English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
spit U اب دهان پرتاب کردن
spits U اب دهان پرتاب کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
slaver U گلیز مالیدن بزاق از دهان ترشح کردن اب افتادن دهان
slaver U اب دهان اب دهان روان ساختن چاپلوسی کردن
To pass the news by word of mouth . U خبری را در دهان به دهان پخش کردن
rictus U گشادی دهان چاک دهان پرندگان
stomal U دهان دار وابسته به دهان
kiss of life U تنفس مصنوعی دهان به دهان
one plus one U جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
free drop U پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
delivery groups U مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
one and one U جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
pentathlons U مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlon U مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
throws U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
ballistics U مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
throw U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throwing U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
squiggle U در دهان قرقره کردن
screw up U غنچه کردن دهان
squiggles U در دهان قرقره کردن
expired air method U روش دهان به دهان method mouth to mouth :syn
to gape U با خیره دهان باز کردن
a hand to mouth existence <idiom> U دست به دهان زندگی کردن
living from hand to mouth <idiom> U دست به دهان زندگی کردن
gaped U خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gape U خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gapes U خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gaping U خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
shoots U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
ejection U خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
shoots U پرتاب کردن
shoot U پرتاب کردن
foin U پرتاب کردن
skeet U پرتاب کردن
jettison U پرتاب کردن
jettisoned U پرتاب کردن
unsling U پرتاب کردن
jaculate U پرتاب کردن
thrust U پرتاب کردن
pitch U پرتاب کردن
jettisons U پرتاب کردن
projected U پرتاب کردن
pitches U پرتاب کردن
thrusting U پرتاب کردن
let fly U پرتاب کردن
projects U پرتاب کردن
jettisoning U پرتاب کردن
project U پرتاب کردن
pelt U پرتاب کردن
pelts U پرتاب کردن
thrusts U پرتاب کردن
pelted U پرتاب کردن
to launch a torpedo U اژدری پرتاب کردن
unsling U از فلاخن پرتاب کردن
jettisons U پرتاب کردن به بیرون
castaway U پرتاب کردن وزنه
to fire a torpedo U اژدری پرتاب کردن
slings U زنجیردار پرتاب کردن
lob U باهستگی پرتاب کردن
sling U زنجیردار پرتاب کردن
shoot U پرتاب کردن گلوله
castaways U پرتاب کردن وزنه
projectable U قابل پرتاب کردن
lobs U باهستگی پرتاب کردن
lobbing U باهستگی پرتاب کردن
lobbed U باهستگی پرتاب کردن
launch a missile U موشک پرتاب کردن
jettisoning U پرتاب کردن به بیرون
jets U بخارج پرتاب کردن
shoots U پرتاب کردن گلوله
jettisoned U پرتاب کردن به بیرون
jetting U بخارج پرتاب کردن
trigger U پرتاب کردن فشنگ
triggered U پرتاب کردن فشنگ
triggers U پرتاب کردن فشنگ
slinging U زنجیردار پرتاب کردن
jet U بخارج پرتاب کردن
jetted U بخارج پرتاب کردن
jettison U پرتاب کردن به بیرون
command ejection U پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
upthrust U بطرف بالا پرتاب کردن
pash U بازور پرتاب کردن کوبیدن
provisional ball U گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
shove U با زور پیش بردن پرتاب کردن
slogs U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogging U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogged U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
skyrocket U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
slog U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
skyrocketing U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocketed U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrockets U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
shoving U با زور پیش بردن پرتاب کردن
shoved U با زور پیش بردن پرتاب کردن
shoves U با زور پیش بردن پرتاب کردن
squish U صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
send down U پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
pitch U توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
pitches U توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
refire time U زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
pitch U پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
pitches U پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
hurl U پرتاب کردن پرت کردن
hurled U پرتاب کردن پرت کردن
hurls U پرتاب کردن پرت کردن
run-up [start-up] U نزدیکی به مکان شروع با دویدن [برای جهش یا پرتاب کردن] [ورزش]
deathlon U مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
quail U نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quails U نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
delivery error U اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
unmuffle U دهان
slobbers U اب دهان
jibbing U دهان
jibs U دهان
astomatous U بی دهان
puss U دهان
slobbering U اب دهان
mouthed U دهان
mouths U دهان
mouthing U دهان
mouth U دهان
polystomatous U دهان
polystome U دهان
potato box U دهان
slobber U اب دهان
slobbered U اب دهان
chops U دهان
gob U دهان
astomatal U بی دهان
jibbed U دهان
OS U دهان
spittle U اب دهان
gobs U دهان
saliva U اب دهان
jib U دهان
gagging U دهان باز کن
mouthy U دهان دار
say a mouthful <idiom> U حرف دهان پر کن
mouthing U در دهان گذاشتن
fetid U گند دهان
gymnostomous U برهنه دهان
spits U اب دهان خدو
palates U سقف دهان
openmouthed U دهان باز
mouthed U در دهان گذاشتن
palate U سقف دهان
widemouthed U دهان باز
scolds U ادم بد دهان
reek U بخار دهان
to shut up U دهان بستن
scold U ادم بد دهان
gags U دهان باز کن
spit U اب دهان خدو
mum's the word <idiom> U دهان قرص
mouth U در دهان گذاشتن
neb U پوزه دهان
halitosis U گند دهان
scolded U ادم بد دهان
gagged U دهان باز کن
reeks U بخار دهان
reeking U بخار دهان
reeked U بخار دهان
peroral U از راه دهان
rictus U چاک دهان
stoma U شکاف دهان
oral U از راه دهان
orals U از راه دهان
slobbered U دهان را اب انداختن
mouthwash U دهان شویه
mouthwashes U دهان شویه
throats U صدا دهان
stomatal U وابسته به دهان
slobbering U دهان را اب انداختن
throat U صدا دهان
cyclostomate U دهان گرد
astomatal U فاقد دهان
insalivate U اب دهان زدن به
stomatous U دهان دار
stomatitis U ورم دهان
stomatology U دهان پزشکی
slobbers U دهان را اب انداختن
stomatic U شبیه دهان
cyclostomatous U دهان گرد
mouth-watering U دهان آب انداز
toho U دهان ببر
gag U دهان باز کن
stomatal U دهان دار
mouths U در دهان گذاشتن
slobber U دهان را اب انداختن
fomalhaut U دهان ماهی
microstomous U کوچک دهان
To muzzle the people. U دهان مردم را بستن
muzzling U دهان بند دهنه
gag U دهان بند بستن
toadfish U ماهی دهان گشاددریایی
gagged U دهان بند بستن
aboral U نقطه مقابل دهان
socket کام [سقف دهان]
fullmouthed U دارای دهان کامل
muzzles U دهان بند دهنه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com