English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
humorist U ادم شوخ فکاهی نویس
humorists U ادم شوخ فکاهی نویس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
jocular U فکاهی
humorous U فکاهی
facete U شوخ فکاهی
jocose U شوخی امیز فکاهی
jocosely U شوخی امیز فکاهی
humoristic U مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
buffo U خواننده مرد در رلهای فکاهی اپرا
addersser or or U نامه نویس عریضه نویس
ego loss programming U تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
versions U نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
version U نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
chirographer U خط نویس
calligrapher U خوش نویس
pamphleteer U رساله نویس
pamphleteers U رساله نویس
copyreader U سرمقاله نویس
allegorist U تمثیل نویس
tractarian U مقاله نویس
aphorist U پند نویس
aphorist U موجز نویس
calligraphist U خوش نویس
fictionist U افسانه نویس
the psalmist U زبور نویس
editorialist U سرمقاله نویس
dramaturge U درام نویس
dialogist U مکالمه نویس
deponent U گواهی نویس
tabulator U جدول نویس
cryptographer U رمز نویس
typewritter U ماشین نویس
conveyancer U قباله نویس
write once read many U یکبار نویس
annotator U تفسیر نویس
chronicler U وقایع نویس
programmer U برنامه نویس
grandiloquent U قلنبه نویس
annotator U حاشیه نویس
annalist U تاریخچه نویس
historian U تاریخ نویس
anecdotist U حکایت نویس
affiant U گواهی نویس
historians U تاریخ نویس
acceptor U قبولی نویس
programmers U برنامه نویس
rewriter U دوباره نویس
natural historian U تاریخ نویس
mythographer U اسطوره نویس
sign writer U لوحه نویس
songwriter U سرود نویس
magniloquent U قلنبه نویس
magazinist U مقاله نویس
magazinist U مجله نویس
magazin U مجله نویس
stenograph U تند نویس
letter writer U کاغذ نویس
sign writer U تابلو نویس
rough or foul copy U چرک نویس
orthographer U درست نویس
scholiast U حاشیه نویس
proverbialist U مثل نویس
proser U نثر نویس
prosateur U نثر نویس
prosaist U نثر نویس
scrabbler U مسوده نویس
proforma U پیش نویس
phonographer U صدا نویس
paragrapher U عبارت نویس
paper stainer U کتاب نویس
letter writer U نامه نویس
lapicide U سنگ نویس
inker U مرکب نویس
epistler U رساله نویس
endorser U پشت نویس
endorser U فهر نویس
endorseer U فهر نویس
tabulating machine U جدول نویس
emblematist U مثل نویس
elegist U مرثیه نویس
elegiast U قصیده نویس
epistoler U نامه نویس
fabler U افسانه نویس
fabulist U افسانه نویس
odist U قصیده نویس
idyllist U قصیده نویس
story teller U افسانه نویس
head liner U سرصفحه نویس
gnomical U کوتاه لب نویس
geneologist U شجره نویس
gazetteer U روزنامه نویس
gazetteer U مجله نویس
foul copy U چرک نویس
fictionist U داستان نویس
elegiast U مرثیه نویس
satirists U هجو نویس
satirist U هجو نویس
draughtsmen U طرح نویس
draughtsman U طرح نویس
draftsmen U طرح نویس
novelist U رمان نویس
novelists U رمان نویس
romancer U رمان نویس
draft U پیش نویس
draft U چرک نویس
essayist U مقاله نویس
columnists U مقاله نویس
columnist U مقاله نویس
typists U ماشین نویس
typist U ماشین نویس
lexicographers U لغت نویس
lexicographer U لغت نویس
drafts U پیش نویس
drafts U چرک نویس
ballpoint pens U روان نویس ها
bookmakers U کتاب نویس
ballpoints U روان نویس ها
drafted U پیش نویس
drafted U چرک نویس
ballpens U روان نویس ها
ball pens U روان نویس ها
playwrights U نمایشنامه نویس
biographer U تذکره نویس
songwriter U ترانه نویس
polygraph U بسیار نویس
minute U پیش نویس
bookmaker U کتاب نویس
polygraphs U بسیار نویس
caption U زیر نویس
captions U زیر نویس
evangelists U انجیل نویس
dramatist U نمایشنامه نویس
dramatists U نمایشنامه نویس
biographers U تذکره نویس
scriptwriter U نمایشنامه نویس
essayists U مقاله نویس
scriptwriters U نمایشنامه نویس
playwright U پیس نویس
playwright U نمایشنامه نویس
playwrights U پیس نویس
evangelist U انجیل نویس
drafted U پیش نویس طرح
drafted U پیش نویس قرارداد
drafts U پیش نویس چرکنویس
serialist U داستان نویس سریال
drafted U پیش نویس کردن
programmer analyst U برنامه نویس / تحلیل گر
relative coding U برنامه نویس نسبی
proforma U پیام پیش نویس
drafted U پیش نویس چرکنویس
mythologist or ger U اساطیر نویس اساطیردان
mythopoet U شاعر افسانه نویس
maintenance programmer U برنامه نویس نگهداشت
draft U پیش نویس چرکنویس
draft U پیش نویس قرارداد
draft U پیش نویس طرح
ink writer U در تلگراف مرکب نویس
story teller U افسانه گو حکایت نویس
draft U پیش نویس کردن
parts programmer U برنامه نویس اجزاء
penny a line U ارزان نویس بی مایه
subscriber of shares U پذیره نویس سهام
subscript U زیر نویس امضاء
gossiper U دری وری نویس
maintenance programmer U برنامه نویس پشتیبان
minute U پیش نویس کردن
sketches U پیش نویس ازمایشی
biographers U شرح حال نویس
biographer U شرح حال نویس
write white engine U موتور سفید نویس
holograph U سند دست نویس
holographs U سند دست نویس
pressmen U مخبرروزنامه مقاله نویس
pressman U مخبرروزنامه مقاله نویس
protocol U پیش نویس سند
protocol U پیش نویس معاهده
protocols U پیش نویس سند
sketched U پیش نویس ازمایشی
endorse U پشت نویس کردن
endorsed U پشت نویس کردن
endorses U پشت نویس کردن
endorsing U پشت نویس کردن
sketch U پیش نویس ازمایشی
protocols U پیش نویس معاهده
abstracter U خلاصه نویس دزد
system programmer U برنامه نویس سیستم
systems programmer U برنامه نویس سیستم
systems programer U برنامه نویس سیستم
application programmer U برنامه نویس کاربردی
systems progarmmer U برنامه نویس سیستم ها
draft of a treaty U پیش نویس معاهده
draft plan U پیش نویس برنامه
drafts U پیش نویس کردن
drafts U پیش نویس طرح
drafts U پیش نویس قرارداد
roughs U طرح پیش نویس
computer programmer U برنامه نویس کامپیوتر
verbose U دراز نویس درازگو
coder U برنامه نویس رمزگذار
accepting bank U بانک قبولی نویس
write black engine U موتور سیاه نویس
fountain pens U قلم خود نویس
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com