Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
astigmatism
U
ناهمخوانی بینایی استیگماتیسم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
incongruence
U
ناهمخوانی
disparities
U
ناهمخوانی
incongruities
U
ناهمخوانی
incongruity
U
ناهمخوانی
disparity
U
ناهمخوانی
discrepancy
U
ناهمخوانی
retinal disparity
U
ناهمخوانی شبکیهای
horizontal disparity
U
ناهمخوانی افقی
binocular disparity
U
ناهمخوانی دید دو چشمی
sights
U
بینایی
spectrum
U
بینایی
perceptivity
U
بینایی
spectral
U
بینایی
sight
U
بینایی
eying
U
بینایی
eyes
U
بینایی
eyeing
U
بینایی
eye
U
بینایی
eyesight
U
بینایی
perspectives
U
بینایی
perspective
U
بینایی
vision
U
بینایی
visions
U
بینایی
second sight
U
بینایی
optic nerve
U
عصب بینایی
optometer
U
بینایی سنج
nervus opticus
U
عصب بینایی
optometry
U
بینایی سنجی
visual yellow
U
زرد بینایی
photopia
U
بینایی درنورزیاد
visual acuity
U
تیزی بینایی
visual axis
U
محور بینایی
visive
U
وابسته به بینایی
vision test
U
ازمون بینایی
trichromatism
U
بینایی سه فامی
quick sight
U
بینایی تیز
the sense of sight
U
حس بینایی یا باصره
scotopia
U
بینایی در تاریکی
visual purple
U
ارغوان بینایی
rhodopsin
U
ارغوان بینایی
monocular vision
U
بینایی یک چشمی
monochromatism
U
بینایی تک فامی
far point
U
برد بینایی
facial vision
U
بینایی صورتی
emmetropis
U
بینایی طبیعی
emmetropia
U
بینایی طبیعی
discernment
U
بصیرت بینایی
dichromatism
U
بینایی دوفامی
asthenopia
U
ضعف بینایی
tunnel vision
U
بینایی کانونی
optics
U
علم بینایی
field of vision
U
میدان بینایی
optic
U
وابسته به بینایی
campimeter
U
میدان سنج بینایی
optical instruments
U
الات وابسته به بینایی
ametropia
U
نقص انکساری بینایی
perimeters
U
میدان سنج بینایی
perimeter
U
میدان سنج بینایی
kenning
U
نگاه قدرت بینایی
scope
U
وسیله دیدبانی یا بینایی
xanthocyanopsia
U
بینایی زرد- ابی
manoptoscope
U
برتری سنج بینایی
test chart
U
لوحه بینایی سنجی
perceptiveness
U
بینایی قوه مشاهده
paropsis
U
خراب شدن بینایی
optometric service
U
قسمت بینایی سنجی
orthoptic
U
درست کننده نقص بینایی
orthoptic
U
وابسته به اصلاح نقص بینایی
his sight could p darkness
U
بینایی وی تاریکی رامی شکافت
hemeralopia
U
کمی بینایی در نور زیاد
optometric service
U
بخش بینایی سنجی و چشم پزشکی
eye glass
U
شیشهای که برای کمک بینایی بکارمیبرند
Poor eyesight is a handicap to a scientists progress .
U
ضعف بینایی مانع پیشرفت یک دانشمند است
red out
U
از بین رفتن قدرت بینایی هنگام سقوط با شتاب منفی
spectroscope
U
بینایی بین طیف بین
spectroscopy
U
بینایی بین طیف بین
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com