Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
commercial attache
U
وابسته تجارتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
camial
U
وابسته بمبادله تجارتی تهاتری
Other Matches
commercialize
U
بصورت تجارتی دراوردن جنبه تجارتی دادن به
phallic
U
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
merchant
U
تجارتی
merchants
U
تجارتی
relating to business
<adj.>
U
تجارتی
mercantile
U
تجارتی
commercial
U
تجارتی
business
<adj.>
U
تجارتی
commercial
<adj.>
U
تجارتی
corporate
[commercial]
<adj.>
U
تجارتی
for-profit
<adj.>
U
تجارتی
commerical
U
تجارتی
brand leader
U
علامت تجارتی
brands
U
عنوان تجارتی
commerical papers
U
اسناد تجارتی
trade price
U
قیمت تجارتی
commerical papers
U
اوراق تجارتی
business type operation
U
عملیات تجارتی
business name
U
اسم تجارتی
commercial pure
U
خلوص تجارتی
commercial structural steel
U
فولادسازهای تجارتی
commercial value
U
ارزش تجارتی
commercial transactions
U
معاملات تجارتی
brand name
U
نام تجارتی
brand loyalty
U
نام تجارتی
bill of goods
U
فهرست تجارتی
commercial paper
U
سند تجارتی
commercial marine
U
کشتیرانی تجارتی
mercantile marine
U
کشتیهای تجارتی
commercial invoice
U
سیاهه تجارتی
commercial firm
U
شرکت تجارتی
document bills
U
اوراق تجارتی
commercial bills
U
اوراق تجارتی
advertisements
U
اگهیهای تجارتی
merchandise
U
کالای تجارتی
merchant bar
U
فولاد تجارتی
commercials
U
اگهیهای تجارتی
trade restrictions
U
تضییقات تجارتی
capital asset
U
علامت تجارتی
commercial loading
U
بارگیری تجارتی
commercial items
U
کالاهای تجارتی
merchantman
U
کشتی تجارتی
commercial items
U
اقلام تجارتی
trade union
U
اتحادیه تجارتی
trading company
U
شرکت تجارتی
trade winds
U
بادهای تجارتی
merchant ship
U
کشتی تجارتی
brands
U
علامت تجارتی
trade gap
U
کسری تجارتی
trademark
U
علامت تجارتی
trade disputes
U
دعاوی تجارتی
argosy
U
ناوگان تجارتی
industrial tube
U
لامپ تجارتی
trade barrier
U
مانع تجارتی
trade balance
U
موازنه تجارتی
brand names
U
نام تجارتی
trade agreement
U
موافقتنامه تجارتی
Trade mark.
U
علامت تجارتی
brand
U
علامت تجارتی
branding
U
عنوان تجارتی
commercial papers
U
اوراق تجارتی
trade unions
U
اتحادیه تجارتی
trades unions
U
اتحادیه تجارتی
branding
U
علامت تجارتی
trade mark
U
علامت تجارتی
brand
U
عنوان تجارتی
trade price
U
بهای تجارتی
ideograph
U
مارک تجارتی
trademarks
U
علامت تجارتی
trade name
U
نام تجارتی
trade names
U
نام تجارتی
commodity rate
U
براتهای تجارتی
olympian
U
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
U
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
U
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
dialectological
U
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial
U
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
U
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
U
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
register of commerce
U
دفتر ثبت تجارتی
dominant firm
U
واحد تجارتی مسلط
commercial structural steel
U
فولاد ساختمان تجارتی
unfavorable balance of trade
U
توازن نامطلوب تجارتی
trademarks
U
علامت تجارتی گذاشتن
trademark
U
علامت تجارتی گذاشتن
in restraint of trade
U
تحت محدودیت تجارتی
name brand
U
علامت تجارتی مشهور
commercial light gage sheet
U
ورق فریف تجارتی
advertisement
آگهی های تجارتی
commercial procuration
U
قائم مقام تجارتی
trade barrier
U
قید و بند تجارتی
commercial loading
U
بارگیری کالای تجارتی
local trade customs
U
عرف تجارتی محل
commercial banking system
U
نظام بانکداری تجارتی
subsidiary brand
U
علامت تجارتی فرعی
commercial representative
U
قائم مقام تجارتی
business income
U
درامد خالص تجارتی
cost plus
U
براساس قیمت تجارتی
passive trade balance
U
توازن تجارتی منفی
sothic
U
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular
U
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar
U
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical
U
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal
U
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
charter party
U
قرارداد اجاره کشتی تجارتی
downswing
U
تنزل کارهای تجارتی وغیره
roll out
U
معرفی یک کالای تجارتی به بازار
merchandies
U
معامله کردن کالای تجارتی
name plugging
U
تکرار نام یا علامت تجارتی
transferable commercial instrument
U
اوراق تجارتی قابل انتقال
commercial type vehicle
U
خودروی تجارتی خودروهای شخصی
secular trend
U
سهام تجارتی وگواهی نامه ان ها
stock exchnge
U
بازار سهام تجارتی اتحادیه سهامداران
copywriters
U
نویسندهی آگهیهای تجارتی و مطالب تبلیغاتی
Biros
U
نام تجارتی نوعی قلم خودکار
Biro
U
نام تجارتی نوعی قلم خودکار
commercialization
U
تبدیل بصورت بازرگانی تجارتی کردن
copywriter
U
نویسندهی آگهیهای تجارتی و مطالب تبلیغاتی
privateer
U
درکشتی تجارتی مسلح کار کردن
cliquey
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
U
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory
U
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
U
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
U
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
adverts
U
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
advert
U
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
dacron
U
نام تجارتی الیاف مصنوعی پارچه داکرون
public image
U
تاثیر علامت تجارتی روی ذهن مردم
service marking
U
علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
take over bid
U
پیشنهادخرید برای تحت کنترل دراوردن واحد تجارتی
confirming house
U
موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
sister services
U
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose
U
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic
U
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
U
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
payola
U
وام غیر مستقیم ومخفی که برای کارهای تجارتی داده میشود
privateer
U
کشتی تجارتی که هنگام جنگ توسط دولت مصادره ومسلح میشود
favourble balance of trade
U
تعادل مطلوب تجارتی موازنه مثبت بیشتر بودن صادرات یک کشور ازوارداتش
legal reserves
U
مقدار وجهی که بانکهای تجارتی طبق قانون باید نزد بانک مرکزی داشته باشند
spam
U
مقالهای که به بیشتر از یک گروه خبری پست شود و بنابراین حاوی پیام های تجارتی است
morphic
U
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
U
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
U
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
reserve requirement
U
مقدار ودیعه مالی که هر بانک تجارتی در بانک مرکزی بایدداشته باشد
rediscount rate
U
نرخ بهره در مورد وامی که بانک تجارتی از بانک مرکزی می گیرد
associate
U
وابسته وابسته کردن
associates
U
وابسته وابسته کردن
associated
U
وابسته وابسته کردن
associating
U
وابسته وابسته کردن
brand switching
U
تغییر مصرف از یک نام به نام تجارتی دیگر
epistemologycal
U
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
U
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
flexowriter
U
علامت تجارتی نوعی ماشین ابتدایی که برای تولید نوارکاغذی منگنه شده از داده هایی که از یک صفحه کلیدوارد شده اند استفاده می کرده است
free port
U
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free ports
U
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
list price
U
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
business cycle
U
دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
life cycle hypothesis
U
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
affiliating
U
وابسته
pertaining
U
وابسته
monitorial
U
وابسته به
hanger on
U
وابسته
febile
U
وابسته به تب
elfin
U
وابسته به جن
wedded
U
وابسته
affiliates
U
وابسته
levitical
U
وابسته به
federating
U
وابسته
federates
U
وابسته
federated
U
وابسته
federate
U
وابسته
adjective
U
وابسته
diphtheric
U
وابسته به
akin
U
وابسته
elysian
U
وابسته به
thereof
U
وابسته به ان
affiliated
U
وابسته
affiliate
U
وابسته
related
U
وابسته
pertinent
U
وابسته
interdependent
U
وابسته
israelitish
U
وابسته به
aquatic
U
وابسته به اب
tuitionary
U
وابسته به
adjectives
U
وابسته
pyrexial
U
وابسته به تب
carpal
U
وابسته به مچ
plantar
U
وابسته به کف پا
subordinate
U
وابسته
subordinated
U
وابسته
subordinates
U
وابسته
relative
U
وابسته
subordinating
U
وابسته
sexual organs
U
وابسته به
belonging
U
وابسته ها
cephalic
U
وابسته به سر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com