English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About | Careers
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (19724 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
I could do with a cup of coffee. U از یک فنجان قهوه بدم نمی آید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
demitasse U فنجان قهوه خوری
Two coffees please . U لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
I'd like a cup of coffee, please. لطفا یک فنجان قهوه میخواهم.
Other Matches
cupfuls U فنجان
acetabulum U فنجان
a cup U یک فنجان
cupful U فنجان
calices U فنجان
cotyla U فنجان
drinking glass U فنجان
cupule U فنجان
cuppa U یک فنجان چای
teacup U فنجان چای
teacups U فنجان چای
mazard U پیاله فنجان
thimblerigger U فنجان باز
calix U پیاله فنجان
Absolutely disproportionate [totally] فیل و فنجان
pannikin U فنجان فلزی
cupped U فنجان گذاشتن
cupped U فنجان پیاله
cup of tea U فنجان چای
cups U فنجان پیاله
cup U فنجان گذاشتن
cups U فنجان گذاشتن
cup U فنجان پیاله
cupped U بشکل فنجان در اوردن
tea cup U فنجان چای خوری
cups U بشکل فنجان دراوردن
cup U بشکل فنجان دراوردن
cups U بشکل فنجان در اوردن
cupped U بشکل فنجان دراوردن
What about a cup of tea? U با یک فنجان چای چطوری ؟
teacupful U بقدر یک فنجان چای
cup U بشکل فنجان در اوردن
teabowl U فنجان چای خوری بی دسته
as different as chalk and cheese <idiom> U مثل فیل و فنجان [متفاوت]
it a day U روزی یک فنجان چای خوری
Shall I pour you a cup of tea? U برایتان یک فنجان چای بریزم ؟
tea cloth U دستمال برای خشکاندن فنجان ها
A cup of tea with lemon, please. لطفا یک فنجان چای با لیمو ترش.
coffeebean U بن قهوه
Brown قهوه ای
coffee قهوه
coffee berry U بن قهوه
coffees U قهوه
coffee pots U کتری قهوه
coffee mills U قهوه خرد کن
black coffee U قهوه بی شیر
coffee pots U قهوه ساز
coffee pots U قوری قهوه
iced coffee U قهوه سرد
black coffee U قهوه سیاه
white coffee U قهوه با شیر
coffee and milk U شیر قهوه
coffee and milk U قهوه و شیر
coffee pots U قهوه جوش
teahouse U قهوه خانه
tea tray U سینی قهوه
coffees U درخت قهوه
black coffee U قهوه تلخ
coffeepot U قهوه جوش
coffeehouse U قهوه خانه
coffee berry U دانه قهوه
coffee grounds U تفاله قهوه
coffeebean U حبه قهوه
coffeebean U دانه قهوه
coffee tree U درخت قهوه
coffee shop U قهوه خانه
coffee house U قهوه خانه
coffee U درخت قهوه
coffee roaster U قهوه بوده
tea house U قهوه خانه
percolator U قهوه جوش
mocha U قهوه مکا
coffeepot U قهوه ریز
percolators U قهوه جوش
sepia رنگ قرمز قهوه ای
Sienna <adj.> <noun> U رنگ قهوه ای سوخته
suntan U قهوه مایل بسرخ
suntans U قهوه مایل بسرخ
umber قهوه ای مایل به زرد
tea shops U نهارخوری قهوه خانه
dark brown U رنگ قهوه ای تیره
tea shop U نهارخوری قهوه خانه
decaffeined coffee U قهوه بدون کافئین
coffee roaster U اسباب بودادن قهوه
black coffee U قهوه بدون شیر
I'd like some coffee. من یه مقدار قهوه میخواهم.
durian U درخت قهوه سودانی
to pulp coffee beans U دانههای قهوه را مغز کن
cups U حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
cupped U حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
cup U حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
ocher <adj.> <noun> U رنگی میان قهوه ای و زرد
Rosewood U رنگی میان بنفش و قهوه ای
Tan <adj.> <noun> U رنگی میان قهوه ای و کرم
brownstone U [ماسه سنگ قهوه ای رنگ]
rust U رنگ قرمز مایل به قهوه ای
kolanut U مغز تلخ قهوه سودانی
To color a room brown. U اتاقی را رنگ قهوه ای زدن
The coffee is piping hot. U این قهوه خیلی داغ است
espresso U نوعی قهوه که بوسیله فشاربخاراماده میشود
cybercafe U نیز قهوه و شیرینی در آن موجود است
kola U مغز قهوه سودانی درخت کولا
espressos U نوعی قهوه که بوسیله فشاربخاراماده میشود
coffee mills U دستگاهی که با آن دانههای قهوه را آرد میکنند
A strong (weak)coffee (tea,etc. ) U قهوه ( چای وغیره ) پررنگ (کم رنگ )
estaminet U قهوه خانهای که سیگارکشیدن درانجا ازاداست
This tie tones in with a brown jacket(coat). U این کروات با کت قهوه ای جور می آید
irish coffee U قهوه داغ شیرین با ویسکی ایرلندی و کرم
pulper U اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
Would you care for a cup of coffee? U آیا دوست دارید یک لیوان قهوه داشته باشید؟
coffee break U تعطیل چند دقیقهای کار برای استراحت و صرف قهوه
coffee breaks U تعطیل چند دقیقهای کار برای استراحت و صرف قهوه
karakul U کاراکول [نژادی از گوسفند آسیائی با رنگ طبیعی سیاه، خاکستری و گاهی قهوه ای]
kratom U [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
tea leaf U برگ چای [از این گیاه جهت تهیه رنگینه قهوه ای یا بژ استفاده می شود و خصوصا در رفوگری جهت تیره تر کردن رنگ های دیگر بکار می رود.]
Turkaman rugs U فرش های ترکمن [اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
Recent search history Forum search
1strong
1calm down have some coffee
1it exists as a series of acidic ,yellow to black macromolecules of unknown but high molecular weight
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com