English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
accenting U : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents U : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
accent با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
Other Matches
enclitic U متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
accentuates U با تکیه تلفظ کردن
accentuated U با تکیه تلفظ کردن
accentuate U با تکیه تلفظ کردن
accentuating U با تکیه تلفظ کردن
accentuating U تکیه دادن تاکید کردن
accentuated U تکیه دادن تاکید کردن
accentuates U تکیه دادن تاکید کردن
accentuate U تکیه دادن تاکید کردن
rest U تکیه دادن
rests U تکیه دادن
bolster U تکیه دادن
bolstered U تکیه دادن
bolsters U تکیه دادن
to lean out of the window U به پنجره تکیه دادن
leaned U تکیه دادن بطرف
lean U تکیه دادن بطرف
leans U تکیه دادن بطرف
to lean against the wall U به دیوار تکیه دادن
accubation U تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
benchrest U سکو برای تکیه دادن تیرانداز
to base one self U تکیه کردن
to throw oneself on U تکیه کردن بر
rely U تکیه کردن
reclined U تکیه کردن
recline U تکیه کردن
relies U تکیه کردن
leaned U تکیه کردن
relied U تکیه کردن
to lean on a reed U تکیه بر اب کردن
insist U تکیه کردن بر
reclines U تکیه کردن
insisted U تکیه کردن بر
insisting U تکیه کردن بر
lean U تکیه کردن
insists U تکیه کردن بر
relying U تکیه کردن
leans U تکیه کردن
to emphasize U تکیه کردن [زبان شناسی]
support U تکیه گاه تصدیق کردن
fulcrum U تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
to lean something against something U چیزی را به چیزی تکیه دادن
atonic U بی تکیه
accent U تکیه
reliance U تکیه
accumbency U تکیه
accents U تکیه
accenting U تکیه
accented U تکیه
leanings U تکیه
lolling U لم تکیه
lolls U لم تکیه
emphasis U تکیه
unaccented U بی تکیه
enclitic U بی تکیه
leaning U تکیه
recumbency U تکیه
loll U لم تکیه
lolled U لم تکیه
leans U تکیه زدن
anchors U تکیه گاه
stand U تکیه گاه
postpositive U الحاقی و بی تکیه
counterfort U دیوار تکیه
leaned U تکیه زدن
anchoring U تکیه گاه
anchor U تکیه گاه
support bearing U تکیه گاه
rests U تکیه گاه
accentual U تکیه دار
rest U تکیه گاه
lean U تکیه زدن
boilerplate U تکیه کلام
maulstick U تکیه دست
point of support U تکیه گاه
bridge seat U تکیه گاه
anchorages U تکیه گاه
support U تکیه گاه
anchorage U تکیه گاه
support roller U تکیه گاه
fulcrum U تکیه گاه
stay U تکیه مهار
prop U تکیه گاه
bearing U تکیه گاه
slump over U تکیه زدن
propped U تکیه گاه
heel rest تکیه گاه
mahlstick U تکیه دست
saddle bearer U تکیه گاه
propping U تکیه گاه
arm rest U تکیه گاه
backrest U تکیه گاه
stayed U تکیه مهار
catch-phrases U تکیه کلام
catch-phrase U تکیه کلام
perceptual anchorage U تکیه گاه ادراکی
slogans U تکیه کلام شعار
bearing stress U تنش تکیه گاهی
to lean against something U تکیه زدن به چیزی
bearing width U عرض تکیه گاه
lateral support U تکیه گاه جانبی
lateral support U تکیه گاه کناری
seat bars U میلههای تکیه گاه
accentually U مطابق تکیه صدا
rest U تکیه گاه استراحت
bench wall U دیوار تکیه گاه
movable support U تکیه گاه متحرک
arch abutment U تکیه گاه قوس
rests U تکیه گاه استراحت
abutment U تکیه گاه نیمپایه
hinged support U تکیه گاه مفصلی
elastic support U تکیه گاه ارتجاعی
bow hand U دسته تکیه گاه
restraining support U تکیه گاه گیردار
indirect support U تکیه گاه بی واسطه
solid support U تکیه گاه جامد
bearing pressure U فشار تکیه گاهی
accumbent U تکیه کننده سرغذا
bearing plate U صفحه تکیه گاه
prop U تیر شمع تکیه
settlement of abutments U نشست تکیه گاه
anchorage distance U فاصله تکیه گاهی
journal U تکیه گاه اصلی
support conditions U شرایط تکیه گاهی
journals U تکیه گاه اصلی
core print U تکیه گاه ماهیچه
free support U تکیه گاه ازاد
support U تکیه گاه پایه
simple support U تکیه گاه ساده
support pression U فشار تکیه گاه
armpit U تکیه گاه ارنج
slogan U تکیه کلام شعار
accumbent U تکیه دار خوابیده
armpits U تکیه گاه ارنج
fixed support U تکیه گاه گیردار
propped U تیر شمع تکیه
propping U تیر شمع تکیه
direct support U تکیه گاه بی واسطه
anchoring effect U اثر تکیه گاهی
bearing support U تکیه گاه متحمل بار
bearing pile U تکیه گاه پایه کوب
movable support U تکیه گاه قابل انتقال
span U فاصله دو تکیه گاه تیر
back U پشتی کنندگان تکیه گاه
reaction of support U عکس العمل تکیه گاه
spanned U فاصله دو تکیه گاه تیر
bolsters U تکیه گاه حافظ دهانه پل
catchword U تکیه سخن مفتاح کلام
bolstered U تکیه گاه حافظ دهانه پل
backs U پشتی کنندگان تکیه گاه
spanning U فاصله دو تکیه گاه تیر
bolster U تکیه گاه حافظ دهانه پل
bearing pressure on foundation U فشار تکیه گاهی شالوده
support movement U تغییر مکان تکیه گاه
spans U فاصله دو تکیه گاه تیر
accentually U بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
bossing U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
accent mark U یکی از علائم تکیه در موسیقی
staddle U چوب دستی تکیه گاه
boss U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bossed U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
support resistance U واکنش یا مقاومت تکیه گاه
stiffened at the supports U تقویت شده در تکیه گاهها
bosses U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
stretcher U تکیه گاه پای پاروزن
stretchers U تکیه گاه پای پاروزن
slugged U گلوله تکیه گاه فنر تنبل
slug U گلوله تکیه گاه فنر تنبل
postposition U لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
arrow rest U تکیه گاه تیر روی کمان
support U تکیه بدن ژیمناست روی دستها
armpits U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
i rely solely on god... U تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
armpit U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
slab for bearing U سنگ بتنی کف تاوه تکیه گاه
barytone U کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
Do not lean out! U به پنجره تکیه ندهید! [در اتوبوس یا مترو]
slugs U گلوله تکیه گاه فنر تنبل
accentuation U بکار بردن ایین تکیه صدا
beam on elastic supports U تیر روی تکیه گاههای ارتجاعی
do [verb] U روی [فعلی که همراه می آید] تکیه میکند
simply supported deep beam U تیره تیغه روی دو تکیه گاه ساده
be raise to the bench U بر مسند قضاوت تکیه زدن دادرس شدن
cheekpiece U تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
flying buttresses U طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
string board U تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
pretone U هجا یا صدایی که پیش ازهجا تکیه دارواقع شود
flying buttress U طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
expansion bearing U تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
lay back spin U چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
masculinerhme U قافیه کلماتی که نه به eبلکه بهجای تکیه دار منتهی میشود
false work U تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
cantilever U تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
vocalize U تلفظ کردن تشکیل دادن
seat U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seated U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
seats U وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
abutments U تکیه گاههای انتهائی دیوارهای پشتیبان دیوارههای انتهائی دوطرف پل
rest stroke U کشیدن سیم گیتار [کلاسیک] [انگشت به روی سیم همسایه کوتاه مدت تکیه میکند]
anchored U به چیزی بسته شده تکیه داده شده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com