Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (43 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
skim
U
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed
U
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skims
U
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lionize
U
مورد توجه زیاد قرار گرفتن شیر کردن
to receive attantion
U
مورد توجه قرار گرفتن
out lawry
U
طراحی کردن بطور مختصر شرح دادن خلاصه کردن
condemns
U
مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
condemn
U
مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
condemning
U
مورد اعتراض قرار دادن تخط ئه کردن
to ingratite oneself
U
خودرا طرف توجه قرار دادن خود شیرینی کردن
utilising
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
look in on
<idiom>
U
تماس حاصل کردن
osculate
U
تماس نزدیک حاصل کردن
brush
U
تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
brushes
U
تماس حاصل کردن واهسته گذشتن
postures
U
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
postured
U
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
posture
U
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
posturing
U
چگونگی طرز ایستادن یا قرار گرفتن قرار دادن
snug
U
بطور دنج قرار گرفتن
ingratiated
U
طرف توجه قرار دادن
ingratiating
U
طرف توجه قرار دادن
ingratiates
U
طرف توجه قرار دادن
ingratiate
U
طرف توجه قرار دادن
succeeded
U
بدنبال امدن بطور توالی قرار گرفتن
succeeds
U
بدنبال امدن بطور توالی قرار گرفتن
succeed
U
بدنبال امدن بطور توالی قرار گرفتن
superinduce
U
تخحت فشار قرار گرفتن کشیدن یا گذاشتن یا جا دادن تجدید فراش کردن
marginalized
U
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalised
U
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalizing
U
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalizes
U
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalize
U
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalising
U
مورد کمتوجهی قرار دادن
marginalises
U
مورد کمتوجهی قرار دادن
to bring odium on
U
مورد نفرت قرار دادن
to assent
U
مورد موافقت قرار دادن
take to task
U
مورد مواخذه قرار دادن
inveighs
U
مورد حمله قرار دادن
invading
U
مورد تجاوز قرار دادن
inveigh
U
مورد حمله قرار دادن
inveighing
U
مورد حمله قرار دادن
go for
U
مورد حمله قرار دادن
inveighed
U
مورد حمله قرار دادن
utilised
U
مورد استفاده قرار دادن
invades
U
مورد تجاوز قرار دادن
utilising
U
مورد استفاده قرار دادن
utilize
U
مورد استفاده قرار دادن
utilizes
U
مورد استفاده قرار دادن
utilizing
U
مورد استفاده قرار دادن
invaded
U
مورد تجاوز قرار دادن
utilises
U
مورد استفاده قرار دادن
invade
U
مورد تجاوز قرار دادن
reappraise
U
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
reappraised
U
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
pick to pieces
U
سخت مورد انتقاد قرار دادن
ingratiating
U
مورد لطف و عنایت قرار دادن
ingratiated
U
مورد لطف و عنایت قرار دادن
ingratiate
U
مورد لطف و عنایت قرار دادن
ingratiates
U
مورد لطف و عنایت قرار دادن
reappraises
U
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
reappraising
U
دوباره مورد ملاحظه قرار دادن
questioned
U
مورد تردیدیا اعتراض قرار دادن
questions
U
مورد تردیدیا اعتراض قرار دادن
question
U
مورد تردیدیا اعتراض قرار دادن
ingratiation
U
مورد لطف وتوجه قرار دادن
rethought
U
دوباره مورد تفکر قرار دادن
rethinks
U
دوباره مورد تفکر قرار دادن
rethinking
U
دوباره مورد تفکر قرار دادن
rethink
U
دوباره مورد تفکر قرار دادن
damping vane
U
پرهای در فلومتر سوخت برای کاهش دادن و گرفتن نوسانات حاصل از جریان متلاطم
averages
U
میانه قرار دادن میانگین گرفتن
averaged
U
میانه قرار دادن میانگین گرفتن
average
U
میانه قرار دادن میانگین گرفتن
trifles
U
بازیچه قرار دادن سرسری گرفتن
averaging
U
میانه قرار دادن میانگین گرفتن
trifle
U
بازیچه قرار دادن سرسری گرفتن
get
U
حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
gets
U
حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
getting
U
حاصل کردن گرفتن گیر اوردن
sclaff
U
تماس چوگان بازمین قبل از خوردن به توپ ضربت مختصر
block the plate
U
موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
formats
U
روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ
format
U
روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ
concisely
U
بطور مختصر
superficially
U
بطور سطحی
in a nutshell
U
بطور خیلی مختصر
skimmed
U
بطور سطحی خواندن
scorch
U
بطور سطحی سوختن
in a perfunctory manner
U
بطور سرسری یا سطحی
skim
U
بطور سطحی خواندن
scorches
U
بطور سطحی سوختن
topdress
U
بطور سطحی پاشیدن
singed
U
بطور سطحی سوختن
skims
U
بطور سطحی خواندن
singeing
U
بطور سطحی سوختن
singes
U
بطور سطحی سوختن
singe
U
بطور سطحی سوختن
overlie
U
قرار گرفتن خفه کردن
object point
U
سمت مورد توجه
objective point
U
سمت مورد توجه
unregarded
U
مورد توجه قرارنگرفته
favouritism
U
افراد مورد توجه
To take into consideration. To consider.
U
مورد توجه قراردادن
polestar
U
هادی مورد توجه
classify
U
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifies
U
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifying
U
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
receive attention
U
مورد توجه واقع شدن
steal the show
<idiom>
U
دراجرا مورد توجه بودن
appose
U
موردانتقاد و ایراد قرار گرفتن رسیدگی کردن
interferes
U
توقف کار کردن چیزی در راه قرار گرفتن
interfered
U
توقف کار کردن چیزی در راه قرار گرفتن
interfere
U
توقف کار کردن چیزی در راه قرار گرفتن
get in touch with someone
<idiom>
U
باکسی تماس گرفتن
follow up
U
تعقیب کردن دنباله داستان را شرح دادن تماس با بیمارپس ازتشخیص یا درمان
contacts
U
محل اتصال تماس گرفتن
contacted
U
محل اتصال تماس گرفتن
contacting
U
محل اتصال تماس گرفتن
contact
U
محل اتصال تماس گرفتن
filler weld
U
جوشهائیکه درگوشه تماس دو نقطه جوش شونده قرار میگیرند
contacted
U
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
contact
U
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
contacts
U
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
contacting
U
قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
interestingly
U
بطور جالب توجه
interestingly
U
بطور قابل توجه
series
U
4 تماس پی در پی با زمین که باعث گرفتن امتیاز 01 یاردپیشروی میشود
them by his politeness
U
با ادب خود را طرف توجه قرار داد
area of operational interest
U
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
applique
U
مورد استفاده قرار گرفته
viewless
U
مورد نظر قرار نگرفته
unquestioned
U
مورد بازپرسی قرار نگرفته
ingratiatory
U
طرف توجه قرار دهنده امیخته بخود شیرینی
inappositely
U
بطور بیجایا بی مورد
nursling
U
بچهای که مورد موافبت قرار میگیرد
pursues
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
collimate
U
موازی قرار دادن لوله و هدف میزان کردن تعدیل کردن
pursued
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursue
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursuing
U
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
lays
U
قرار دادن طرح کردن مطرح کردن توط ئه چیدن
predicated
U
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
lay
U
قرار دادن طرح کردن مطرح کردن توط ئه چیدن
predicate
U
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
predicating
U
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
predicates
U
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
handing
U
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
hand
U
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
engarland
U
درحلقهء گل قرار دادن احاطه کردن
locate
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
locating
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
locates
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
located
U
1-قرار دادن یا تنظیم کردن . 2-یافتن
mounts
U
ثابت کردن نصب کردن قرار دادن
mount
U
ثابت کردن نصب کردن قرار دادن
cache memory
U
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
ret
U
در معرض رطوبت قرار دادن خیس کردن
collated
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collates
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
To stipulate.
U
شرط کردن (بعنوان شرایط قرار دادن )
caches
U
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
collating
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
cache
U
فایل کردن یا قرار دادن در حافظه پنهان
strings attached
<idiom>
U
تحت کنترل قرار دادن،مهار کردن
treat
U
تحت عمل قرار دادن بحث کردن در
treated
U
تحت عمل قرار دادن بحث کردن در
treats
U
تحت عمل قرار دادن بحث کردن در
collate
U
مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
tantalus
U
تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت
I had no opportunity to discuss the matter .
U
فرصت نشد که موضوع را مورد بحث قرار بدهم
to decide
[on]
U
تصمیم گرفتن
[در مورد]
consent
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
arrest
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrests
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrested
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
to bring into contact
U
تماس دادن
tuch
U
تماس دادن با
productions
U
حاصل دادن
production
U
حاصل دادن
to decide on a motion
U
در مورد تقاضایی تصمیم گرفتن
precise
U
مختصر کردن مختصر
bridged
U
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
storing
U
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
store
U
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد
bridge
U
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
bridges
U
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسران قرار میگیرد
working section
U
قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
letter de chancellerie
U
نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد
comment
U
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
commenting
U
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
underpin
U
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
commented
U
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
underpinned
U
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins
U
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
annotations
U
توضیح یا توجه در برنامه در مورد نحوه اجرای برنامه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com