
ازروی بیحسی
grammatically
U
ازروی دستور
emulously
U
ازروی هم چشمی
lightly
U
ازروی بی علاقگی
inexactly
U
ازروی بی دقتی
indelicately
U
ازروی بی نزاکتی
indecisively
U
ازروی دو دلی
indecently
U
ازروی بی شرمی
incontinently
U
ازروی بی عفتی
inconstantly
U
ازروی بی ثباتی
economically
U
ازروی اقتصاد
despondently
U
ازروی افسردگی
despondingly
U
ازروی افسردگی
enterprisingly
U
ازروی توکل
in the abstract
U
ازروی تجرید
immorally
U
از ازروی بد اخلاقی
facetiously
U
ازروی شوخی
fatuously
U
ازروی بیشعوری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com