English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 229 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electrified U الکتریکی کردن
electrifies U الکتریکی کردن
electrify U الکتریکی کردن
electrifying U الکتریکی کردن
electrise U الکتریکی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
corona U تخلیه بار الکتریکی که برای بار کردن تونر چاپگر لیزری به کار می رود
coronas U تخلیه بار الکتریکی که برای بار کردن تونر چاپگر لیزری به کار می رود
power U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power U روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powered U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powered U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered U روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powering U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powering U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powering U روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
powers U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powers U خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powers U روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
electrified U الکتریکی کردن به هیجان اوردن
electrifies U الکتریکی کردن به هیجان اوردن
electrify U الکتریکی کردن به هیجان اوردن
electrifying U الکتریکی کردن به هیجان اوردن
disconnect U قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnecting U قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnects U قطع کردن اتصال الکتریکی
electro galvanize U اب روی دادن الکتریکی الکتروگالوانیزه کردن
galvano cautery U داغ کردن الکتریکی
to turn on U روشن کردن [کلید الکتریکی]
Other Matches
electrostatic U ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
PSU U مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
electrical and otherwise U الکتریکی و غیر الکتریکی
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
gas electric generating set U مولد برق بنزینی- الکتریکی مولد برق گاز الکتریکی
electrical U الکتریکی
electric U الکتریکی
electrotechnical U الکتریکی
isolate U به صورت الکتریکی
electric wave U موج الکتریکی
isolates U به صورت الکتریکی
voltages U فشار الکتریکی
charges U بار الکتریکی
voltage U فشار الکتریکی
electric equipment U تجهیزات الکتریکی
electric eye U چشم الکتریکی
magic eye U چشم الکتریکی
electric field U میدان الکتریکی
galvano cautery U داغ الکتریکی
isolating U به صورت الکتریکی
electric flux U شار الکتریکی
conduction U رسانایی الکتریکی
transcriptions U ضبط الکتریکی
transcription U ضبط الکتریکی
electric heater U گرم کن الکتریکی
electrical connections U اتصالات الکتریکی
electric tension U فشار الکتریکی
electric filter U صافی الکتریکی
electrodes U قطب الکتریکی
capacitance U فرفیت الکتریکی
electric unit U واحدهای الکتریکی
electric traction U قوه الکتریکی
electric traction U کشش الکتریکی
resistors U مقاومت الکتریکی
resistor U مقاومت الکتریکی
tachogenerator U دورسنج الکتریکی
electric force U نیروی الکتریکی
electrovalency U فرفیت الکتریکی
electrolytic iron U اهن الکتریکی
flux U فلوی الکتریکی
spark erossion U فرسایش الکتریکی
electro erosion U فرسایش الکتریکی
electrical transcription U ضبط الکتریکی
electrical schematic U نمودار الکتریکی
electrical resistivity U مقاومت الکتریکی
electrical prospecting U کاوش الکتریکی
electrical model U مدل الکتریکی
electrical interface U تداخل الکتریکی
image U تصویر الکتریکی
images U تصویر الکتریکی
electromagnet U اهنربای الکتریکی
electrovalence U فرفیت الکتریکی
electropathy U مداوای الکتریکی
circuit U جریان الکتریکی
circuit U اتصال الکتریکی
electron bombbardment U بمباران الکتریکی
electromotor U موتور الکتریکی
electromotor U محرک الکتریکی
circuits U جریان الکتریکی
circuits U اتصال الکتریکی
electroplating U ابکاری الکتریکی
electromigration U مهاجرت الکتریکی
electrical insulator U عایق الکتریکی
electrical degree U درجه الکتریکی
electric shocks U شوک الکتریکی
electrical conduction U رسانش الکتریکی
flash fuze U چاشنی الکتریکی
hot seat U صندلی الکتریکی
electric welding U جوشکاری الکتریکی
charge U بار الکتریکی
electric shock U شوک الکتریکی
electric wind U باد الکتریکی
electrical analogue U مشابهات الکتریکی
electrical conductivity U رسانندگی الکتریکی
electrolytic capacitor U خازن الکتریکی
electrical U سیستم الکتریکی
electrical conductivity U هدایت الکتریکی
electrical conductance U رسانایی الکتریکی
static breeze U وزش الکتریکی
electrical breeze U وزش الکتریکی
electrical bounding U اتصال الکتریکی
electrical angle U زاویه الکتریکی
electric potential U پتانسیل الکتریکی
electric control U کنترل الکتریکی
electric arc U قوس الکتریکی
electric apparatus U دستگاه الکتریکی
dielectric viscosity U لختی دی الکتریکی
dielectric strength U پایدار دی الکتریکی
gasoline electric U بنزین الکتریکی
all electric U تماما" الکتریکی
corona discharge U تخلیه الکتریکی
electric coupling U پیوست الکتریکی
discharges U تخلیه الکتریکی
gold contacts U اتصالات الکتریکی
electric brake U ترمز الکتریکی
electric machine U ماشین الکتریکی
dielectric power U قدرت دی الکتریکی
electric discharge U تخلیه الکتریکی
gyro compass U قطبنمای الکتریکی
electric balance U تعادل الکتریکی
dielectric polarization U قطبش دی الکتریکی
electric attraction U جاذبه الکتریکی
electric coupling U تزویج الکتریکی
voltaism U ولتاژ الکتریکی
electric energy U انرژی الکتریکی
electric constant U ثابت الکتریکی
electric component U قطعه الکتریکی
electric clock U ساعت الکتریکی
electric circuit U مدار الکتریکی
electric charge U بار الکتریکی
engine U موتورغیر الکتریکی
dielectric strain U بار دی الکتریکی
electric bulb U لامپ الکتریکی
electric primer U چاشنی الکتریکی
electric break down U شکست الکتریکی
conductivity U رسانندگی الکتریکی
discharge U تخلیه الکتریکی
electric resistance U مقاومت الکتریکی
electric contact U کنتاکت الکتریکی
electrode U قطب الکتریکی
dielectric stress U بار دی الکتریکی
electric drive U محرکه الکتریکی
specific conductance U رسانندگی الکتریکی
electric connection U اتصال الکتریکی
air dielectric U دی الکتریکی هوا
electrolysis U تجزیه الکتریکی
contact potential U فشار الکتریکی تماسی
dielectric power factor U ضریب قدرت دی الکتریکی
dielectric resistance U مقدار مقاومت دی الکتریکی
electroerosive U فرسایش قوس الکتریکی
permitivity U نفوذ پذیری الکتریکی
internal electerical potential U پتانسیل الکتریکی داخلی
pelorus U پایه قطبنمای الکتریکی
connector U مین مسیر الکتریکی
constant voltage U فشار الکتریکی ثابت
conservation of charge U بقای بار الکتریکی
flash fuze U ماسوره الکتریکی یا جرقهای
photoelectric reader U خواننده فتو الکتریکی
discharge U اخراج تخلیه الکتریکی
electrical double layer U لایه مضاعف الکتریکی
electrolytical U مربوط به افسادیاتحلیل الکتریکی
brainwaves U موج الکتریکی مغز
latent electronic image U تصویر الکتریکی پنهان
dielectric loss angle U زاویه اتلاف دی الکتریکی
electrically operated chuck U سه نظام با عملکرد الکتریکی
dielectric loss factor U ضریب اتلاف دی الکتریکی
terminals U نقطه اتصال الکتریکی
dielectric phase angle U زاویه فاز دی الکتریکی
voltage stabilization U تثبیت فشار الکتریکی
electro spark process U فرایند قوس الکتریکی
portable electric tool U ابزار الکتریکی دستی
voltage stability U ثبات فشار الکتریکی
electro erosion process U فرایند فرسایش الکتریکی
coupler plug U دوشاخه وسایل الکتریکی
discharges U اخراج تخلیه الکتریکی
ignition voltage U فشار الکتریکی احتراق
terminal U نقطه اتصال الکتریکی
voltage drop U افت فشار الکتریکی
voltage source U منبع فشار الکتریکی
brainwave U موج الکتریکی مغز
echo sounding machine U عمق یاب الکتریکی
hook-up U اتصال [به دستگاهی الکتریکی]
conduction U رسانش الکتریکی هدایت
electric flux density U چگالی شار الکتریکی
residual charge U بار الکتریکی مانده
back voltage U نیروی ضد محرکه الکتریکی
shielded arc welding U جوشکاری قوسی الکتریکی
mechanical energy reservoir U منبع انرژی الکتریکی
electric horsepower U اسب بخار الکتریکی
specific electrical conductivity U هدایت الکتریکی مخصوص
biases U سطح مرجع الکتریکی
bias U سطح مرجع الکتریکی
strobe U پاس مدار الکتریکی
klaxons U بوق الکتریکی پرصدا
lead U سیر هدایت الکتریکی
absolute electrical units U واحدهای الکتریکی مطلق
leads U سیر هدایت الکتریکی
collectors U جاروی الکتریکی جارو
electric field intensity U شدت میدان الکتریکی
collector U جاروی الکتریکی جارو
electric field strength U شدت میدان الکتریکی
failures U مین توان الکتریکی
oil filled cable U کابل روغنی الکتریکی
rheostat U جنبه مقاومت الکتریکی
failure U مین توان الکتریکی
klaxon U بوق الکتریکی پرصدا
electric arc current U جریان قوس الکتریکی
inductor U اندوکتور جاروی الکتریکی
a dedicated wiring circuit U یک مدار الکتریکی اختصاصی
contact U اتصال الکتریکی برخورد
electric discharge lamp U لامپ تخلیه الکتریکی
contacted U اتصال الکتریکی برخورد
line of electric field strength U خط شدت میدان الکتریکی
contacting U اتصال الکتریکی برخورد
electrical insulation U عایق سازی الکتریکی
contacts U اتصال الکتریکی برخورد
electric current intensity U شدت جریان الکتریکی
electric potential difference U اختلاف پتانسیل الکتریکی
full-load adjustment screw پیچ تنظیم الکتریکی
industrial electric locomotive U لکوموتیو الکتریکی صنعتی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com